320
订阅者
-124 小时
+37 天
-1030 天
帖子存档
تماس تلفنی با تتلو و بیت انداختن زیرش درحد ۳۰ ثانیه کانسپت جالبی میشد. آخه هشت دقیقه؟ برا اصلاح صدا Ai مرده مگه.
عصبانی۱ رو سر این داد که سهراب امجی با اسپانسر بت کار میکرد و میخواست افشا کنه عجب آدمیه. عصبانی۲ رو وقتی داد که افشا شد خودش چه آدمی بوده که به هیچ پولی نه نمیگه مخصوصا از سمت حکومت.
تو این وضعیت خاورمیانه کم مونده بود شما از ما عصبانی باشی آقای شایع.
تا ساعاتی آینده نزدیک به صبح، سه اتفاق خیلی مهم قرار است بیوفتد. حتی مهمتر از حمله احتمالی.
بنویسید در عصری که بیخ گوشمان ملت میگفتند «بابا اوکی همه چی میپوشم، بزا بدون اجازه شوهرم برم خرید» و بابتش میمیرن، یه عده از شکستن چرخه خشونت و اصول لیبرالیسم حرف میزنند و بقیه دنبال آینه بغل تانک هستند.
یه نکته: قبول کردن حرف زورگو باعث نمیشه همونجا متوقف بشه، یه قدم جلوتر میاد. با همه شروطش هم موافقت کنی باز یکی دیگه جدید میزاره. برای همین باید در نطفه خفه بشه. حتی اگه حرف معقولی زد. اگه اومد گفت چرا سیگار میکشی ضرر داره هم باید بگی گه خوریش به تو نیومده. نباید گذاشت جلوتر بیاد. چه برسه به اینکه سر حقوق انسانیت شرط و شروط تعیین کنه.
در این آیه نکتههاییست برای آنها که میاندیشند.
برای کیفیت دادن به عکسا از Ai استفاده میکنند، که کار اشتباهیه، چون باکره غربی و ارزشی میان میگن فیکه. چیزی از اصل ماجرا عوض نمیشه، حالا هی بحث رو یکی بخواد بپیچونه و منکر داستان بشه یعنی دنبال زیربغل مار و دندهعقب هواپیماست.
خاورمیانه بیشترین جایی بود که درباره غیرت توش حرف زده میشد، و بیغیرتترین موجودات عالم هم تو همین خاورمیانه پیدا شدند.
+1
وسطبازان «حالا ترامپ حمله کرد چیزی درست شد؟» درگیر نشدن کشور رو ترجیه میدهند. هزینه ندادن رژیم را ترجیه میدهند، تا اونقدری قدرتمند بشه، که حجاب هیچ، حتی بابت حاضر بودن در جامعه هم دستگیر و مواخذهتان کنند.
این آینده رو براتون متصور شدند.
درست بغل گوشتان.
هرکسی که رو به روی ظالم میایسته، تا ابد برای من عزیزه، و هرکسی که سرخم کرد، تا ابد از چشمم افتاده.
اینم ویژگی خاورمیانه بود که مارو شرطی کرد. دیگه معیارهای قومیتی و زیباییشناسی مهم نیست. فقط دختری سکسیه که رو ماشین فراجا روسری تکون میده. فقط پسری جذابه که شب بسیجی رو تو کوچه خفت میکنه.
هرچیز دیگهای درباره معیارهای آدم جذاب، حاشیهست.
بابک زنجانی بابت حواشیش اونقدرا راحتم نمیتونه تبلیغ بگیره مثل بقیه، برا همین میاد حاشیههای کنترل شده درست میکنه تا دیده بشه، رایگان.
در ثبت احوال جمهوری اسلامی، شما حق نداری هر اسمی دلت خواست بزاری رو خودت، و حتی عوض کردن اسمت باید دلیل موجه داشته باشه، و برخی اسمها رو هم نمیشه عوض کرد. تو این فضای «تصمیم تو برای خودت به هیچ جای کسی نیست» یارو مطمئنا عقلش میرسه اسم بچش رو بزاره jwbqksgwnqi رد میشه، منتها تیتر خبری میخواد. و شما هم رایگان داری بهش این تبلیغ رایگان رو میدی با مسخره کردنش.
یه داستان کوتاه و یه مقاله نیمهکاره رو دستم مونده حوصله ندارم بنویسم.
باید فکری به حال انگیزه کنم.
تمام بشه اینجا میزارم، چیز جالبیه، شاید خوشتون اومد.
+1
بعد مدتی طولانی، دوباره شروع کردیم ساختن تابلو دکوراتیو رو. حداقل در فرآیند ساختنش کمی آدم حس بهتری داره.
از داتوورس یه زمان خیلی خوشم میومد، تا اینکه اون متن مضخرفش رو وسط اعتراضات دیماه دیدم. هیچ علاقهای به شرکت در افتتاحیه کافهش ندارم، مگر برای دیدن پراگمابوک، و یا یافتن دوستان جدید.
از شبح اپرا که قبلا معرفی کردم، چندین فیلم ساختند. یکیش محصول ۲۰۰۴ هستش و اقتباس آزاد موزیکاله، تا اینجاش چیز قویای بنظر میرسه.
حس میکنم در تحلیل کتابها باید یه بار اون موقع بنویسم، یه بار بعدا، که اگه نکتهای جا موند اشاره کنم، و اگه تحت تاثیر جو کتاب بودم بعدا اصلاح کنم. درباره شبح اپرا هم فکر کنم کم لطفی کردم، این داستان ارزش بیشتر پرداختن بهش رو داره.
• حالا این چهارتا دقیق به چه معناست:
۱. من حقیقی، میشه مجموعه ویژگیها و افکار و انگیزههامون و مثلا اینکه بدنمون چگونه واکنش نشان میدهد و صفاتش.
۲. تصور من از خودم، میشه داستانهایی که تعریف میکنم. وقتی میگم «تصور»، به معنای غیرواقعی نیست. مثلا ما باور داریم منزوی هستیم یا شجاع هستیم.
۳. تصوری که دیگران از من ساختهاند و طبق اون با من رفتار میکنند، مثلا اینکه عصبانی هستم تو ذهنشون یا مهربان.
۴. تصور من از تصور دیگران، میشه فکر کردنم درباره اینکه چگونه دیده میشم. مثلا اینکه فکر کنم به چشم همه احمقم با اینکه شاید نباشم، و این رو خودآگاهی و رفتارم تاثیر میزاره.
این بخش چهارم جالبه، چون منشا اضطراب اجتماعی و خیلی از مشکلات همینجاست. در انیمه Perfect Blue همین لایه دچار فروپاشی میشه.
اول ایرادم به انیمه این بود که داره درباره «من واقعی» حرف میزنه و ما یک «من» نداریم، پس این یک اثر شعاری یا در بهترین حالت متوسطه. آخراش رسیدم دیدم نویسنده اتفاقا میخواد همینو نقد کنه. خوشمان آمد.
درباره داستانشم حرفی ندارم اسپویل نشوید.
آبی تمام عیار با اینکه قدیمیه، چندتا نکته جالب داره.
شاید بگید نکته جالبش در درهمآمیختن وهم و خیال باشه، نه نیست. در مقایسه با کارای امروزی از هر ۱۰ تا فیلم ۵ تاش راجعبه همینه. تا جایی که بیلیبوچر تو د بویز هم توهم فایتکلابطور میزنه. آثاری مثل دانیدارکو، مالهالنددرایو، شاترآیلند و غیره هم هستند سردمدار این ژانر. نهایتا بشه گفت اینکه در اون زمان پیشتاز این ایده بوده قابل تقدیره.
اما، نکته اصلی جالبش چند مسئله دیگهست که بهش میپردازه، یک اینکه مسئله شهرت، اونم زمانی که عملا شبکههای اجتماعی وجود نداشته، که این خیلی برگریزان است، و مسئله بعدی تقابل اینکه من چه کسی هستم و رویاروییش با تصویری که دیگران از من ساختهاند، یا من در ذهن دیگران، یا توقعات و انتظارات از من.
البته یه مطلبی خوندم جالب بود، میگفت هویت را چهار وجه است، بنده که هستم، اونی که خودم فکر میکنم هستم، بنده تو ذهن شما، تصور بنده تو ذهن شما.
یعنی حتی تصور ما از خودمان در ذهن دیگران رابطه مستقیمی با خودآگاهی و نقش هویت دارد، و این انیمه رو این مطلب دوچندان قوی میکنه. و این قضیه هم موضوع کمتکراریه.
چیزای دیگه هم هست که بابتش تحسین شده، ولی اونقدر مهم نیست که یونیکش کنه، فقط میتونیم بگیم پوینتهای مثبت اثره که بقیه جاها هم بگردی میشه پیدا کرد. مثلا ترس روانشناختی بدون جامپاسکر، یا تعلیق خوب داستان، یا معلق نگهداشتن و به شک انداختن بیننده و غیره.
