323
订阅者
无数据24 小时
+27 天
-630 天
帖子存档
شیعه پوچگرا، با حیات ستیز داره، که یکی از زیرشاخههای این ستیز، میشه ستیز با زن. زیر سایه این پوچگرایی، همیشه و همهجا بابت اینکه زندهایم مجبور به عذرخواهی بودهایم! حتی وقتی به یک اداره مراجعه میکنی، توقع اینه که بگی «من معذرت میخواهم که زندهام، و تنفس دارم، و نیازهایی دارم، لطفا پای این برگه را مهر بزنید که برم». حتی وقتی وارد هتل میشی باید بگی «معذرت میخوام که زندهام و به مسافرت آمدهام و پول دادهام و یک اتاق از شما گرفتهام». وقتی به نمایندگی ماشین میری باید بگی «معذرت میخوام که زندهام و تا زمانی که در قید حیاتم مجبورم جابجا شوم و پول دادم و از شما ماشین خریدم تا جابجا شوم، معذرت میخوام که کار نمیکند و آوردهام نگاهی بش بیاندازید». خود سربازی خلاصه شده در اینکه «معذرت میخوام که زندهام و به صورت پسر به دنیا آمدم. هرطور که صلاح میدانید تنبیهم کنید». کل ساختار این جامعه، و هرچه در اون هست، طوری تنظیم شده که بابت زنده بودنت ازت نفرت داشته باشه و وادارت کنه عذرخواهی کنی. نفرت از زن فقط یک زیرشاخه ازین نفرته.- e
هیچ نوع پلیدی نیست که در اینها دیده نشه. در همه دورانها کسانی که قدرت رو در دست دارند، مرتکب کثافتکاریهای زیادی میشن. ولی ما در یکی از دورههای تاریخی نیستیم. ما تو یکی از مهمترینهاش هستیم. چون با جماعتی طرفیم که جامع بدیها هستند! بحث ظلم نیست فقط. بحث ترکیب همه بدیهای شناختهشده با همه. ظلم بعلاوه وقاحت بعلاوه خیرهسری بعلاوه شرمآوری بعلاوه بیحیایی بعلاوه بیعرضگی بعلاوه بیسوادی بعلاوه تحجر بعلاوه ضعف بعلاوه عقبماندگی بعلاوه سادیسم بعلاوه پوچگرایی بعلاوه بتپرستی بعلاوه ماکیاولیسم بعلاوه دهاتیبازی بعلاوه عقدهایبازی بعلاوه تفنگبازی بعلاوه لاتبازی بعلاوه زنستیزی بعلاوه طبیعتستیزی بعلاوه غریزهستیزی بعلاوه زندگیستیزی بعلاوه علمستیزی بعلاوه عقلستیزی بعلاوه قلدری بعلاوه توسریخوری بعلاوه خریت بعلاوه منفعتطلبی ... و اگه بتونیم همه رو برای نسلهای آینده مستند کنیم، یک دائرةالمعارف اخلاقی ایجاد میشه. یعنی هرکس در آینده کسی رو دید و مردد بود که چجور آدمیه، به این ویکیپدیای «پلیدها و پلیدیها» مراجعه کنه، مقایسه کنه، و جوابش رو بگیره.-e
وقتی تمام ایرانیان معادل کشورهای آفریقایی کمبود کالری دارند یعنی غذا نیست. کشوری که اول توان خرید گوشت رو از دست داد، بعد مرغ، و الان برنج، و میگن جو بخورید، در قحطیه. غذا نیست. تعادل زیستی و روانی نداریم، یا خودمون میمیریم یا اطرافیان و ما عزاداریم. حتی اینکه بستههای اینترنت کمقیمت و به صرفه شبانهست، خودش علت بیخوابی میتونه باشه. سکس سالم عملا غیرممکنه، یعنی در وهله اول اگه همجنس خودت رو ببری رو تخت، یا اعدام یا سنگسار، اگه جنسمخالف ببری شلاق. حتما باید از یک مسیر غیرممکن عقد و عروسی و هزینههای سرسام آور وحشتناک عبور کنی. روابط آزاد بیمعنیست، و به هرگونه رابطه خارج از عقد برچسب هرزگی میزنند. انسان رو تا سن بالا فرسوده میکنند، که تازه زمانی میتونه جفت پیدا کنه که دیگه اجاقش کور شده، و شورجوانیِ ارضا نشده، مدتهاست روح و روان و جسم فرد رو گاییده. بخش عظیمی از منابع آبی در کشاورزی بیهوده بگا میره، و حاشیهنشینها آب ندارند عملا. خود لنده که جنوب تهرانم نمیتونم از شیر آب بخورم و سنگریزه توش باعث دلدردم نشه. حتی جوشوندنش هم فایده نداره. در پایتخت حتی تنفس هم غیرممکنه. امنیت جانی نیست، چه دربرابر بزهکاران چه نیروهای سرکوبگر نظامی. کار و شغلها یا حمالی هستند، یا کسکشی و دزدی. با پایه حقوق وزارت کار میشه دوبار رفت سینما و همراه فیلم پاپکورن خرید. هر سه رکن اساسی سلامتی یعنی سلامی جسمی و روانی و جایگاه اجتماعی در خطره. با تمام این موضوعات، خانوادهها در معرض فروپاشیه. بابت معجزه اقتصادی آخوند، چقدر پدر شرمنده زن و بچشون هستند و چقدر دیگه جدا شدند؟ صمیمیت جنسی؟ چیزی نگم بهتره. این جدول رو نشون کسی ندید برید تو پیاده رو بپرسید صمیمیت جنسی چیه؟ نگاهش پاسخ شماست. وقتی هر روز به هزار روش تحقیر بشی و دودستگی وجود داره نه کسی به تو احترام میزاره، نه تو به دیگران. این روزا حتی مودبترین انسانها هم میگن کسننه تمام مسئولین ۵۷ به اینور. رضایت از خود؟ ملت عملا دارن بابت زندگی پوچشون خودکشی میکنند. هیچکس از زنده بودنش راضی نیست وقتی عزیزش رو از دست داده. نوک هرم که ته خندس. برای «فیالبداهه عمل کردن» باید مکانهایی هم باشه. مثلا شما میتونید فقط یک روز رو بدون توجه به موجودی کارت بگذرونید هرطور که دوست داشتید و در لحظه زندگی کنید؟ میتونید بندازید جاده و سفر کنید؟ بدون هیچ حساب و کتاب و اندوخته قبلی. کل موضوع «اسپورت» و سرگرمی کنسله. انسان موجودی اجتماعیست، و از جامعه طرد شده. نه کارناوالی، نه فستیوالی، نه همایشی. تمام مناسبتها یا شهادته یا ولادت و مولودی. کل تفریح جوانان به کافه ختم میشه، چون ایران در سینما و هنر اختهست. در تئاتر اختهست. در کنسرت موسیقی ریدمانه. در ساخت مراکز تفریحی ناتوانه. یه ایرانمال ساختن که بزرگترین مال خاورمیانهست، و بابت ساختش بانک آینده تاسیس کردند، تهشم بانک ورشکست شد و پول بیشتر شد و تورم سر به فلک کشید. میارزید؟ بزرگترین مال خاورمیانه حتی یه نمایندگی از برند معتبر دنیا نداره. یه مشت جقی جمع شدن اونجا همدیگه رو انگشت میکنند. در قامت «پوچ بودن دنیا» تفریح بیارزشه، لذت و رفاه بیارزشه، و هیچ چیز مهم نیست. چون در شریعت این گوسفندها رنج مساوی با گناهه، مقصر وضع فعلی رنجآور مملکتم گناهان مردمه و درست کردنشم با توبه کردن مردم. هیچکسی مسئولیت هیچ چیزی رو نداره و به هیچکسی جوابگو نیست. - «هی میگن «خاویر میلی توانست». خودش که شخصا نتوانست. چون جایگاه رییسجمهور طوری تثبیت شده که همه مجبورند بش بگن «چشم»، توانست. در واقع توانستن رییسجمهور منوط به نتوانستن بقیهست. در تشکیلات حکومتی ایران همه بخشهای نظام توانا هستند، پس کل سیستم ناتوانه.» سیستم فلجه. ادارات و امورات مملکت لنگ درهواست و همیشه سایت قطعه و سیصدهزارتا سامانه برا هرکار وجود داره با کلی کاغذبازی و وقت گیری اضافی. یا باید بری سربازی حمالی نظام، یا درس بخونی و مدرکت رو بهت ندن و در هر دو صورتت گروگان حکومتی. در سیستم آموزش پرورش مافیای قدرتمند کنکور سالهاست داره خون و پول مردم رو میدوشه هیچکس کیرشم نیست. سایپا و ایرانخودرو قوطی حلبی تابوت متحرک به مردم مبفروشن به قیمت خون باباشون، هیچکسی تخمش نیست. تو گمرک تعرفهها سرسامآور و نجومیه انگار سرگردنه ازت راهزنی شده، هیچکس کیرشم نیست.
نوشته بود:
ببین اسلام چیه که دست زدن و رقصیدن، مبارزه محسوب میشه. موی زن مبارزهس. حیووندوستی مبارزهس. بوسیدن مبارزهس. غذا خوردن مبارزهس. انگار داری با مرگ میجنگی.سلسله نیازهای انسان در هرم مزلو رو در نظر بگیرید، رو کدوم رندوم دست بزارید این حکومت داره ازش یا منعت میکنه، یا کوفتت میکنه. جنگ با شما ستون دین این حکومت ددمنشانهست، و مقاومت وظیفه هر انسان سالم. مسئله اینه کاری هم نکنی باز اونا تورو درحال جنگ میبینند، و حق خودشون میدونند دفاع کنند. یک دروغی وجود داره که «تمام جنگ های ما دفاعی است» اما اگه بری برا خودت تبلیغ یک دین دیگر کنی، برای اینا به معنی حمله به اسلامه، پس در مقام دفاع میتونن بیان ماتحتت رو پاره کنند، بعدشم میگن اول خودتون شروع کردید. وقتی دیدگاه جهانمرکزی داشته باشی، فکر میکنی همه چیز درباره توعه. وقتی فکر کنی تنها دین راستین هستی، پس تبلیغ هر دین دیگری رو حمله به خودت میبینی حتی وقتی کسی کاریت نداره. برای جهانمرکزی بودن نباید حتما زمینتختگرا بود، کافیه یه بار اشهد بخونی و بزنی شبکه خبر.
متفکران سرزمین من ابیانه، جنتخواه، زیدآبادی، علیز، رائفیپور و حسن عباسی هستند.
این سرزمین هروقت نسیم طالب داد بیرون اونوقت بیاید باهم درباره خاک و این حرفا صوبت کنیم.
تا دیروز ژیژک و جردن پیترسون رو مسخره میکردیم بابت پرت بودنشان. الان اظهار نظرهای این گوسفند رو که میبینم بنظرم جردن پیترسون رو هرجا که هست باید پیدا کنم و دستشو ببوسم.
+1
حسن نراقی کسی بود که خود کانسپت «جامعهشناسی خودمانی» رو سر زبونها انداخت، و تا دلت بخواد لت و پارش کردند با نقد. این بشر ۱۳۹۹ از دنیا رفت. چون مطالبش مرتبط به موضوعاتیه که ما هر روز درگیرشیم، جای صوبت زیاد داره، ولی من خستم.
به زودی.
۱. Love or Money? - Rowena Akinyemi
۲. The Love of King - Peter Dainty
۳. بانی و کلاید - برت هرشفلد
۴. جامعه شناسی خودمانی - حسن نراقی
۵. آشنایی با آکویناس ـ پل استراترن
#Books17
به قول یه بنده خدایی: «میترسم آیندگان بگن پدرانمون تو پرفرمنس خوب بودن، اما تو برنده شدن نه».
ساخت شعر رو نمیشه از این مردم گرفت. همین الانش بحث اینه که بعد پیروزی، بودجه اختصاص بدن مجسمه از کشتهشدهها بسازند و تو کتابای آموزش پرورش، بچه اسم ۴۰ هزارنفر رو حفظ کنه! یعنی همون «سازمان تبلیغات» حکومت فعلی که همت همت بودجه میگیره میمونه و فقط تغییر ماهیت میده تا باز عدهای بتونن برا برادرزاده بیکارشون شغل ایجاد کنند و از کنار حیف و میل کردن بودجه، بخورند و لذت ببرند.
ما که به هر حکومتی جز اینی که توشیم راضی هستیم. صرفا جهت طمع و زیادهخواهی بابت حقی که دارم عرض میکنم، اگه میخوایم دوباره لودگی ج.ا تکرار نشه، باید از تمام اشتباهاتش درس گرفت، نه فقط سیاست داخلی و خارجیش.
هنر و خلاقیت مخالف همیشه بهتره. چون لازمه خلاقیت، اینه که بشه جهان رو طور دیگری تصور کرد. کسی که نمیتونه جهان رو طور دیگری تصور و مقایسه کنه، قاعدتا شرایط حال رو میپذیره و مخالفتی هم با حکومت مرکزی نشون نمیده. ضعف در این تصور همونطور که باعث میشه حکومتی باشه، همونم در منع خلاقیتش تاثیر میزاره. و همونطور که ذهن خلاق نمیتونه استبداد رو بپذیره، در هنر بابت مغزش مستعدتره.
نمونه های تاریخی بسیاره، بیاید درباره همین دو عکس امروز صحبت کنیم. از ساندیس تله ساختن یک معنی داره، که آقا شمارو میشه با این خر کرد. اون سس خرسی دقیقا طنزش کجاست؟ مثلا میخواستی بگی این رهبرتون یا لیدرتونه باید تاج میزاشتی سرش، یا رو یه تخت مینیمال قرارش میدادی. مگه اینا ساندیس خالی گذاشتن که شما سس خالی میزاری. در پیشپا افتادهترین مسائل مضحک هم باید به این عقبافتادهها تقلب رسوند، بعد میان میگن «فارابی تو تیم ماست» که یعنی همه بچه زرنگیم.
+1
از عمده دلایل مشکلم با این مملکت، اینه که مونوپول شده برای تولید گسترده مسخرگی. یعنی نه آدمش نه تریبونش وجود داره که بشینن با بحث و این حرکتای متمدنانه مشکل رو حل کنند، نه مثل سوریه مخالفین روی هم اسلحه میکشند. اینجا فقط حکومت روی مردم اسلحه میکشه و ملت طی دعوا با یکدیگر، دست به دامان میم میشن. این اوج فلاکته. میم ساختن در کنار بقیه راهکارها جالبه، ولی اوضاع گاهی یه طوری بنظر میاد انگار «بسیجی شیره مثل شمشیره» و «حکومت بادکنکه دست میزنی میترکه» قراره شعار رسمی طرفین باشه.
