207
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
تا ایجو دستش خورد به دیوار، درجا یه اسکریمر از توش زد بیرون! خدایی تنها جایی بود که ماهی کوچولو ترسید
نیکو از شدت استرس شروع کرد به خوندنِ آهنگ «دو رِ می» از فیلم مورد علاقهش یعنی «اشکها و لبخندها»
ایجو مودِ لیدریش رو فعال کرد. اون خیلی سریع یه استراتژی چید و فرستادش توی چت گروهی تا بچهها بدونن دنبال چی باید بگردن، مطمئن شد که همه قوانین رو فهمیدن، و همچنین بهشون توضیح داد که اگه روح نزدیکشون شد کجاباید فرار کنن.
در حالی که همه قایم شده بودن توی کمدها، نیکلاس تصمیم گرفت بره درست بالای کمد! اون صددرصد نشون داد که گربهست
نیکو میگفت تو این قسمت خیلی به درد نخورده و کمکی نکرده، ولی با این حال رفت تو یه اتاق که مطلقاً هیچ نوری نداشت تا هاروماکی رو که تو قفس بود نجات بده: 🍊: میگن اگه بری تو بلکروم، میتونی بچهها رو آزاد کنی. 🍓: الان میشه رفت؟ 🍊: آ... آره، میشه، ولی فقط یک نفر میتونه بره. 🍓: من میرم، من میرم! 🍓: هواتو دارم داداش! 🐶:** خدایی خیلی خفنی!!
