ch
Feedback
سازِ نوروز

سازِ نوروز

前往频道在 Telegram

سازِ نوروز محملی‌ست برای موسیقی کلاسیک ایران میلاد دیلم صالحی؛ کارشناس ارشد موسیقی، معلم و نوازنده‌ی تار و سه‌تار http://instagram.com/miladdeylamsalehi

显示更多
未指定国家未指定类别
211
订阅者
-124 小时
-17 天
+130 天
帖子存档
ساز و آواز (۲) دستگاه همایون شعر: حافظ تار: هوشنگ ظریف آواز: کاوه دیلمی از آلبوم یاد ِ یارِ مهربان مدت اجرا: ۰۳:۰۳ https://t.me/saznorooz

ساز و آواز (۱) دستگاه همایون شعر: حافظ تار: هوشنگ ظریف آواز: کاوه دیلمی از آلبوم یاد ِ یارِ مهربان مدت اجرا: ۰۹:۵۵ https://t.me/saznorooz

تورج نگهبان (ترانه‌سرا) (۱۳۸۷-۱۳۱۱) https://t.me/saznorooz
تورج نگهبان (ترانه‌سرا) (۱۳۸۷-۱۳۱۱) https://t.me/saznorooz

بیا بیا دلِ ستم‌دیده‌ی مرا عاشق‌تر کن بیا بیا دلِ چو آتش به سینه را خاکستر کن تو جانِ شیرینی، عشق‌آفرینی در آسمانِ دلِ من، مَه و پروینی بیا تو ای جانان‌ام بیا بسوزان جان‌ام که بیش از این ننشانی در آتش ِ هجران‌ام بزن شررها، بر آشیان‌ام گلِ امید پَرپَر کن غم ِ دل‌ام افزون‌تر کن به عشوه خون کن دل را ز خون دو چشم‌ام سر کن بیا بیا دلِ ستم‌دیده‌ی مرا عاشق‌تر کن بیا بیا دلِ چو آتش به سینه را خاکستر کن تو جانِ شیرینی، عشق‌آفرینی در آسمانِ دلِ من، مَه و پروین آه، فزون غم ِ ما کن غم‌ام سراپا کن می‌سوزان چون شَرَرَم مکن فراموش‌ام چو مِی بِبَر هوش‌ام وز خود کن بی‌خبرم رها مکن یارا ز دست ِ غم‌ ما را چه لذتی بی غم من و مستی‌ها را بیا و آتش‌ها بر آتش‌ام زن به دست ِ محنت‌ها ز پای‌ام افکن بیا بیا دلِ ستم‌دیده‌ی مرا عاشق‌تر کن بیا بیا دلِ چو آتش به سینه را خاکستر کن تو جانِ شیرینی، عشق‌آفرینی در آسمانِ دلِ من، مه و پروینی. تورج نگهبان https://t.me/saznorooz

تصنیف بیا بیا دستگاه چهارگاه شعر: تورج نگهبان آهنگ: حبیب‌الله بدیعی آواز: مرضیه https://t.me/saznorooz

کولی! به دو چشم ِ مست، نازت ز چه بود؟ وان عشوه‌ به مُژگانِ درازت ز چه بود؟ آن یار که جمله پیش ِ پا دید و گذشت؛ می‌پُرس از او که: چشم ِ بازت ز چه بود؟ سیمین بهبهانی از ص ۴۹ کتاب "کولی و نامه و عشق"، نشر چشمه. https://t.me/saznorooz

قطعه‌ی ضربی آواز بیات اصفهان آهنگ و تار: محسن نفر از آلبوم ِ وصلِ مستان https://t.me/saznorooz

تو عمر خواه و صبوری که چرخِ شعبده‌باز، هزار بازی از این طُرفه‌تر برانگیزد. حافظ https://t.me/saznorooz

چهارمضراب آواز افشاری سه‌تار: داریوش طلایی تنبک: بیژن کامکار از اجرای کنسرت پاریس (آلبوم کنسرتی دیگر) https://t.me/saznorooz

ما برفتیم و تو دانی و دلِ غم‌خورِ ما بخت ِ بد تا به کجا می‌برد آبشخورِ ما از نثارِ مُژه چون زلف ِ تو در دست گیرم قاصدی کز تو سلامی برساند برِ ما تو مگر ماه ِ پری‌رویانی تو مگر ماه ِ نکورویانی به دعا آمده‌ام هم به دعا دست برآر که وفا با تو قرین باد و خدا یاورِ ما به سَرت گر همه عالم به سَرَم جمع شوند نتوان بُرد هوای تو برون از سرِ ما تو مگر ماه ِ پری‌رویانی تو مگر ماه ِ نکو‌رویانی منسوب به حافظ https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ ما برفتیم دستگاه نوا (گوشه‌ی نهفت) شعر: منسوب به حافظ (با اندکی تعییر) آهنگ: قدیمی (روایت ِ عبدالله دوامی) آواز: پریسا تار و سرپرست گروه: حسین علیزاده کمانچه: علی‌اکبر شکارچی تنبک: مرتضی اعیان نی: محمدعلی کیانی‌نژاد سنتور: پرویز مشکاتیان اجرای گروه حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ایران در جشن هنر شیراز، به سال ۱۳۵۶ خورشیدی 🔴 شعر این تصنیف منسوب به دو شاعر است: حافظ و حکیم نزاری. البته ترجیع‌بند این تصنیف در اثری دیگر به دستگاه نوا هم آمده است و به شعر اصلی ارتباطی ندارد. https://t.me/saznorooz

کتاب ِ "گلبانگ ِ محراب تا بانگ ِ مضراب" خاطرات جواد بدیع‌زاده (۱۲۸۰-۱۳۵۸ خورشیدی) است که انتشارات نی آن را به چاپ رسانده است.
کتاب ِ "گلبانگ ِ محراب تا بانگ ِ مضراب" خاطرات جواد بدیع‌زاده (۱۲۸۰-۱۳۵۸ خورشیدی) است که انتشارات نی آن را به چاپ رسانده است. بدیع‌زاده آوازخوان و آهنگ‌سازی بوده که تجربیاتی در زمینه‌ی تصانیف فکاهی داشته است که به طور نمونه می‌توان به تصانیف "ماشین مَشتی مَمدَلی"، "زال‌زالک" و "یکی یه پولِ خروس" اشاره کرد. مشهورترین اثری که او خوانده؛ تصنیف "خزانِ عشق (شد خزان)" است. https://t.me/saznorooz

جلوه‌ی گُل، بوی سنبل، ناله‌ی چنگ، بانگ ِ بلبل کرده صحن ِ چمن پُر ز غُلغُل، شبنم ِ صبح (و) بر چهره‌ی گُل مطرب آهنگ (و) را تازه‌تر کن وز دلِ خویش (و) تن نغمه سَر کن زخم ِ دل تار (و) به زخمه مَیازار ناله‌ی تار (و) کمتر برون آر بگو به ساقی ای نسیم ِ سحری، شد سپری، عهد ِ خزان بیا به عاشقان بِپِیما قَدحی خونِ دلِ دُخت ِ رَزان از غم ِ عشق شد دل‌ام خون وز ره ِ چشم رفت (و) بیرون ای عشق آخر کردی بی‌خبرم با یک جلوه بُردی دل ز بَرم ز آتش‌‌ات ای عشق، این دلِ زارم گشته پَریش آتشی امّا در دلِ عاشق مَرهم ِ ریش آخر ای عشق چه‌ای رَه‌زنِ دل، بلای جان‌ها از آتش ِ پُر شررت سوخته شد چه خانمان‌ها باعث ِ آه و بیداد و ناله از چکاوک بُوَد عشقِ لاله ساقی اگر برخیزد، باده به جام‌ام ریزد، شعله‌ی عشق‌اش فروزد مطرب اگر بنشیند، حالت ِ عاشق بیند از غم ِ عشق‌اش بسوزد بَرکشد از پرده‌ی بیداد (و) بیرون ناله‌ی روح‌‌ (و) بخش ِ همایون نورالله همایون 🟣 در این دو اجرا و روایت‌های مکتوب ِ این اثر، تغییرانی جزئی در شعر دیده می‌شود. https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ جلوه‌ی گُل دستگاه همایون شعر: نورالله همایون آهنگ: جواد بدیع‌زاده تنبک: مجید خلج آواز: محسن کرامتی تار: داریوش طلایی از اجرای کنسرت پاریس https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ جلوه‌ی گُل دستگاه همایون شعر: نورالله همایون آهنگ و آواز: جواد بدیع‌زاده تار: عبدالحسین شهنازی ویلن: ؟ تنبک: ؟ https://t.me/saznorooz

از دل‌ام بی‌خبری کن به حال‌ام نظری چهره‌ی خوب تو را ماه (و) ندارد صنما عزیزم چقدر جلوه‌گری حبیب‌ام عشوه‌گری روی دل‌جوی تو را شاه (و) ندارد صنما عزیزم چقدر جلوه‌گری حبیب‌ام عشوه‌گری آن خالِ مِشکین تو شده پسند ِ من آن زلف ِ پُر چین تو شده کمند ِ من عزیزم چقدر جلوه‌گری حبیب‌ام عشوه‌گری آه از آن خالِ سیاهی که به بالای لب است عزیزم چقدر جلوه‌گری حبیب‌ام عشوه‌گری ماه ِ من چقدر با نمکی نمکی نمکی نمکی... ؟ https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ از دل‌ام بی‌خبری دستگاه چهارگاه شعر و آهنگ: نامشخص (قدیمی از دوره‌ی قاجار) کمانچه: سعید کامجو سه‌تار: امیرحسین پورجوادی تنبک: مهرداد اعرابی آواز: خسرو انصاری از آلبوم ِ شش تصنیف قدیمی https://t.me/saznorooz

پیغام ِ عیش دیر به ما می‌رسد کلیم! مِی در بهار اگر نکشم، در خزان رسد. کلیم کاشانی https://t.me/saznorooz

چهارمضراب دستگاه سه‌گاه تار و آهنگ: کیوان ساکت تنبک: جمشید محبی از آلبوم ِ سبک‌بال https://t.me/saznorooz

زیوَر به خود مَبند، که زیبا ببینم‌ات با دیگران‌ مباش، که تنها ببینم‌ات در این بهارِ تازه که گل‌ها شکفته‌اند لبخند ِ عشق زن؛ که شکوفا ببینم‌ات یک جام نوش کردی و مُشتاق دیدم‌ات جامی دگر بنوش که شیدا ببینم‌ات منشین گِران و جامه سَبُک ساز و رقص کن رقصی چنان که آفت ِ دل‌ها ببینم‌ات بگذشت در فراقِ تو شب‌های بی‌شمار هر شب در این امید؛ که فردا ببینم‌ات ای ایستاده در پس ِ این پرده‌ی غُبار نزدیک‌تر بیا که هویدا ببینم‌ات نازم بی‌نیازی‌ات ای شوخِ سنگ‌دل هرگز نشد اسیرِ تمنّا ببینم‌ات منّت‌پذیرِ قهر و عِتاب تواَم، ولی می‌خواستم که بهتر از این‌ها ببینم‌ات. یدالله مفتون امینی از صص ۲۰۹ و ۲۱۰ کتاب ِ "گزینه‌ی اشعار یدالله مفتون امینی"، نشر مروارید. https://t.me/saznorooz