ch
Feedback
⸂ موهویجی و رزکوچولو ⸃

⸂ موهویجی و رزکوچولو ⸃

前往频道在 Telegram

‏𝑇ℎ𝑒 𝐿𝑒𝑡𝑡𝑒𝑟𝑠 𝑜𝑓 𝐾𝑖𝑛𝑑𝑟𝑒𝑑 𝑆𝑝𝑖𝑟𝑖𝑡𝑠 🏷️ 𝑖𝑛 𝐺𝑟𝑒𝑒𝑛 𝐺𝑎𝑏𝑙𝑒𝑠 🛶🎨 |月星| ﹏ بهشتی در میان ستاره‌های دریاچه نقره‌ای آونلی ✨

显示更多
伊朗135 363未指定类别
338
订阅者
+824 小时
+747 天
+12430 天
帖子存档
sticker.webp0.06 KB

این روزها عجیب غرق شده‌ام؛ هربار به خود می‌آیم، شاهدم بر فرو رفتگی وجودم در گذشته‌ای که، سال‌هاست با دست‌های خود به خاک سپردمش.. __ستاره کوچولو

نت یجوری خوددرگیری داره که حس میکنم اونم مشکلات شخصی خودشو داره فقط من خبر ندارم ازش…

غیب شدن از بین آدم‌ها رو می‌خوام..

sticker.webp0.06 KB

Mohsen Chavoshi Saat Divari.mp38.35 MB

Mohsen Chavoshi Saat Divari.mp38.35 MB

دوست دارم برگردم به زمانی‌که بزرگترین دغدغم نوشتن سرمشقای معلم بود و خوندن کتاب قصه‌های ناتمومی که داشتم. دلم می‌خواد برگردم به وقتی که کوله و کتونی نو می‌‌پوشیدم و نه ماه می‌رفتم مدرسه. برای وقتایی که اردو می‌بردنمون.. یادش بخیر چه حس شیرینی داشت شب قبلش نمی‌شد پلک روی هم بذاری، با کلی شوق و ذوق برای فردا؛ ثانیه‌ها رو دنبال می‌کردم. کاش می‌شد، به همون دورانی که بزرگترین نگرانیمون امتحانات و پرسش‌های کلاسی خانم معلم بود برگردیم.. ای کاش می‌شد برگشت به همون زمان با دغدغه‌های کودکانمون. دلم تنگ شده برای کودکی‌ای که هیچوقت مثل بقیه تجربش نکردم و حسرتی عمیق شد تا ابد در وجودم. احمقانه و غیرممکنه ولی آدما همیشه همینن دیگه! اصل وجودیمون همینه، وقتی چیزی رو از دست میدیم و نمیشه دیگه هیچ‌ رقمه به دستش بیاریم حسرت می‌خوریم و میگیم، ای کاش برمی‌گشتیم؛ به یکسال قبل، به وقتی که هنوز افرادی که دوستشون داشتی تو زندگیت بودن، به دوران نوجوانی، به کودکی، به زمانی‌که هنوز دستت به زور می‌رسید به دستگیره در، به زمانی‌که به زور می‌تونستی روی پنجه‌هات بایستی.. به زمانی‌که هنوز متولد نشده بودیم. در نهایت همیشه دلایلمون براش یک چیزه؛ یک شروع جدید.. حقیقت اینه، برگشت هرگز اتفاق نمی‌افته! تمامش فریبکاری مغزه، قرار نیست زمان به عقب بر‌گرده یا ما مسافر زمان بشیم! چون قراره تا همیشه، گذشته؛ گذشته باقی بمونه. __ستاره کوچولو

Time upon the wheel of fate..

Time upon the wheel of fate..

The passage of time upon the wheel of fate and the world…

sticker.webp0.04 KB

تو یک چنلی دیدم نوشته بود، «حوصله چنلای دیگه رو ندارم خیلی وایب غم و افسرده دارن، همش در حال نالیدن از مشکلاتشونن و…»
با خودم فکر کردم مگه غم بخشی از وجود آدمی نیست؟ همه‌ی انسان‌ها یک بعدشون تشکیل شده از غمه! اصلا تا غم نباشه شادی معنی پیدا نمیکنه!! و اینکه بعضیا داخل دیلیشون حرف دل میزنن بد نیست. شاید تنها جاییه که می‌تونن بدون اینکه جواب پس بدن یا شناخته بشن و قضاوت، از غم‌هاشون بنویسن. به نظرم اینکه در کنار غم از چیزهای دیگه هم گفته بشه خوبه و باعث تعادل میشه اما اینکه نباید از غم بگن شدنی نیست. همه‌ی ما یک بعد آسیب دیده و زخمی داریم که نیازمند تیمار شدنه حتی اگه در موردش حرف زدن چیزی رو حل نکنه، حداقل روح رو کمی سبک میکنه. پس چه بهتر که اگه از چیزی لذت نمی‌بریم بلافاصله روی ترازو قضاوت خودمون نبریمش و فقط اون مکان و ترک کنیم. هرکسی به هرحال هر جوری که دوست داره حق داره باشه دیگری هیچ اجازه‌ای برای تعیین تکلیف براش و نداره. حالا این در مورد هرچیزی صدق میکنه حتی محتوی یک چنل شخصی! "احترام گذاشتن به حریم دیگران رو یاد بگیریم چیز جالبی می‌تونه باشه و جلوی خیلی چیزارو میتونه بگیره."

لذتی که تو رند کردن ممبرای چنلای دیگه هست تو بالا رفتن ممبر خودم نیست… جدی با ocd فعالم نمیتونم کنار بیام!

ذهن قدیمی پسندم و احیا میکنن.

چنلایی که وایب نوستالژی داره عکساشون:)