ׄ 𝖧𝗈𝗎𝗌ǝ 𝗈𝖿 𝗆ּ𝖾𝗆𝗈𝗋ı𝖾𝗌 .
前往频道在 Telegram
352
订阅者
+124 小时
-17 天
+1030 天
帖子存档
از مکالمه با ادمایی که باید همش مراقب باشی
یه چیزی نگی یهو بهش برنخوره متنفرم.
بچها
ملیکا رو رسوندم باشگاه گفتم من که تا اینجا اومدم بزار برم ببینم چه خبره رفتم دیدم یه جای نشستن ندارن🤡
لعنتیا یه صندلی ندارن 🤡🤡🤡
Repost from 𝐍𝐠𝐚𝐫ִֶָ ☽︎۪ ࣪
او تلاش میکرد که حالش خوب شود و انسان شادی باشد قدم میزد می رقصید گریه میکرد با دوستانش وقت میگذراند، کتاب میخواند سفر می رفت اما هر چقدر که تقلا می کرد باز هم چیزی از سنگینی قلبش کم نمیشد؛ انگار خلا ای در او بود که با هیچ چیز پر نمیشد .
ببخشید که پیامامو حذف میکنم،زورم به حذف کردن خودم نمیرسه.
قلبم وقتی نقاشیام/عکسوفیلمام/عکاسیام/ادیتام و برای دوستام میفرستم و ازشون تعریف میکنن:
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
