330
订阅者
-124 小时
+67 天
+130 天
帖子存档
332
باد من داشتم مبخوردم باقلواهرو این یارو جنده اومد از جلوم برداشت انداخت دور هیچی نگغتم گفتم ولشکن فک نکنه واسم مهم بوده
332
اره تو کل مدرسه پیچیذه ما باهمیم و من بین اینو اکسش قرار گرفتم که باهم کات کنن
https://t.me/IVAwithH/13714
332
بعد امروز صبح اومد بهم باقلوا داد(من دیوونه باقلوام)و از سر دوستی پ اینا من گرفتم و تشکر کردم کلی ازش و اینا
داشتم میخوردم لین اکس کصکش من شروع کرد کصونه واویلا بعزی که چرا اصلا بلیذ ازش بگیری چرا فلان چرا بسان
332
بعد یکماه از این حرفا گذشت ما چهارشنبه همو ذیدیم تو مدرسه
چهارشنبه شب رفت با زیدش کات کرد گفت منو دوسداره
گفتم نکن افا اذیت میشی گفت نه من سر تصمیمم هستم
332
بعد بکی هم هست تو منرسمون که ما درحد سلام علیک دوست بودیم
این تو رابطه بود شروع کزد بمن گفتن که ازم خوشش میادو اینا منم فککردم داره به شوخی میگه گفتم اره بابا منمو اینا
