دمی با ادبیات
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
554
订阅者
+324 小时
+227 天
+10530 天
帖子存档
#دمی_با_شاهنامه ۲
🤴بعد از کیومرث، هوشنگ پادشاه شد که پادشاهیش ۴۰ سال بود.
پادشاهی بسیار عادل که بهفرمان خداوند بزرگ، عدالت رو گسترش داد و جهان آباد کرد.
🔴 اولین اختراع او، آتش بود و بهوسیلهی آتش، آهن رو از سنگ جدا کرد.
🪨🔥🐍داستان کشف آتش و آهن: روزی از روزگاران، هوشنگ با اطرافیان خودش بیرون رفت و تو راه، یه مار بزرگ دید.
هوشنگ یه سنگ بلند میکنه که بزنه روی مار ولی مار فرار میکنه و میره داخل یه سنگ؛ هوشنگ هم سنگی که داخل دستش بوده رو پرت میکنه و میخوره به سنگی که مار داخل بود.
سنگ شکست و مار نمرد ولی از اون جرقهای که بین دو سنگ پدید اومد، آتش رو کشف کردن.
هوشنگ از نیای خودش تشکر میکنه و اعلام میکنه که این آتش، از طرف خداست و اون رو قبلهی مردم قرار میده و گفت: اگر خرد دارید باید اینرو بپرستید.
بهخاطر کشف آتش، اونشب یه جشن ترتیب میده که اسمش رو میذاره، جشن سده.
🪚⚒️بعد از اینکه آتش رو کشف کرد و بهوسیلهی آتش، آهن رو از سنگ جدا کرد، آهنگری رو پیشهی خودش گذاشت و شروع به ساختن وسایل و ابزارآلاتی مثل ارّه، تیشه و بیل ساخت و با استفاده از ارّه، تیشه و بیل، آب را از دریا بهسمت دشت آورد و کشاورزی رو بنیاد نهاد و بعداز اون، مردم با استفاده از دسترنج خودشون، نان خودشون رو بهدست میاوردن.
🐄🐴🐑حیوانات اهلی رو از حیوانات وحشی جدا کرد و از حیوانات اهلی برای کارهای سودمند استفاده کرد و اونهارو بهکار گرفت؛
🦊🐿👕👖از اونایی که پوست خوبی داشتن هم( مثل روباه، قاقم، سنجاب و سمور) ، لباس درست کرد.
🟤خلاصهای از کارهایی که هوشنگ کرد: آتش رو کشف کرد، از سنگ آهن، آهن استخراج کرد و بااستفاده از آن ابزار و وسایل ساخت، با استفاده از ابزار ساخته شده، نهر ساخت و آب رو از دریا به دشت آورد و کشاورزی کرد، حیوانات اهلی رو رام کرد و از بعضی از اونا مثل الاغ، گوسفند و گاو استفاده کرد و از حیواناتی که پوست مناسب داشتن، لباس برای مردم درست کرد.
دمی با شاهنامه، عقیل نظری
بهنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
#دمی_با_شاهنامه ۱
زمانی که آفرینش آغاز شد، با نظم خاصی بهکار خود ادامه داد و ترتیب خاصی برای خودش داشت.
نخست خرد، سپس گوهران چهارگانه( آب، خاک، باد و آتش)، بعداز آن آسمانها، آب، زمین( کوه، دریا، دشت و...)، گیاهان، حیوانات و در پایان انسان آفریده شد.
قبل از شروع پرداختن بهادامهی بحث این موضوع رو بدونیم که شاهنامه را بیشتر به سه بخش اساطیری (از روزگار کیومرث تا پادشاهی فریدون)، پهلوانی (از خیزش کاوهٔ آهنگر تا کشته شدن رستم و فرمانروایی بهمن پسر اسفندیار) و تاریخی (از پادشاهی بهمن و پیدایش اسکندر تا گشودن ایران به دست اعراب) بخشبندی میکنن.
اولین انسان و پادشاهی( روی این موضوع اختلاف نظر هست که کیومرث اولین انسان بود یا خیر) که آفریده شد، کیومرث(گیومرث) بود که پادشاهیاش سیسال بود، در کوه زندگی و پادشاهی میکرد، پلنگینه میپوشید و بهوجود آورندهی آیین پادشاهی بود.
در آن زمان دیوی وجود داشت که دشمن کیومرث بود و پسر دیو(خرورا یا خروزان) هم دشمن کیومرث میشه و پسر کیومرث یعنی سیامک متوجه این قضیه شد و سراغ پسر دیو میره که در این اتفاق، سیامک بهدست دیو کشته میشه که در پی کشته شدن سیامک، کیومرث تا یکسال داخل کوه گریه و زاری میکرد.
سیامک پسری داشت بهنام هوشنگ که اون رو کیومرث بزرگ کرد و تمام آداب جنگی رو بهش یاد داد و بعداز یکسال خداوند از طریق سروش حق( فرشتهای که دیوهارو بهسمت تاریکی فراری میده)، به کیومرث پیام داد و گفت: باید انتقال خون سیامک رو بگیری.
کیومرث هم هوشنگ رو پیش خودش فراخواند و تمام گفتنیها و رازهای نهانی رو بهش گفت.
گفت که یک لشکر آماده میکنم و باید تو پیشروی اونا باشی؛ چون تو جوونی و من یه پام لب گوره و نمیتونم فرماندهی کنم.
حرکت کردند و هوشنگ ابتدای لشکر حرکت میکرد و کیومرث در پشت سپاه.
جنگ شروع شد و دیو و انسان مقابل هم قرار گرفتند و شروع به جنگیدن کردند.
هوشنگ، دیو را شکست میده و سر از تنش جدا میکنه و وقتیکه انتقام سیامک گرفته شد، کیومرث از دنیا رفت.
خلاصهای از ویژگیهای کیومرث: اولین پادشاه، پلنگینهپوش، دارای فره شاهنشاهی، کوهنشین
خلاصهای از ویژگیهای سیامک: اولین مبارزهگر با دیوان، اولین شاهزادهی کشته شده در شاهنامه.
دمی با شاهنامه، عقیل نظری
درود
مدتی بود که میخواستم خلاصهای از شاهنامه براتون بهاشتراک بذارم و اتفاقات زیادی مانع این امر میشد و امروز که تاریخ آزمون ارشد مشخص شد، با خودم گفتم: وقتشه که شروع کنم تا شاید به یکنفر هم که شده، کمک کنه.
امیدوارم که کمک بکنه بهتون.
اول راهیم و بیشک خیلی کامل نیست ولی امیدوارم در کنار هم یاد بگیریم.
نکتهای چیزی بود هم خوشحال میشم بهاشتراک بذارید.
@Aghil_nazari1379
دشمن ار چه دوستانه گویدت
دام، دان گرچه ز دانه گویدت
گر تو را قندی دهد، آن زهر دان
گر به تن لطفی کند، آن قهر دان
مثنوی، مولانا
در بیان این سه، کم جُنبان لبت
از ذَهاب و از ذهب وز مذهبت
کین سه را خصم است بسیار و عدو
در کمینات ایستد چون داند او
از سه چیز کمتر سخن بگو: یکی راه و مقصدت، دیگری سرمایه و سومی اعتقادات خود؛ چون برای هرسه مورد حسودان و بدخواهانی وجود دارند که ممکن از در کار تو خلل ایجاد کنند.
مثنوی، مولانا
مشورت، ادراک و هوشیاری دهد
عقلها، مر عقل را یاری دهد
مثنوی، مولاناو من شاور الرجال شاركها فى عقولها¹ ۱. هرکه با اشخاص آزموده مشورت کند، در خِرَدهای آنان شریک شود.
امام علی (ع)
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت ولی به فکر پریدن بود
حسین منزوی
هر که او بنهاد ناخوش سنتی
سوی او نفرین رود هر ساعتی
نیکوان رفتند و سُنّتها بماند
وز لئیمان¹، ظلم و لعنتها بماند
۱. پست و فرومایه
مثنوی، مولانا
