Poolpira
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
203
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
203
دادههای اقتصادی آمریکا در سالهای اخیر نیز این ارتباط را تا حد زیادی تأیید میکنند. پیش از شیوع کووید-۱۹، رشد دستمزدها معمولاً در محدوده ۲ تا ۳.۵ درصد، تورم هستهای در محدوده ۲ تا ۲.۵ درصد و رشد بهرهوری نیروی کار بین صفر تا ۲ درصد قرار داشت. با آغاز همهگیری، دستمزدها جهشی کمسابقه تا حدود ۸ درصد را تجربه کردند و تورم هستهای نیز پس از یک دوره افت اولیه، در سال ۲۰۲۲ به بیش از ۶ درصد رسید. در همین دوره، بهرهوری نیروی کار ابتدا جهش کرد اما سپس تا محدوده منفی کاهش یافت و نتوانست همگام با رشد دستمزدها حرکت کند. از اواسط سال ۲۰۲۲ به بعد، با کاهش تدریجی تورم، عادی شدن بازار کار و بهبود مجدد بهرهوری، شرایط متعادلتر شد. نکته کلیدی اینجاست که فدرال رزرو الزاماً با رشد دستمزدها مخالف نیست بلکه نگرانی اصلی زمانی شکل میگیرد که دستمزدها سریعتر از بهرهوری رشد کنند و اقتصاد نتواند افزایش هزینه نیروی کار را جذب کند. به همین دلیل هنگام انتشار گزارش اشتغال آمریکا، سرمایهگذاران علاوه بر تعداد مشاغل ایجادشده، به دقت رشد دستمزدها را نیز دنبال میکنند، زیرا رشد فراتر از انتظار آن میتواند نشانهای از تداوم فشارهای تورمی و احتمال حفظ یا افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو باشد.
@poolpira
203
+2
✍رابطه میان دستمزد و تورم چرا برای فدرال رزرو مهم است؟
فدرال رزرو توجه ویژهای به ارتباط میان دستمزدها و تورم دارد، زیرا دستمزدها یکی از مهمترین کانالهایی هستند که از طریق آنها فشارهای تورمی میتوانند در اقتصاد شکل بگیرند یا تداوم یابند. زمانی که بازار کار بسیار پررونق است و شرکتها برای جذب و حفظ نیروی کار با یکدیگر رقابت میکنند، معمولاً ناچار به افزایش حقوق و مزایا میشوند. این موضوع پس از همهگیری کرونا بهوضوح در اقتصاد آمریکا مشاهده شد بطوریکه در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ نرخ استعفا به شدت افزایش یافت، زیرا بسیاری از کارکنان متوجه شده بودند که با تغییر شغل میتوانند دستمزد بالاتری دریافت کنند. هرچند افزایش دستمزدها در نگاه اول اتفاقی مثبت محسوب میشود و به تقویت درآمد خانوارها و قدرت خرید مصرفکنندگان کمک میکند، اما بانکهای مرکزی نگران آن هستند که رشد سریع دستمزدها به افزایش هزینههای شرکتها منجر شود و بنگاهها برای جبران این هزینهها قیمت کالاها و خدمات خود را افزایش دهند. به همین دلیل رشد دستمزدها یکی از مهمترین شاخصهایی است که فدرال رزرو برای ارزیابی ریسکهای تورمی آینده زیر نظر دارد.
@poolpira
203
نفت و گاز همچنان محور اصلی بازار هستند، اما LNG، گاز طبیعی، پالایشگاهها و شرکتهای خدمات نفتی بیشترین جذابیت سرمایهگذاری را دارند. افزایش تقاضای برق ناشی از هوش مصنوعی، کاهش ظرفیت تولید در خاورمیانه، و رشد صادرات انرژی آمریکا باعث شدهاند برخی شرکتها مانند تولیدکنندگان LNG و E&Pهای مستقل عملکرد بهتری داشته باشند. همچنین حاشیه سود پالایشگاهها بهشدت افزایش یافته است.
✍شرکتهای مستقل E&P شرکتهایی هستند که فقط روی اکتشاف و تولید نفت و گاز تمرکز دارند و برخلاف غولهای نفتی، وارد بخشهای پالایش، پتروشیمی یا توزیع نمیشوند.
جین آن سالزبری از Bank of America معتقد است بازار انرژی در حالت انتظار و بلاتکلیفی است و سرمایهگذاران انرژی تقریباً فلج شدهاند چون نمیدانند جنگ چه زمانی تمام میشود یا تنگه هرمز چه زمانی باز خواهد شد. سالزبری تأکید میکند که پس از پایان بحران، احتمالاً ابتدا سهام انرژی افت میکند و بعد با ورود خریداران دوباره رشد میکند.
اسکات هانولد از RBC معتقد است که شرکتهای مستقل بیشتر روی افزایش بهرهوری تمرکز کردهاند تا سرمایهگذاری جدید، تا زمانی که وضعیت روشنتر شود.
سخن پایانی مقاله این است که پس از پایان جنگ، بازار انرژی وارد یک چرخه سودآوری پایدارتر خواهد شد. اگرچه قیمتها احتمالاً بالا و نوسانی باقی میمانند، اما کمبود عرضه، بازسازی ذخایر و افزایش تقاضای جهانی باعث میشود شرکتهای انرژی بهویژه در آمریکا در موقعیت قویتری قرار بگیرند و دورهای از سودآوری بلندمدت و ارزشگذاری بالاتر برای صنعت انرژی شکل بگیرد.
@poolpira
203
نگاهی به سرمایهگذاری در حوزه انرژی پس از جنگ ایران.
📰مقاله ای از مجله بارونز
بازار جهانی انرژی پس از جنگ ایران وارد یک دوره پرتنش و غیرقابل پیشبینی شده است دورهای که در آن اختلال در عرضه نفت و گاز از تنگه هرمز، جهش قیمتها و کاهش تولید خاورمیانه، اقتصاد انرژی جهان را دگرگون کرده است. در این میان، کشورها برای بازسازی ذخایر و تضمین امنیت انرژی به رقابتی جهانی وارد شدهاند و سرمایهگذاران نیز با بازار پرنوسانی روبهرو هستند که هم ریسک بالایی دارد و هم فرصتهای جدید ایجاد میکند.
@poolpira
203
✍با گذشت چند سال، نشانههای تغییر کمکم در خیابانها و بازارها دیده شد. کارآفرینانی که پیشتر زیر بار مالیاتهای سنگین و مقررات پیچیده جرئت ریسک نداشتند، حالا شرکتهای جدید راهاندازی میکردند. سرمایهگذاران با امید بیشتری پول خود را وارد بازار میکردند و کارخانهها و کسبوکارها فعالیتشان را گسترش میدادند. در آمریکا میلیونها شغل جدید ایجاد شد، بازار سهام رکوردهای تازهای ثبت کرد و درآمد بسیاری از خانوارها افزایش یافت. در بریتانیا نیز مردم بیشتری صاحب سهام شدند و سطح درآمدها بهبود پیدا کرد. نویسنده معتقد است که کاهش مالیاتها تنها به نفع ثروتمندان نبود، بلکه موجی از رشد اقتصادی ایجاد کرد که اثرات آن به بخش بزرگی از جامعه رسید.
البته این مسیر از همان ابتدا هموار نبود. ریگان و تاچر در سالهای نخست با تردید و اشتباهاتی روبهرو شدند و بخشی از اصلاحات را با احتیاط اجرا کردند. اقتصاد در کوتاهمدت همچنان با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکرد و حتی رکودهای شدیدی را تجربه کرد. اما در میانه دهه ۱۹۸۰، زمانی که هر دو رهبر با قاطعیت بیشتری برنامه کاهش مالیاتها و آزادسازی اقتصاد را دنبال کردند، شرایط تغییر کرد و دورهای طولانی از رشد اقتصادی آغاز شد. به باور نویسنده، موفقیت این سیاستها چنان آشکار بود که حتی رهبران بعدی از احزاب مخالف نیز حاضر نشدند به دوران مالیاتهای بسیار بالا بازگردند و بخش عمده این چارچوب اقتصادی را حفظ کردند چارچوبی که از نظر او پایه رشد قدرتمند آمریکا و بریتانیا تا پایان قرن بیستم شد.
@poolpira
203
ریگانومیکس رشد اقتصادیای به همراه آورد که امروز فقط میتوانیم آرزوی آن را داشته باشیم.
📰مقاله ای از نشریه اکونومیست
✍در اواخر دهه ۱۹۷۰، اقتصاد آمریکا و بریتانیا روزهای سختی را پشت سر میگذاشت. تورم با سرعت بالا قدرت خرید مردم را میبلعید، رشد اقتصادی به زحمت حرکت میکرد و بیکاری به معضلی جدی تبدیل شده بود. بسیاری تصور میکردند این شرایط اجتنابناپذیر است و اقتصادهای بزرگ غربی راهی برای خروج از رکود تورمی ندارند. در چنین فضایی، رونالد ریگان در آمریکا و مارگارت تاچر در بریتانیا به قدرت رسیدند و با این باور که مالیاتهای سنگین و دخالت گسترده دولت مانع رشد اقتصادی شده است، مسیر متفاوتی را انتخاب کردند. آنها با کاهش نرخهای مالیاتی، آزادسازی اقتصاد و تشویق بخش خصوصی تلاش کردند انگیزه سرمایهگذاری و تولید را احیا کنند و به گفته نویسنده مقاله، همین تغییر مسیر زمینهساز یکی از دورههای پررونق اقتصادی در دو کشور شد.
@poolpira
203
آلمان 🇩🇪 پیشتاز قهرمانان پنهان جهان
قهرمانان پنهان شرکتهای متوسطی هستند که در حوزه تخصصی خود جزو سه شرکت برتر جهان یا اول اروپا هستند.این شرکتها معمولاً خانوادگی، متمرکز بر نوآوری، صادراتمحور و واقع در شهرهای کوچک هستند.
آلمان با اختلاف زیاد در رتبه اول قرار دارد و بیشترین تعداد این شرکتها را دارد. ایالات متحده و ژاپن در رتبههای بعدی قرار دارند.
این شرکتها معمولاً در صنایع خاص فعالیت میکنند و رهبری جهانی را در آن حوزه دارند. حضور پررنگ آلمان در این لیست نشاندهنده قدرت اقتصادی و صنعتی این کشور در سطح جهانی است.
@poolpira
203
📊نمودار جالب از تغییر ترکیب منابع تولید برق در استرالیا
استرالیا که از صادرکنندگان بزرگ زغالسنگ در جهان است،مصرف داخلی زغالسنگ خود را کاهش داده است.
زغالسنگ که در سال ۱۹۸۵ بیش از ۷۰٪ تولید برق استرالیا را به خود اختصاص داده بود، در اواسط دهه ۱۹۹۰ به اوج خود یعنی بیش از ۸۰٪ رسید. پس از سال ۲۰۰۵، روند نزولی آغاز شد و در سال ۲۰۲۵ به زیر ۵۰٪ کاهش یافت. گاز طبیعی نیز از دهه ۱۹۹۰ رشد کرد و در اوایل دهه ۲۰۱۰ به حدود ۲۰٪ رسید، اما پس از ۲۰۱۵ روند کاهشی گرفت.
✅نکته قابل تامل اینکه انرژی های خورشیدی و بادی از سال ۲۰۱۰ در استرالیا به شکل چشمگیری رشد داشته است.
انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۳ از گاز پیشی گرفت و به دومین منبع بزرگ تولید برق در استرالیا تبدیل شد.
زغالسنگ علیرغم کاهش شدید، همچنان اولین منبع تولید برق است. اما این احتمال وجود دارد که در سالهای آینده، انرژی خورشیدی بتواند از زغالسنگ هم پیشی بگیرد.
@poolpira
203
🎙نظرات مری سی دالی، رئیس و مدیر عامل بانک فدرال رزرو سانفرانسیسکو در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر بهره وری، بازارهای کار و رشد اقتصادی
✅گزیده ای ار نظرات دالی:
🔹دالی تأکید میکند که نگاههای افراطی مانند آینده بسیار روشن یا نابودی کامل اقتصاد کمککننده نیستند.
🔹 شرکتها از مرحله سریعتر و ارزانتر انجام دادن کارها عبور کردهاند و به مرحله انجام کارهای کاملاً جدید رسیدهاند.
🔹اثر مستقیم هوش مصنوعی بر تورم یا کاهش اشتغال هنوز محدود است و تورم فعلی بیشتر ناشی از عوامل سنتی مثل انرژی، تعرفهها و عرضه است.
@poolpira
203
🎙گفت و گوی مفید ری دالیو در نشست Forbes Iconoclast در شهر نیویورک در مورد بازار بدهی و نگرانی ها درباره حباب هوش مصنوعی.
✅گزیده ای از نظرات ری دالیو:
🔹من اینطور فکر میکنم دوره ای که خیلی آسیب پذیره،بعد از انتخابات میان دوره ای و قبل از انتخابات ریاست جمهوری هستش.
🔹معتقدم در حال رفتن به سمت چیزی هستیم که بهش میگن سرکوب مالی، یعنی اینکه با خرید دارایی ها و چیزهایی شبیه به آن نرخ بهره اوراق قرضه را پایین نگه می دارند گاهی حتی این سرکوب مالی باعث کنترل ارز خارجی هم میشود.
@poolpira
203
مقاله فوق جنبه عمومی و جالبی دارد و به این مسئله می پردازد که کار کردن در جهان مدرن برخلاف تصور رایج بیشتر از اینکه نتیجه مستقیم ثروت یا توسعه اقتصادی باشد به تصمیم های اجتماعی و نهادی بستگی دارد.
الگوهای کار بیشتر تحت تاثیر عواملی مثل آموزش، بازنشستگی، قوانین کار، مالیات، و میزان مشارکت زنان و جوانان در بازار کار دارد. همچنین نشان میدهد که کاهش یا افزایش ساعات کار در گروههای مختلف بیشتر برگرفته از سیاستهای عمومی است تا انتخاب فردی یا صرفاً سطح درآمد.
مقاله ۴ نکته جالب دیگه هم عنوان میکنه:
اول اینکه کشورهای ثروتمند لزوما کمتر کار نمی کنند.
دوم اینکه میانگین جهانی ساعات کار تقریبا ثابت مانده.
سوم اینکه میزان ساعات کاری زنان در بازارهای رسمی نسبت به مردان افزایش داشته.
و چهارم اینکه تفاوت اصلی بین کشورها بیشتر مربوط به (چه کسی کار میکند) است تا (چقدر کار میکند).
مقاله اینگونه نتیجه می گیرد که جهان هرچه ثروتمندتر میشود الزاماً کمتر کار نمیکند فقط شکل و توزیع کار بین گروهها و جنسیتها تغییر میکند.
@poolpira
203
🖊عنوان مقاله:
جهان چقدر کار میکند؟
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/21
@poolpira
203
مقاله فوق اینگونه توضیح میدهد که نسخه واحد برای همه کشورها برای واکنش به شوک های قیمتی کالاها وجود ندارد بلکه واکنش ها بستگی دارد به این که کشور مورد نظر صادرکننده کالا باشد مثل کشورهای نفتی یا واردکننده آن مثل کشورهای وابسته به انرژی.
در ادامه مقاله توضیح میدهد که برای کشورهای صادرکننده کالا بهتر است بانک مرکزی بیشتر روی تورم داخلی و دستمزدها تمرکز کند، نه نرخ ارز یا قیمتهای جهانی. چون وقتی قیمت کالاهای صادراتی بالا میرود، اقتصاد بهطور طبیعی رشد میکند و اگر بانک مرکزی نرخ ارز را ثابت نگه دارد، ممکن است باعث یک رونق بیش از حد و تورم و نوسانهای غیرضروری شود. پس در این کشورها، اجازه دادن به نوسان نرخ ارز و تمرکز روی ثبات داخلی معمولاً بهتر است.
اما برای کشورهای واردکننده کالا مثل واردات انرژی، داستان برعکس میشود. در اینجا تلاش سخت برای کنترل همه قیمتها و نگه داشتن تورم داخلی در سطح ثابت، میتواند به رکود و کاهش شدید تولید منجر شود. بنابراین سیاست بهتر این است که بانک مرکزی تا حدی اثر مستقیم افزایش قیمت کالاها را نادیده بگیرد به این معنی که اگر قیمت نفت یا غذا در جهان بالا رفت، بانک مرکزی خودش را مجبور نکند تورم را همان لحظه پایین نگه دارد و زیاد واکنش شدید نشان ندهد و اجازه بدهد قیمتها کمی بالا بروند تا اقتصاد مجبور به فشار بیش از حد روی تولید و اشتغال نشود.
در نهایت مقاله اینگونه نتیجه میگیرد که سیاست بهینه باید انعطافپذیر باشد و این سیاست بهینه به ساختار اقتصاد مثل صادرکننده یا واردکننده بودن و همچنین شرایط مالی کشور بستگی دارد و مهمتر از همه، ثبات دستمزدها معمولاً معیار بهتری از تورم واقعی اقتصاد نسبت به قیمتهای مصرفکننده است.
@poolpira
203
🖊عنوان مقاله:
بانکهای مرکزی چگونه باید به شوکهای قیمت کالاها واکنش نشان دهند؟
چارچوبهای بهینه سیاست پولی و نرخ ارز برای اقتصادهای وابسته به کالاها
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/20
@poolpira
203
این مقاله درباره یک سؤال مهم در اقتصاد کلان مدرن صحبت میکند و آن سوال این است که:
چرا اثر سیاست پولی (مثل تغییر نرخ بهره توسط بانک مرکزی) روی اقتصاد آمریکا در دهههای اخیر ضعیفتر شده است؟
نویسندگان این مقاله معتقدند که دو تغییر ساختاری مهم در اقتصاد رخ داده است: اول اینکه ترکیب سرمایهگذاری از کالاهای فیزیکی مثل تجهیزات و ساختمان به سمت سرمایهگذاری نامشهود مثل نرمافزار و تحقیق و توسعه (IPP) حرکت کرده است
و
دوم، میزان نیروی کار داخلی که در تولید کالاهای سرمایهای دخیل است کاهش یافته و بخش بیشتری از سرمایهگذاری به واردات وابسته شده است. این دو تغییر باعث شدهاند که سرمایهگذاری کمتر به تغییرات نرخ بهره حساس باشد.
✍درباره مورد دوم میتوان اینگونه توضیح داد که در گذشته، وقتی در آمریکا سرمایهگذاری انجام میگرفت بخش بزرگی از این کالاها در داخل خود کشور تولید میشد و در نتیجه کارگران آمریکایی در ساخت آنها نقش داشتند. به همین دلیل، هر افزایش در سرمایهگذاری بهطور مستقیم باعث افزایش اشتغال و درآمد نیروی کار داخلی میشد. اما در اقتصاد امروز بخش قابل توجهی از کالاهای سرمایهای یا بهصورت وارداتی تهیه میشود یا در زنجیرههای تولید جهانی ساخته میشود. بنابراین اگر یک شرکت در آمریکا سرمایهگذاری کند، دیگر لزوماً به این معنا نیست که تولید آن کالا در داخل کشور و توسط نیروی کار داخلی انجام شده است. در نتیجه، ارتباط مستقیم بین سرمایهگذاری و ایجاد درآمد برای کارگران داخلی ضعیفتر شده است. در نتیجه وقتی سرمایهگذاری به تغییرات سیاست پولی واکنش نشان میدهد، اثر آن بر درآمد نیروی کار و در نهایت مصرف خانوارها کمتر از گذشته است، چون بخش بیشتری از این جریان اقتصادی از کانال تولید داخلی عبور نمیکند.
مقاله اینگونه نتیجه میگیرد که قدرت سیاست پولی در تحریک اقتصاد کاهش یافته است. بهطور خاص، شوکهای نرخ بهره امروز نسبت به گذشته اثر کمتری روی درآمد نیروی کار و مصرف دارند، چون سرمایهگذاری کمتر واکنش نشان میدهد و ارتباط آن با اقتصاد داخلی ضعیفتر شده است. بنابراین بانکهای مرکزی برای رسیدن به همان اثرات گذشته ممکن است نیاز به تغییرات بزرگتری در نرخ بهره داشته باشند و در نتیجه بیشتر با محدودیتهایی مثل حد مؤثر پایین نرخ بهره (ELB) روبهرو شوند.
✍منظور از حد موثر پایین نرخ بهره:
نرخی از بهره که پایینتر از آن، کاهش بیشتر نرخ بهره یا ممکن نیست یا دیگر اثرگذاری قبلی را ندارد. در عمل معمولاً حوالی صفر درصد در نظر گرفته میشود.
@poolpira
203
🖊عنوان مقاله:
تغییرات ساختاری در سرمایهگذاری و کاهش قدرت سیاست پولی
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/19
@poolpira
203
تپانی تچاجارئونویکول، از نسل دوم یکی از برجستهترین خاندانهای تجاری تایلند، عضوی از امپراتوری خانوادگی است که توسط پدرش، چاروئن سیریواداناباکدی، با همراهی مادر فقیدش، وانا، بنیانگذاری شده است. این مجموعه گسترده در حوزههای صنایع غذایی و نوشیدنی، املاک و مستغلات، هتلداری و خدمات مالی فعالیت میکند.
در ویژه برنامه ملاقات با میراث ها از شبکه CNBC تانیا برایر با تپانی درباره اصول و ارزشهایی که مبنای گسترش کسبوکار خانوادگی بودهاند، ساختار جانشینی در این امپراتوری چندمیلیارد دلاری و چگونگی تقسیم مسئولیتها میان خواهران و برادرانش گفت و گو میکند.
تپانی همچنین در مقام رئیس و مدیرعامل برلی جاکر، درباره برنامههای توسعه شرکت، تجربه همکاری با همسرش و نحوه آمادهسازی نسل سوم خانواده برای ایفای نقشهای آینده در کسبوکار سخن میگوید.
@poolpira
203
✍این مقاله به بررسی یک سوال مهم می پردازد:
وقتی بانک مرکزی برای مهار تورم نرخ بهره را بالا میبرد، چه بلایی سر بانکها و وامگیرندگان میآید؟
مقاله به این سوال اینگونه پاسخ میدهد که افزایش نرخ بهره اگرچه تورم را کنترل میکند، اما همزمان فشار زیادی به وامگیرندگان و بانکها وارد میکند و میتواند ثبات مالی را تهدید کند.
وقتی نرخ بهره بالا میرود، هزینه بازپرداخت وامها بیشتر میشود. در نتیجه، خانوارها و شرکتهایی که بدهی زیادی دارند سختتر میتوانند اقساط خود را پرداخت کنند. این موضوع باعث افزایش نکول وامها و زیان بانکها میشود. مقاله نشان میدهد که بهطور متوسط، هر ۱ درصد افزایش نرخ بهره، زیان وامها را حدود ۰.۱ درصد بالا میبرد. اما اگر اقتصاد همزمان در رکود باشد، تورم بالا باشد و دولت نیز سیاست مالی انقباضی اجرا کند، این آسیب حتی دو تا سه برابر بیشتر میشود.
نویسندگان مقاله معتقدند که مشکل اصلی این است که بسیاری از بانکهای مرکزی برای مدت طولانی نرخ بهره را خیلی پایین نگه داشتند. این سیاست باعث میشود خانوارها، شرکتها و دولتها بدهی زیادی اخذ کنند. حالا وقتی بانک مرکزی مجبور شده نرخ بهره را بالا ببرد، اقتصاد به این افزایش نرخ بسیار حساس شده است. یعنی هرچه دوره سیاست انبساطی طولانیتر بوده، شوک افزایش نرخ بهره امروز خطرناکتر شده است.بنابراین بانک های مرکزی نباید خیلی دیر واکنش نشان دهند و به جای شوک های ناگهانی باید نرخ بهره را تدریجی و آرام تغییر دهند.
برای در امان ماندن از این آسیب نویسندگان مقاله معتقدند که بانکها باید سرمایه احتیاطی بیشتری نگه دارند، تستهای فشار مالی انجام دهند و وامهای با نرخ ثابت بیشتر شوند
@poolpira
203
🔹عنوان مقاله:
سطوح نرخ بهره چگونه بر نرخ زیانهای اعتباری اثر میگذارند؟
یک رویکرد مبتنی بر قواعد سرانگشتی
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/17
@poolpira
