ch
Feedback
slice of life🍓

slice of life🍓

前往频道在 Telegram

پریشان خاطریم ؛ اما توانِ ایستادن هست . تًهِش میرسیم به جایی که حقمونه.

显示更多
伊朗129 821未指定类别
402
订阅者
+624 小时
+57 天
+3030 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+25
在0个频道中
九月 '26
+130
在11个频道中
Get PRO
八月 '26
+154
在13个频道中
Get PRO
七月 '26
+158
在3个频道中
Get PRO
六月 '26
+337
在8个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+81
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+32
在6个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+14
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
05 十月+3
04 十月+12
03 十月+5
02 十月+4
01 十月+1
频道帖子
🔴سال 2023 یه میم به نام Opium Bird خیلی وایرال شد که یه موجود بزرگ و پرنده‌مانند تو کوه‌های برفی رو نشون می‌داد و سازنده‌اش گفته بود که سال 2027 (۲ ماه و ۲۷ روز دیگه) می‌فهمید یعنی چی؛ حالا شباهت Opium Bird و طاعون👺و همچنین لوکیشن برفی اون میم و آب و هوای روسیه، دوباره همه رو داره به این فکر فرو می‌بره که نکنه داریم وارد یه سیزن جدید می‌شیم...

2
الان که دارم فکر میکنم یه بچه ۶ ساله از مدرسه فرار کنه بعد حدود نیم ساعت شاید بیشتر تو مدرسه نبودم و به خانوادمم خبر ندادن نمیخواستم برم مدرسه مامانم با اصرار و به زوربرد منو ببینه چیشده ولی مثلا تو راه بلایی سرم میومد ، مدرسه با اون همه تاخیر تو گفتن میخواست چیکار کنه یا اصلا چرا در مدرسه باز بود.😐🫪
26
3
یبار پسره شایان بهم یه دونه از اون سوسک پلاستیکیا نشون داد گفت خودم گرفتم خشکش کردم منم باورم شده بود که این واقعیه رفتم به مامان بابام گفتم گفتن این پلاستیکیه.🗿 یبارم کلاس اول معلم دعوام کرد منم ترسیدم به بهونه دستشویی از کلاس اومدم بیرون فرار کردم از مدرسه کل مسیر مدرسه تا خونه رو با گریه دویدم بعد رسیدم دم در خونه دستم نمیرسید به زنگ زنگ اونا پایین تر بودن تند تند ۱۰۰ بار پشت سرهم زنگشونو میزدم مامانه از خواب پرید درو باز کرد واسم‌.🗿
27
4
چرا ساعت یک شب باید یاد پسر و دختر همسایه های قبلیمون بیوفتم؟ هم بازیام بودن خونه هامون یه طبقه فاصله داشت و خب دیگه میتونید حدس بزنید من همش میرفتم خونشون شایان و نازنین زهرا شایان از من بزرگ تر بود نازنین زهرا کوچیک تر ما خونمونو عوض کردیم اونا مهاجرت کردن آلمان خیلی دوست دارم بدونم چیکار میکنن الان.🗿
36
5
چرا ساعت یک شب باید یاد پسر و دختر همسایه های قبلیمون بیوفتم؟ هم بازیام بودن خونه هامون یه طبقه فاصله داشت و خب دیگه میتونید حدس بزنید من همش میرفتم خونشون شایان و نازنین زهرا شایان از من بزرگ تر بود نازنین زهرا کوچیک تر مهاجرت کردن آلمان خیلی دوست دارم بدونم چیکار میکنن الان.🗿
1
6
没有文字...
49
7
没有文字...
1
8
شاید یه نوع بیماریه
32
9
یعنی خودش حس نمیکنه؟
40
10
به لب و دهن دقت کنید طبیعیههه؟ حالا من سعی میکنم خیلی توجه نکنم ولی یطوریه
به لب و دهن دقت کنید طبیعیههه؟ حالا من سعی میکنم خیلی توجه نکنم ولی یطوریه
83
11
دستامو همش میشورم ولی دقت کردم تا دستمو میمابم به صورتم یهو همونجا جوش میزنه😐
39
12
没有文字...
91
13
没有文字...
101
14
انگیزه میخوای واسه ادامه دادن؟؟! دلت میخاد درس بخونی دانشگاه در بیای تا پوز همه رو بزنی؟؟؟ مامانم*
انگیزه میخوای واسه ادامه دادن؟؟! دلت میخاد درس بخونی دانشگاه در بیای تا پوز همه رو بزنی؟؟؟ مامانم*
107
15
واقعا میترسم هیچ کدوم از خانوادم تمایل ندارن بیان مامانمم میترسه بعد فکر کنم اینجوریه که با قایق میری وسط دریا بعد میری زیر آب بعد من بخوام با یه مرد غریبه برم میترسم کاش حداقل بذارن بابام بیاد بشینه تو قایق😐
37
16
اگه رفتم حتما بهشون میگم ازم عکس بگیرن اونجا میفرستمم
39
17
از الان استرس دارم و خودمم تنها یکم میترسم یا یه مرد برم زیر آب
41
18
احتمالا تو آبان ماه بتونم برم غواصی🥹🥹
42
19
دو نفر همزمان گفتن پافررر نههه🤣
71
20
خدا شاهده جی پی تی نبود تا فردا صبح یادم نمیومد
70