ch
Feedback
Happy Books

Happy Books

前往频道在 Telegram

Just about Books

显示更多
未指定国家未指定类别
2 628
订阅者
-124 小时
-87 天
+18930 天
帖子存档
کتاب براتون بذارم؟ میتونید دانلود کنید؟ در حد ۸-۷ مگابایت؟

یک دلخوشی داشتم، که اونم درس خوندن بود. اونو هم ازم گرفتید...

بچه ها؛ امنیتمون با اینترنت به خطر میفته، اما اگه همون اینترنت رو همراه اول بهمون گیگی ۴۰۰ تومن بفروشه، دیگه مشکل امنیتی نداره. 🤫🤫🤫

عالیه. ممنونم. الان دو نفر میان این رو هم توجیه میکنن :)))
عالیه. ممنونم. الان دو نفر میان این رو هم توجیه میکنن :)))

من از بعد از دی، خجالت کشیدم راجع به مرگ پدرم با کسی حرف بزنم. حس کردم غم من در برابر غمی که خیلی‌ها حس میکنن، کوچیکه... بعد به من میگید برای دی به اندازه جنگ ناراحت نبودی؟!

دادن سیم‌کارت پرو به مشاغل خاص ما رو به زمانی می‌بره که دسترسی به آموزش و یادگرفتن خواندن و نوشتن فقط برای اقشار بالای جامعه بود و قشر کارگر و ضعیف اجازه تحصیل نداشتن. دسترسی آزاد به اطلاعات حق همه مردمه، مردم رو از حقشون محروم نکنید...

می‌نویسی که جنگ لهت کرده، که دلت می‌خواهد بمیری... نامه‌ات را می‌خوانم و درکت می‌کنم... ما هرگز پیش از این، چنین یکپارچه به دست نابودی سپرده نشده بودیم.

‏چه آرزوهای آکادمیکی داشتم و الان حتی سایت‌ها رو نمی‌تونم باز کنم. :)))

به من میگن چجوری هم برای اون زیرساخت ناراحتی هم برای اینترنت؟ :))) من با ذات آسیب مشکل دارم، هرکسی هم که آسیب میزنه، محکومه. تمام

هر بار از من می‌پرسند که برای وطنت چه کرده ای؟ سؤال من این است که وطنم برای من چه کرده است؟؟؟

کلی زبان برنامه نویسی بلدم، طراح سایتم، هوش مصنوعی هم که....، مدرس ریاضیاتم ولی الان به فکر افتادم رزومه ارائه بدم به عنوان آبدارچی سوپر مارکت کار کنم... اینترنت زیرساخت نیست؟

عزیزان حوزه tech، برای شما آتش بسی وجود نداره. چون اینترنت‌ قطعه. فقط صدای تق تق نمیشنوید همین. با سپاس از‌‌ توجه شما

پاینده ایران

من از کودکی در همین مملکت بزرگ شدم. تلاش کردم، زمین خوردم و زخمی شدم و بلند شدم. سال‌ها جنگیدم. تمام سعی و هدف من در زندگی؛ کسب علم و داشتن جامعه ای مشتاق به کسب علم بود. برای ایران رؤیاهای زیادی داشتم. در بهترین دانشگاه این مملکت، رشته ای رو خوندم که بیشترین وابستگی به برق رو داره. رشته‌ای که می‌گویند متعلق به آینده است. از ایران نرفتم، چون این رؤیا رو داشتم که ایران رو بسازم. با اشکی که در چشمام حلقه زده مینویسم؛ هیچ جنایتی با یک جنایت دیگر قابل توجیه نیست. امیدوارم در آینده مبهم این مرز و بوم، زنده باشم و بسازم. ما لایق این چیزها نبودیم. هر کسی هر جنایتی کرد، فقط در حق مردم بود و دودش توی چشم ما رفت. و باز هم با صدای بلند فریاد میزنم: زدن زیرساخت‌های این مملکت، جنایتی در حق تمام مردم ایران است. و تمام! و اگر مُردَم و یا اگر ارتباط من با دنیا قطع شد؛ پیج اینستاگرام رو به صمیمی‌ترین دوستم می‌سپارم...

ساختمان مرکز محاسبات دانشگاه، یکی از ساختمان‌های خاطره‌انگیز شریف بود؛ سال‌ها پیش با پیگیری‌ها و تلاش‌های دکتر تابش، از طریق همین مرکز محاسبات بود که اینترنت به شریف آمد و شریف از جمله نخستین مراکز اینترنت‌دار ایران لقب گرفت. هم‌چنین کسب‌وکارهای نوپای زیادی در سال‌های قبل، علاوه بر استفاده از خدمات این مرکز، در ساختمان آن مستقر بوده‌اند؛ از تیم دانشجویی‌ای که سامانه آموزش شریف را تحت هدایت دکتر تابش توسعه داد و بعدا تحت نام «فارسی‌وب شریف»، لینوکس فارسی را عرضه کرد، تا «سلام سینما» و ... دانشجوهای تحصیلات تکمیلی زیادی نیز در این سال‌ها پایان‌نامه‌ها و پروژه‌ها و پژوهش‌های خود را به کمک سخت‌افزارهای تعبیه‌شده در این مرکز به پایان رسانده بودند.

دانشگاهمون...💔

یه انسان سالم هرجایی بفهمه اشتباه می‌کرده می‌پذیره، لزومی نداره تا آخرش سینه‌خیز بره.

حالا شما هی بشین و بگو نه، ما که زیر ساختی نداریم. شمایی که قرار نیست به زندگی توی بی برقی، به زندگی توی هرج و مرج، به زندگی زیر بمب و موشک فکر کنی، اجازه اظهار نظر نداری...

این زیرساخت‌ها که با خون دل ساخته شده، متعلق به مردم ایران هستند و تخریبشون جنایت علیه مردم ایران محسوب می‌شه.

جنگ ازم انگلی ساخته، افسرده، بدون اندک امیدی به فردا. انسانی که روبروی تلویزیون و اخبار میشینه و اشک می‌ریزه. انسانی که شب‌ها بیداره و روزها می‌خوابه... انسانی که از برگشت به عصر حجر می‌ترسه...