ܥِِِِ݆ܭߊܩܘ
前往频道在 Telegram
ᏂᎧᏕᏕᏋᎥᏁ👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-gjhjiffbea Arash👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-icjbbejjhc he𐙚 👇🏻 t.me/HidenChat_Bot?start=6371686804
显示更多未指定国家未指定类别
194
订阅者
-224 小时
-1997 天
-77830 天
帖子存档
194
Repost from ᴹᵉᵗᵃˡ ¹²⁰ ᴰᵃʸˢ ⁱⁿ ᵀᵃᵇʳⁱᶻ
تو گوشهاتو فقط بِسپُر به من بهت قول میدم حروم نمیشن.
گوشهای نااهل و بد زیادن کلماتم همه خورده میشن.
خودخواه ترین مَرد عالمم برای من تو بِکر باش همه معتاد و مست تنن برای من تو فکر باش.
من معتقدم به اِعجازت محکومم کن به زندانت تا هر وقت بگی دووم میارم اگر بدونم زندانبان تویی.
194
Repost from N/a
خون جاریه ؛
مثل خونی که بر سراسر این سرزمین جاری شده
حنا ببندید؛
حنای سوگواری ببندید
سیاه بپوشید؛
لباسهای تیرهٔ عزا به تن کنید
دیگه نمیاد؛
دیلمان دیلمان
او گم شده ، در زخمهای تو ، در میان زخمهای تو
خانهٔ من این سرزمینه،
سرزمینِ دلهای شکسته.
194
عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند
هر دو از احساسِ نفرت پر شدند
دل به چشمان کسی وابسته بود
عقل از این بچه بازی خسته بود
حرف حق با عقل بود اما چه سود
پیش دل حقانیت مطرح نبود
عقل با او منطقی رفتار کرد
هر چه دل اصرار،عقل انکار کرد
کش مکش مابینشان شد بیشتر
اختلافی بیشتر از پیش تر
عاقبت عقل از سر عاشق پرید
بعد از آن چشمان مشکی را ندید
تا به خود آمد بیابانگرد بود
خنده بر لب از غم این درد بود
