ch
Feedback
یادداشت‌ها

یادداشت‌ها

前往频道在 Telegram

显示更多
伊朗151 127未指定类别
222
订阅者
-124 小时
+97
-230
帖子存档
شما را دعوت می‌کنم به صدای گوشنواز بانو بت هارت دوست‌داشتنی

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه‌ی بامی که پریدیم، پریدیم -وحشی بافقی

کاش لاکِ لاک‌پشت را می‌داشتم؛ پناهگاهی کوچک که پاها و سرم را در آن جمع می‌کردم و در سکوتِ مطلق و انزوایی ستودنی آن، بی‌هیچ دغدغه‌یی آرام می‌خوابیدم؛ بی‌خبر و بی‌خیالِ هرچیز...

Faramarz-Aslani-Gole-Orkideh-128.mp34.02 MB

آنکه می‌گفت: منم بهر تو غمخوارترین! چه دل آزارترین شد؛ چه دل آزارترین… -فریدون مشیری

Damien Rice - The Box.mp310.37 MB

ما اکثرا دچار سندروم فرسودگیِ روانی هستیم، چون درمورد مسایل خیلی استرس می‌کشیم و بیش‌ از‌ حد فکر می‌کنیم. همین امر باعث می‌شود حال و انگیزه‌ی کار کردن و در بعضی حالت‌ها، ادامه دادن را نداشته باشیم. این موضوع راه را برای اهمال‌کاری باز می‌کند و اگر برای بیرون‌رفت از این حالت اقدام نکنید، با کارهای تلبار‌شده و عقب‌افتاده روبه‌برو خواهید شد که این خودش یک حالت استرس‌زا را برای‌تان به ارمغان خواهد آورد. بنده هم مدتی‌ست درگیر این سندروم کلافه‌کننده شده‌ام؛ طوری‌که کارهایم را به زمان دیگری موکول می‌کنم و نهایت تلاشم را می‌کنم که خودم را از این حالت بیرون بکشم و به حالت ایده‌آل برگردم.

به‌راستی هم که ما در مُلک لوده‌خیز زندگی می‌کنیم. شما کافی‌ست سری به ویدیو‌های فیسبوک بزنید تا به عمق فقیر بودن و بی‌سواد بودن‌مان پی ببرید. نکته‌ی جالب این طیف از آدم‌هایی که به‌اصطلاح تولید محتوا می‌کنند این است که طرفدار زیاد دارند. صرفا برای یک آزمایش، یک ویدیوی آموزشی با محتوای مهم و درمقابل، یک ویدیوی سرگرم‌کننده با محتوای پوچ را پخش کنید. نتیجه‌یی که از آمار بازدید خوردن هردو ویدیو می‌گیرید خیلی تاسف‌آور خواهد بود. مردم ما بیشتر علاقه‌مند محتوای پوچ و مزخرف هستند؛ درحالی‌که جز ضیاع وقت تاثیر دیگری در زندگی ندارند. من قبلا هم یادآور شده بودم و حالا هم تکرار می‌کنم؛ فراهم شدن خیلی چیزها برای ما زود بود. ما هنوز فرهنگ و سواد کافیِ استفاده از خیلی چیزها را نداریم. شاید یکی از دلایل بی‌سوادی و فقیر بودن‌مان هم همین باشد.

عطسه‌ی اول را می‌زنم. با خودم می‌گویم عطسه‌ی ساده است یا از همان عطسه‌های رگباری؟ اندکی می‌گذرد. لبخندی می‌زنم و در فکر این‌که امروز بدنم راحت خواهد بود به کارم می‌رسم که یک‌هو شروع می‌شود. دوم و سوم بدون وقفه از راه می‌رسند. از روی عصبانیت و ناراحتی آهی می‌کشم که چهارم محکم‌تر می‌کوبد. با چشم‌های آب‌زده دنبال قرص حساسیت می‌گردم که پنجمی و ششمی از راه می‌رسند؛ امان نمی‌دهند و همین‌طوری تا دهم می‌رسد. همین‌طوری که قرص را در دهنم می‌اندازم، به تابستان و خاک‌بادِ مزخرفش لعنت می‌فرستم و آرزو می‌کنم کاش در جای سردتری بودم تا مجبور نباشم به‌خاطر این حساسیت کوفتی هی قرص بخورم.

فضای مجازی هم مثل یخچال شده؛ با این‌که می‌دانی خبری نیست، ولی دم به دقیقه بازش می‌کنی و یک سر می‌زنی!

یک آرام‌بخش نصف‌شبی!

در دنیای سینما، سریال‌هایی هستند که آن‌طوری که باید به آن‌ها توجه نمی‌شود. سریال Shrinking یکی از آن سریال‌هاست که با رویکرد
در دنیای سینما، سریال‌هایی هستند که آن‌طوری که باید به آن‌ها توجه نمی‌شود. سریال Shrinking یکی از آن سریال‌هاست که با رویکرد روان‌شناسی و تیم بازیگریِ خوبی که دارد به یک اثر ماندگار در ژانر درام-کمیدی تبدیل شده است. سریال محور اهمیت سلامت روان، کنار آمدن با سوگ و مسایل مرتبط به آن می‌چرخد. شخصیت‌ها هرکدام سعی می‌کنند با غمی که دامن‌گیرشان شده کنار بیایند و به نحوی آن را با یک اتفاق خنده‌دار به بیننده انتقال بدهند؛ طوری‌که یکی از منتقدین سینما درمورد این سریال گفته بود: دیدن این سریال مثل این می‌ماند که در مراسم تشیع جنازه بخندید. سریال حرف‌های خوب زیادی برای گفتن دارد، ولی می‌گذارم خودتان ببینید و لذت ببرید.

Repost from N/a
به دخمه‌ها، به تلاطم، به خواب می‌مانی به کوه و صخره‌ای از اضطراب می‌مانی شراب می‌خوری و با توهّم شادی به حال و روز بدی در عذا
به دخمه‌ها، به تلاطم، به خواب می‌مانی به کوه و صخره‌ای از اضطراب می‌مانی شراب می‌خوری و با توهّم شادی به حال و روز بدی در عذاب می‌مانی سکوت نیمه‌شب از راه می‌رسد کم‌کم به فکر می‌شوی و با طناب می‌مانی نسیم می‌وزد و ماه می‌شود پایین تو روی بسترت از آب‌وتاب می‌مانی مرور می‌کنم از هر طرف، نمی‌فهمم چرا سوال مرا بی‌جواب می‌مانی؟ مردد استی بین نبودن و بودن چقدر در صدد انتخاب می‌مانی؟ غروب تا ته‌ی اندوه می‌روی پایین و صبح منتظر آفتاب می‌مانی درون خانه‌ی متروک بی‌کس‌وکویت به عکس خاک‌زده بین قاب می‌مانی.

Repost from N/a
«آدمی می‌تواند حتی دلتنگِ کسی شود، که او را فقط در خیال خود دیده است.»

Repost from گل سوری
به قول چخوف من ریشه‌ی درختی هستم که بین جوانه زدن و خشک شدن مردد مانده‌ام.

بگذار در فهمیدن همدیگر خود نادان بمانیم چرا که همه‌ی رنج دنیا از دانستن بسیار است.

دو برابر مرگم مرده‌ام و نصف زندگی‌ام زندگی نکرده‌ام -بهرام بیضایی

Mohsen Yeganeh – Behet Ghol Midam (Live).mp310.97 MB

در رابطه با خبر دوباره قطع شدن انترنت، عزیزی گفت: “جایی زندگی می‌کنیم که به‌جای شنیدن خبر پیشرفت، به‌خاطر نرفتن به عقب دعا می‌کنیم؛ و این خودش فاجعه است!”

Arthur Schopenhauer once said: “Mostly it is loss which teaches us about the worth of things”