«دل در پی سودای تو، آواره»
前往频道在 Telegram
خوش بهشتیست سرِ کوی حسین بن علی نه غم دوزخ و نه فکر بهشت است آنجا https://t.me/SendHarfBot?start=cac355c1b4dc
显示更多未指定国家未指定类别
223
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+530 天
帖子存档
سيدي فمن غيرك السكن
إنما الوطن حيث كربلا
كل من سأَل قربك وصَل
و أنا فهل أبقى في البلا؟
اوه ببینید چی کشف کردم. میدونستید این آهنگه که ترند هم شده بود چند سال پیش و تو یوتیوب چندین میلیون ویو داره هم کار همین آقازادهس؟
مرز رو که رد کردید یه سیم عراقی بگیرید (اپراتورهای ایرانی حراملقمهن و معلوم نیست چطوری حساب میکنن که یه گیگ در چشم به هم زدنی تموم میشه) . از نت با مصرف منصفانه و بدون تحریم و فیلتر لذت برده، در طریق به این پلیلیست گوش فرادهید. https://open.spotify.com/playlist/37i9dQZF1E4vYk3BEcx8FL?si=f24475aae51c4151
گلی گم کردهام میجویم او را
سیدمهدی آخر امشب خوند و دل من فقط پیش شصت و دو «تکه» بچه بود.
Repost from هیئت کربلا
,, فـایل صـوتــی ,,
با نوای آقای : وحید حامدمقدم
روضه
یاد داری شبی سلسله در پایم بود
شام شهادت حضرت رقیه
دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵
اینستاگرام | تلگرام | ایتا | روبیکا
هنوزم بعد یه سال و نیم
حرف تو یادم هست اون شب آخر
که گفتی «لا تنسانی فی نافلة الیل»
اسمتو تو قنوت وترم بردم
غصه پیرهن خونیتو خوردم
روزی هزار بار مردم...
هشتم اسفند ۹۹
الصدر منه مطعون يا طيبون هل تندبون على الحسين النحر منه مذبوح اي جروح ومن ينوح على الحسين الثغر منه عطشان والماء كان دمع الزمان على الحسين مفرد مهموم بأبي انت وامي سيدي المظلوم بالثرى عريان بأبي انت وامي سيدي العطشان سيدنا المهموم سيدنا العطشان لو كان الذنب نهواه هات الذنوب ولن نتوب عن الحسين لو كان الموت ملقاه خذ الحياة وما الحياة بلا حسين لو كان الحب معناه درب أخير فهو المسير الى الحسين دربه محموم بالجراح والبلايا دربه محموم نفس المهموم بابي انت وامي سيدي المظلوم التربة لا يجوز ان تؤكل وهي شفا عند الحسين القصر في الصلاة عند السفر الا الصلاة عند الحسين معناها كربلاء هي وطن لكل من زار الحسين جاء في الاخبار من اراد فليزره فوق سطح الدار افلح من زار بأبي انت وامي ايها المحتار
Repost from «دل در پی سودای تو، آواره»
https_vesal_co_FTP_files_tracks_76_track_6LVwWlNQ22DEB7dBnJaK7JKir2LkmI.mp315.86 MB
Repost from «دل در پی سودای تو، آواره»
کل روضه شب نهم همینه.
عندالفجر وقفت زینب
بالخیمة یخفیها طول العباس
عندالنهر وقعت زینب
تتعثر بالیل بکفالعباس
سحرگاهان، زینب در خیمهای که سایه عباس بر آن بود، ایستاده بود.
[اما] کنار نهر، زینب بر زمین افتاد، [در حالی که] شبانگاهان افتان و خیزان به سمت آنجا که دست عباس بر زمین بود، قدم برمیداشت...
