«دل در پی سودای تو، آواره»
前往频道在 Telegram
خوش بهشتیست سرِ کوی حسین بن علی نه غم دوزخ و نه فکر بهشت است آنجا https://t.me/SendHarfBot?start=cac355c1b4dc
显示更多未指定国家未指定类别
227
订阅者
+324 小时
+77 天
+830 天
帖子存档
حتی خود مطیعی هم نمیخوندش چندین ساله :)))
گوشههای ذهنم داشت خاک میخورد.
لب ما و قصهی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی! چه سخاوتی!
به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام
و به خال کنج لبت سلام، که نشسته با چه ملاحتی
تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی
تو که با دل همه راحتی، تو قیام کن که قیامتی
غزلم اگر تو بسازیام، و نیام اگر بنوازیام
به نسیم یاد تو راضیام، نه گلایهای نه شکایتی
نه، مرا نبین، رصدم نکن، تو نظر به خوب و بدم نکن
ز درت بیا و ردم نکن، تو که از دیار کرامتی
همه زخمی و همه مرهمی، همه شادی و همه ماتمی
تو که هم زیادی و هم کمی، تو مگر چهکاره عالمی؟
«و بیمنه رزق الوراء و هوالشهید بکربلاء»
به که گویم این همه ماجرا، که خدا و بنده توامی؟
تو نشستهای و من آنطرف، تو بدون پیرهن آنطرف
تو مرا صدا بزن آنطرف، که بیا بیا که تو محرمی
تو قیام صبح و شهامتی، همه قدی و همه قامتی
تو بیا که صبح قیامتی، تو بیا که ظهر محرمی
به جمال وارث کوثری، به خدا حسین مکرری
به روایتی خود حیدری، چه شباهتی، چه اصالتی!
«بلغ العُلی به کمالِ» تو «کشف الدُجی به جمال» تو
به تو و قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی
شده پر دو چشم تو در ازل، یکی از شراب و یکی عسل
نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته حلاوتی!
زد اگر کسی در خانهات، دل ماست کرده بهانهات
که به جستجوی نشانهات، ز سحر شنیده بشارتی
Repost from هيئة الروضتين
| الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَقالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ |
#جانم_فداى_رهبر
#روحي_فداء_القائد
#هيئة_الروضتين
#هيئة_الإمام_الحسين
چه ترکیب عجیب غریبی.
پیام کیانی، حسین ستوده، خیرالدین.
5:00 ...
⚠️ گودال
چون شما فرمودید، آقا جان.
لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّۖ لَتَدۡخُلُنَّ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمۡ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَۖ فَعَلِمَ مَا لَمۡ تَعۡلَمُواْ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتۡحࣰا قَرِيبًا
