ᴹᵉᵗᵃˡ ¹²⁰ ᴰᵃʸˢ ⁱⁿ ᵀᵃᵇʳⁱᶻ
前往频道在 Telegram
293
订阅者
无数据24 小时
+107 天
+3730 天
帖子存档
خیلی از زخمامو نادیده گرفتم فقط بخاطر اینکه چاقو دست اونایی بود که دوستشون داشتم.
اصلا دوس دارم با اینکه دوسم نداره دوسش داشته باشم منکه نتونستم وقتی دوسم داشتش دوسش داشته باشم.
او در تاریکی معلق بود.
نور برای نجات او اقدام نمیکرد.
رها شده بود..امیدی به دیدار دوباره روشنایی نداشت.
روشنایی از او روی برگردانده بود.
او فقط میخواست دوباره گردش زندگی را در رگهایش حس کند.
اما همه او را در تاریکی رها کرده بودند...
در اولین فرصت ممکن، اون مهندسهای کامپیوتری که سیستم فیلترینگ رو پیادهسازی و اجرا کردن رو پیدا خواهیم کرد و آنچنان با کابل لن cat 6 به آنها شلاق خواهیم زد که وقتی راه میرن صدای مودم دایل آپ بدن.
