ᴹᵉᵗᵃˡ ¹²⁰ ᴰᵃʸˢ ⁱⁿ ᵀᵃᵇʳⁱᶻ
前往频道在 Telegram
293
订阅者
+124 小时
+107 天
+3630 天
帖子存档
دارم برای تو مینویسم.
حالا به دستهای خودم نگاه میکنم که دوست دارند تو را لمس کنند اما غمگیناند؛ خیلی وقت است که دستشان به تو نرسیده.
Mmm, baby, I don't understand this
You're changing, I can't stand it
My heart can't take this damage
And the way I feel, can't stand it
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
من کاَندُه تو کشیده باشم
اندوهِ زمانه خوار دارم
در آب دو دیده از تو غرقم
وامید لب و کنار دارم
دشنام همی دهی به سعدی
من با دو لب تو کار دارم.
﴿سعدی﴾
