209
订阅者
无数据24 小时
+207 天
-430 天
帖子存档
209
„Sie waren die Engel dieses Landes – von unvergleichlicher Schönheit, erfüllt von Würde und getragen von unerschütterlichem Mut.
Und alles, was man zu vergessen versucht, bleibt nichts als eine trügerische Illusion.“
209
یه یادآوری بکنم: آدمها، وقتی در طوفانِ روحیروانیِ سختی گرفتارند و غمِ فراوان را تجربه میکنند، بسیار آسیبپذیر و شکننده میشوند؛ و کنترلِ آنها در چنین لحظاتی، به سادگیِ بادِ در ابرهاست، پس...
209
وقد فتّشوا قلبه
فلم يجدوا غير شعبه
وقد فتشوا صوته
فلم يجدوا غير حزنه
وقد فتّشوا حزنه
فلم يجدوا غير سجنه
وقد فتّشوا سجنه
فلم يجدوا غيرهم في القيود
209
Repost from ·Alaska, Alaska·
راستش نمیدونم این چیزی که میخوام بگم خوبه یا بد، ولی من از اینترنت واسه وصل بودن به دنیای آزاد استفاده میکردم. همهی ویدیوها خارجی بودن. یعنی هرچقدر که توی ایران خفقان و اتفاقات ناگوار بود، من از تیکتاک و یوتیوب استفاده میکردم برای اینکه ببینم در یک جهان عادی زندگی چطوریه، دغدغهی بقیهی آدمها چیه، چطور روزشون رو میگذرونن، چه نگرانیهایی دارن یا در حال حاضر چه چیزهایی رو دنبال میکنن. گاهی اوقات از تفاوت دغدغهها خندهم میگرفت ولی همین چیزها باعث میشد به زندگی امیدوار بشم. دیدن آدمهایی که توی یک قارهی دیگه هستن باعث میشد فکر کنم که خب حالا زندگی اونقدر هم بد نیست و امیدی هست؛ به دنیا امیدی هست. بعدش خودم انگیزه میگرفتم که کاری کنم زندگیم کمی به اون حالت نزدیک بشه. فکر میکردم راهی هست که من هم بتونم اون طوری زندگی کنم؛ یا در اینجا، یا جای دیگه. حتی نمیدونم این روش، روش سالم و عقلانیای بود یا نه. ولی جواب میداد! توی این مدت که اینترنت نیست، دیگه اون دنیای آزاد و جالب رو نمیتونم ببینم و واقعا بیشتر از هر زمان دیگهای حس زندانی بودن دارم. تنها چیزی که دارم میبینم همین زندگیای هست که اینجا دارم؛ همین چیز نصفه و نیمه. دوست ندارم اینطوری بمونه. کاش یک روزی برسه که مجبور نباشم این کار رو بکنم.
209
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عو عو سگان شما نیز بگذرد
سیف فرغانی
209
از نظر دیکتاتور مردم دو دستهاند، آن هایی که باید گول بخورند و آن هایی که باید گلوله بخورند.
جورج اورول
209
انگار نفرین کرده اند این خاک را؛ اجدادِ ما…
تا بوده زاری بوده و تا مانده غم؛ در یادِ ما
ما نسل بازی خورده ایم؛ آتش به پرهامان زدند…
شاهان به آتش بازیو نیرنگ و استبدادِ ما
بازندگان بازیِ شطرنج قدرت؛ نسل ماست…
بازندگان بازیِ شطرنج قدرت؛ نسل ماست…
پایان بازی مات بود؛ از کیش مادرزادِ ما
209
آیا شما که صورتتان را
در سایهی نقاب غمانگیز زندگی
مخفی نمودهاید
گاهی به این حقیقت یاسآور
اندیشه میکنید
که زندههای امروزی
چیزی بهجز تفالهی یک زنده نیستند؟
فروغ فرخزاد
209
Die Samtene Revolution in der Tschechoslowakei im Jahr 1989 war ein weitgehend gewaltfreier politischer Umbruch, der das Ende der kommunistischen Einparteienherrschaft einläutete. Den entscheidenden Anstoß gaben studentische Proteste am 17. November 1989 in Prag, die anlässlich des 50. Jahrestages der Unterdrückung studentischer Demonstrationen durch die Nationalsozialisten stattfanden. Die brutale Zerschlagung dieser friedlichen Demonstration durch die Bereitschaftspolizei und das sich rasch verbreitende (später als falsch entpuppte) Gerücht über den Tod des Studenten Martin Šmíd lösten eine Welle der Empörung im ganzen Land aus. Innerhalb weniger Tage bildeten sich Oppositionsgruppen wie das Bürgerforum (Občanské fórum) unter der Führung des regimekritischen Schriftstellers Václav Havel, die den Dialog mit der Staatsmacht forderten und tägliche Massendemonstrationen organisierten, an denen teilweise über eine halbe Million Menschen teilnahmen.
Kennzeichnend für diese Revolution war ihr friedlicher Charakter und der massive Rückhalt in allen Bevölkerungsschichten, was durch einen landesweiten Generalstreik am 27. November eindrucksvoll unterstrichen wurde. Angesichts des öffentlichen Drucks und der ausbleibenden militärischen Unterstützung durch die Sowjetunion gab die Kommunistische Partei ihren Machtanspruch auf und öffnete den Weg für eine Übergangsregierung. Bereits am 29. Dezember 1989 wurde Václav Havel zum Staatspräsidenten gewählt, was den symbolischen Sieg der Demokratie markierte. Dieser friedliche Übergang ebnete den Weg für freie Wahlen und führte schließlich zur Transformation des Landes in eine Marktwirtschaft sowie Jahre später zur einvernehmlichen Teilung in die Tschechische Republik und die Slowakei.
انقلاب مخملی در چکسلواکی در سال ۱۹۸۹، یک تحول سیاسی عمدتاً غیرخشونتآمیز بود که پایان حکومت تکحزبی کمونیستی را نوید میداد. انگیزه تعیینکننده از اعتراضات دانشجویی در پراگ در ۱۷ نوامبر ۱۹۸۹، به مناسبت پنجاهمین سالگرد سرکوب تظاهرات دانشجویی توسط نازیها، ناشی شد. پراکنده کردن وحشیانه این تظاهرات مسالمتآمیز توسط پلیس ضد شورش و شایعه سریع (که بعداً نادرستی آن ثابت شد) مرگ دانشجو مارتین شمید، موجی از خشم را در سراسر کشور برانگیخت. ظرف چند روز، گروههای مخالف مانند انجمن مدنی (Občanské fórum)، به رهبری نویسنده مخالف، واسلاو هاول، ظهور کردند. آنها خواستار گفتگو با مقامات دولتی شدند و تظاهرات گسترده روزانه را سازماندهی کردند که برخی از آنها بیش از نیم میلیون شرکتکننده را به خود جلب کرد.
... این انقلاب با ماهیت مسالمتآمیز و حمایت گسترده از سوی تمام اقشار جامعه مشخص میشد، واقعیتی که با اعتصاب عمومی سراسری در ۲۷ نوامبر برجسته شد. حزب کمونیست در مواجهه با فشار عمومی و فقدان حمایت نظامی اتحاد جماهیر شوروی، از ادعای قدرت خود دست کشید و راه را برای یک دولت انتقالی هموار کرد. در ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹، واتسلاو هاول به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و پیروزی نمادین دموکراسی را رقم زد. این گذار مسالمتآمیز راه را برای انتخابات آزاد هموار کرد و در نهایت منجر به تبدیل کشور به یک اقتصاد بازار و سالها بعد، به تقسیم دوستانه آن به جمهوری چک و اسلواکی شد.
#Geschichte@FremdeIsHere
