254
订阅者
无数据24 小时
+67 天
+1230 天
帖子存档
254
ای پیچک سرسبز
بیفشانم تا خورشید
بیفشانم تا حریم روزنهی امید
آه و آوخ
پاک یادم رفت،
تو خود خورشیدی و من
طفلک سبزهای مطرود از باغم
و ریشه هایم
ریشه هایم
سایه مینوشند..
_کیآ
254
این چندمین شب است كه بیدار ماندهام
آنگونهام كه خواب قبولم نمیکند
بیتاب از تو گفتنم، آوخ كه قرنهاست
آن لحظههای ناب قبولم نمیکند
گفتم كه با خیال دلی خوش كنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمیكند
بی سایه تر ز خویش حضوری ندیدهام
حق دارد آفتاب قبولم نمیكند
