1 921
订阅者
-2324 小时
-1737 天
-7530 天
帖子存档
1 921
بابا قادری همون موقع داشت میگفت بریم خونمون دیگه فکرکن رو میدادیم چی میشد🤣🤣🤣🤣
1 921
شب اول دستشو گذاشته رو پا رها کصکش بش میگم دسو بردار میگه مگه تورو دارم لمسسس میکنممم گفتم منو که نه فوقش بیای کیرمو بخوری 🤣🤣🤣🤣
1 921
بابا من صبحش با امیرعباس اینا سلام کرده بودم این شبش با امیر عباس دعواش شده بود 😐
