ch
Feedback
Yune, lately.

Yune, lately.

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
206
订阅者
+324 小时
+87 天
+530 天
帖子存档
I mean... yeah...

Repost from N/a
https://t.me/deansgirll اADHD (بیش‌فعالی و نقص توجه) تمرکز کردن، برنامه‌ریزی یا تمام کردن کارها ممکن است سخت باشد. ذهن اغلب از یک فکر به فکر دیگر می‌پرد.

باران آروم به پنجره‌های پناهگاه مردان دانش می‌خورد. راهروها ساکت بودن و بیشتر چراغ‌ها خاموش شده بودن. فقط نور زرد کمرنگی از زیر در اتاق آرینا بیرون می‌زد. آرینا وینچستر، دختر هفده‌ساله دین، روی تختش نشسته بود. زانوهاش رو بغل کرده و سرش رو روی آن‌ها گذاشته بود. چند ساعت قبل با یکی از آشناهاش بحث کوچکی کرده بود؛ چیزی که از بیرون شاید اصلا مهم به نظر نمی‌رسید، اما بعضی حرف‌ها گاهی بیشتر از آنچه باید، آدم رو ناراحت می‌کنن. اشک‌ها بی‌صدا از روی گونه‌هاش پایین می‌اومدن. سعی می‌کرد گریه نکنه. سعی می‌کرد خودش رو قانع کنه که اتفاق مهمی نیفتاده. اما هرچه بیشتر به حرف‌ها فکر می‌کرد، گلوش بیشتر می‌سوخت. ناگهان صدای قدم‌هایی در راهرو پیچید. آرینا سریع صورتش رو پاک کرد. تق. در اتاق زده شد. - آرینا؟ صدای دین بود. - خوبم. جوابش انقدر سریع بود که حتی خودش هم باورش نکرد. چند ثانیه سکوت برقرار شد. بعد در باز شد و دین وارد اتاق شد. نگاهش فقط یک لحظه روی صورت دخترش موند. ابروهاش در هم رفت. -کی ناراحتت کرده؟ آرینا سرش رو پایین انداخت. - هیچی نیست. دین آه کوتاهی کشید و کنارش روی تخت نشست. - بچه من هیولاها، شیاطین و فرشته‌های عصبانی رو از سر گذروندم. فکر می‌کنی نتونم بفهمم دخترم داشته گریه می‌کرده؟ آرینا لبخند کوچکی زد، اما دوباره اشک در چشم‌هاش جمع شد. - فقط... یه بحث مسخره بود. - و برای تو مهم بوده. دین آروم گفت. آرینا سر تکون داد. - حس می‌کنم شاید زیادی حساس شدم. دین چند لحظه به زمین خیره موند. بعد گفت: - گوش کن. ناراحت شدن به خاطر چیزی که اذیتت کرده، حساس بودن نیست. تو آدمی. آدم‌ها ناراحت میشن. اشک دیگری از گوشه چشم آرینا پایین اومد. دین ادامه داد: - یه چیز دیگه هم هست که باید یادت بمونه. آرینا به دین نگاه کرد. - تو تنها نیستی. دخترک چیزی نگفت. دین با لبخند کم‌رنگی ادامه داد: - فکر می‌کنی فقط من و سم دور و برتیم؟ نه. دوست‌هات رو داری. شروع کرد روی انگشت‌هاش شمردن. - حدیث. یک انگشت. - مهیان. دومین انگشت. - ال. سومین انگشت. - و معصومه. انگشت آخر. - اینا آدم‌هایی هستن که بهت اهمیت میدن. حتی وقتی خودت یادت بره که همچین چیزی وجود داره. آرینا به حرف‌هاش گوش می‌داد و احساس کرد گره‌ای که در سینه‌ش بود کمی شل شده. دین بازوش رو دور شونه‌هاش انداخت. -میدونی، من سال‌ها فکر می‌کردم باید همه‌چیز رو تنهایی تحمل کنم. بدترین اشتباهم همین بود. نگاه کوتاهی به دخترش انداخت. - پس تو این اشتباه رو تکرار نکن. وقتی ناراحتی، به دوست‌هات پیام بده. باهاشون حرف بزن. بذار کنارت باشن. آرینا لبش رو گاز گرفت و گفت: - فکر می‌کنی هنوز دوستم داشته باشن؟ دین تقریبا بلافاصله جواب داد: - آرینا، بعضی وقت‌ها یه دعوا یا یه سوءتفاهم میاد و میره. ولی آدم‌هایی که واقعا دوستت دارن، به این راحتی از زندگیت حذف نمیشن. چند لحظه بعد، آرینا سرش رو روی شونه پدرش گذاشت. اشک‌هاش مثل قبل سنگین نبودن. دین موهاش رو به‌هم ریخت و با همون لحن همیشگی گفت: - و اگه کسی دوباره باعث گریه دخترم بشه... خب، خوش‌شانس باشه که من دیگه شکارچی تمام‌وقت نیستم. آرینا خندید. و همون خنده کوچک کافی بود تا دین بفهمه حال دخترش کم‌کم بهتر شده. #story

مرسیییی😭😭😭😭

خیلی باحال شدهه

فدات بشم😭💞

جوجه... دنبه.... وای دل و قلوه... جیگر... جیگرکی... نون کبابی... دوغ و ریحون و ماست موسیر.... وای خدا.......

عشقم فقط تو به ادیتم توجه کردی بیا بغلم💔

بقیه ادیت میزنن منم ادیت میزنم ادیت بقیه::::: ادیت من:::

Eddie? The morning light is turning blue...
#Dddie_G

حس ناکافی بودن به آهنگ موردعلاقم دادید❤️

هرموقع این آهنگ رو گوش میدم یاد دین و سم میوفتم. اینکه اگر یه زندگی عادی داشتن سم مثل پارتِ آمیا با جسیکا عشق می‌ورزید... یا مثلا دین با دختر رویا هاش قرار میذاشت و بنظر من مثل پارتِ فیزر بهش حس داشت. اگه سم و دین فرصت یک زندگی عادی رو داشتن، شاید دیگه خبری از جاده‌های بی‌پایان، خداحافظی‌های تلخ و ترسِ از دست دادن نبود. شاید دین هر شب با خیالی آسوده می‌خوابید، بدون اینکه نگران جون برادرش باشه، و سم بلخره می‌تونست آینده‌ای رو بت جس زندگی کنه که همیشه توی رویاهاش می‌دید. اونها به جای جنگیدن با تاریکی، زیر نور چراغ خونه‌ای گرم کنار هم می‌نشستن و برای اولین بار می‌فهمیدن که خوشبختی، نجات دنیا نیست. داشتن زمانیه که بتونی عزیزترین آدم زندگی‌ت رودبدون ترس از فردا در آغوش بگیری.

از وندیگو/ مهیان/ الینا / معصومه و هلیای عزیزم بابت نگرانی و مشورت هاشون ممنونن😭❤️

بهت گفتم خب دووم میارم ولی اگر غرق شدی بدون من شنا کن.

Fedi_-_Heyfe_Man.mp38.01 MB

شب بخیر.

صرفا همینطوری. مخاطب نداره.