207
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-4030 天
帖子存档
207
امروز خیلی روز خفنی بود
اول رفتم مدرسه
دوم اومدم خونه با تو چت کردم
سوم رفتیم بیرون باهم
چهارم کلی همو بغل کردیم
پنجم بیدار شدم
207
دلم میخواد برم تو کما بیدار نشم تا روزی که کشورم درست شه وقتی هم بیدار شدم حافظه ای نداشته باشم که حتا یه دقع از خاطراتی که تا الان داشتمو یادم بیاد حتا ندونم خودم کیم اون موقع آدمایی که موندنین و دوسم داشتن میان برام خاطرات خوبمون تعریف میکنن آدمایی که رفتنو اذیتم کردن هم دیگه یادم نمیاد وقتی از شرایط الان ایران برام تعریف کردن خندم بگیره بگم غیر ممکنه و تموم خاطراتم با تو هم فراموش بشه جوری که انگار از اول هم نبودی
