⋆ ردِ نور ⋆
前往频道在 Telegram
✧ تکههایی از زندگی، قابشده در نور ✧ میشنومت : @Melin2709bot ⋆ Music Channel: https://t.me/mumelomusic
显示更多未指定国家未指定类别
778
订阅者
-1824 小时
-327 天
-19330 天
帖子存档
792
بعضی آدما رو از دست نمیدی؛ فقط یه روز میفهمی دیگه مثل قبل نمیتونی دوستشون داشته باشی.
792
هر چی بیشتر احساساتت رو به آدمها بگی
راههای بیشتری رو نشونشون میدی
که بهت صدمه بزنن.
792
Repost from мели
فور کن چنلت 𝟣𝟢𝟢+ جذب رایگان بت بدم💎🐰
اینجا و اسپانسر جوین باش حتما❕
چنلو پین کن شاتشو بده باتم📌
شات فور زدن بنر و جوین چنل اصلی و چنل اسپانسر + تگ چنلتون بدید باتم.
ι𝖽 𝖬ᥱᥣι : @fldermelibot
792
Repost from آیموی|𝐈𝐌𝐎𝐕𝐈𝐄
فور کن چنلت عروسکم🧸🩸، اینجا و اسپانسر جوین شو حتما تا توی فولدر بزارمت+388جذب بگیره چنل نآزت💒🌸
شات جوین بودن توی اسپانسر و لینک چنلت بفرست برام تو بات👇🏻 @masiwbot
این تکست حتما باید فور چنل پابلیکت باشه و شات بفرست بات تا توی فولدر قرار بگیره چنلت🌟با این ربات بدون محدودیت استارز رایگان بگیر🌟
792
Repost from Dream .
این پیام رو فوروارد کن چنلت زیبآم،و اینجا و اسپانسر جوین باش تا توی فولدر بزارمت+115جذب بیاد برای چنلت🍫🤍💋
شات جوینی اسپانسر بفرست بات زیر تا بیای تو فولدر @simsii_bot
حتما این تکست فور چنلت باشه و اسپانسر جوین باش چون چک میشه
792
و یادت بماند عزیزِ من؛
او میدانست بیش از توانت داری رنج میکشی،اما نخواست تسکینت دهد.
792
نمیدونم...
نمیدونم حالم خوبه یا فقط دارم خودمو قانع میکنم که خوبم.
نمیدونم امروز روز خوبی بود یا فقط یه روز دیگه بود که یهجوری ازش گذشتم.
آینده رو هم نمیدونم... حتی نمیدونم قراره فردا با چه حسی از خواب بیدار بشم.
گاهی با خودم فکر میکنم شاید من هیچوقت اون آدمی نبودم که واقعاً انتخاب میشه؛
شاید آدمها منو برای چیزی که از بیرون میبینن بخوان، برای ظاهر، برای لحظههای خوب، برای سرگرمی...
اما نه برای خودِ واقعیِ من؛
برای همون دختری که احساس داره، دل میبنده، ناراحت میشه و هزار بار تلاش میکنه که توضیح بده چه چیزهایی اذیتش میکنه.
من همیشه از طرف آدمهایی آسیب دیدم که بیشتر از همه دوستشون داشتم.
و راستش... این عادلانه نیست.
من حقم نبود که هر بار چیزی رو توضیح بدم، هر بار از احساساتم بگم، هر بار بگم «این کار ناراحتم میکنه» و باز هم همون اتفاق، برای بار هزارم تکرار بشه.
آدم وقتی یک چیز رو بارها توضیح میده، دیگه دنبال توضیح دادن نیست؛
دنبال اینه که بالاخره یک نفر حرفش رو جدی بگیره.
نمیدونم باید ببخشم یا نه.
بگذرم یا نه.
بمونم یا برم.
حتی نمیدونم باید ارتباطم رو قطع کنم یا هنوز برای چیزی که بینمون بوده تلاش کنم.
فقط میدونم یه جایی بین تمام این «بایدها» و «نبایدها» خودم رو گم کردم.
انگار اونقدر سعی کردم دیگران رو بفهمم که یادم رفت خودم هم نیاز دارم فهمیده بشم.
شاید الان فقط خستهام...
شاید ذهنم از فکر کردن به همهچیز خسته شده.
شاید لازم نیست همین امشب برای همهچیز جواب پیدا کنم.
فعلاً فقط میخوام کمی آروم باشم.
شاید فردا که بیدار شدم، دنیا هنوز همون دنیا باشه، اما من کمی بهتر بفهمم باهاش چه کار کنم.
شاید همهچیز قرار نیست همین امروز درست بشه.
شاید من هم قرار نیست همیشه اینقدر گمشده بمونم.
فقط امیدوارم یک روز دوباره خودم رو پیدا کنم؛
همون آدمی که قبل از این همه دلخوری، هنوز بلد بود با خیال راحت لبخند بزنه...
