broken mind
前往频道在 Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
显示更多未指定国家未指定类别
207
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+830 天
帖子存档
207
از عشق میترسم تو این روزا
عشقی که اول آخرش سوزه
باید سیاوش باشی تا رد شی
اسبت که چوبی باشه میسوزه
پریشب/حامد عسکری
207
خدا شاهده...
حواسم بهت هس که دلواپسی
میدونم شبات صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
پریشب/حامد عسکری
207
از تاریکیهای قلبت بگو، در نامه از آسمانِ خاکستری دنیایت بنویس تا به خاطرت خورشید را بدزدم و به ایوان خانهات بیاورم.
207
آمده بودم که اندوه را از رگهای آبیت بتکانم، آسمانی باشم برای پرواز تو.
من آمده بودم چشمهایت را که از راز دلدادگی قصهمان با خبر است تا خود صبح ببوسم.
بوسههای قبل از مرگ
207
قبر خاطرات تلخ گذشته رو کردیم، انگاری افتاده بودیم به جون زخمای خشک شدهی تنمون، هی میکندیم، هی خون میمیومد و ما میخندیدیم.
