broken mind
前往频道在 Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
显示更多未指定国家未指定类别
210
订阅者
+324 小时
+17 天
+1130 天
帖子存档
210
تنها شمع باقیماندهی احساساتش هم در حال خاموش شدن بود تنها فوت آرامی لازم بود تا خاموشِ خاموش شود.
210
هیچچیز در این دنیـا ارزش اشکهایت را ندارد. اگر هم لازم بود بابـت چیزی گریه کنی، آن را برایم تعریف کن تا من به جایت گریه کنم.
