کِلاویه هایِ روح🌱
前往频道在 Telegram
252
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+430 天
帖子存档
الإنسان شگد ما يكبَر و يقوىٰ و يتعلم و يصير شي كُلش چبير يحتاج أحَد يتجّرد يمه من كُل هاي القوة وكُل المُسميات و المَكانات العالية و يبقىٰ بَعيد كُلش عنها، يحتاج شخص دائمًا يگدر يضعف يمّه شخص شگد ما كبر يحسه طفل و يحتضِنه الحَياة تضغط علىٰ كُل شخص بطريقه شكل و يحتاج علىٰ الأقَل گلب واحد بهالدنيا يضم روحه بي من كُلشي .
آدم خيال مى كند غم چیزی شبيه زخمى ست روى پوست؛ كه اگر زمان بگذرد، اگر گريه کنی، اگر کسی دستت را بگیرد، اگر صبح هاى بيشترى از راه برسند، بالاخره خشک مى شود و مى افتد. اما نه.
بعضی غم ها زخم نيستند؛ ريشه اند. میروند زير پوستت،
از گوشتت عبور مى كنند، به استخوانت مى رسند و آن جا خانه مى كنند. بعد، آن قدر آرام با تو یکی مى شوند كه دیگر نمى دانى كدام قسمتِ تو «تو» هستی و كدام قسمت غم است.
الان هیچی جز شب های بله برون حاج حسین یکتا تو اون نسیم خنک شلمچه
حالمو خوب نمیکنم
