225
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-830 天
帖子存档
از تکوتوک رؤیاهام، یکی این بود که آخر شب، پشت میکسر یه استودیوی رادیو بشینم و برای چند نفر که بیدارن موسیقی پخش کنم.
امروز کشوندم بردنم پیش روانشناس. بعد از اینکه داستان زندگیم رو شنید، پرسید: واقعاً اینا اتفاق افتاده یا ساختهی ذهن نویسندهست؟
یه ثروت غیرمنطقی میخوام فقط در حدی که بِرند میومیو و نیوبالانس رو ادغام کنم و اسمش رو بذارم میوبالانس.
هر روز صبح که از خواب پا میشم، اولین چیزی که توی سرم پخش میشه اینه: «رئوف، تکرار روزهای سگیات چطور گذشت؟»
بعضیا هم فکر میکنن مجردا مشکل ندارن، فقط چون مشکلاتشون شبیه متاهلها و بچه دارها نیست.
یه بخش قابل توجهی از روزم صرف این میشه که هوای آدمایی رو داشته باشم که احتمالاً اصلاً حواسشون به من نیست.
توی این مملکت زورم به شما که نمیرسه، زورم به خیلیا نمیرسه؛ فقط زورم به خودم میرسه. هر روز یه خواسته رو خفه میکنم، یه آرزو رو عقب میندازم و وانمود میکنم عادیه.
این کشور همیشه تو تاریخش یه نجاتدهنده داشته جز این چند سالی که ما جوون بودیم.
: لانگفورد
