ᐯᗩᑎTᗩ'Տ ᖴᗩᑕᗴ
前往频道在 Telegram
Covers, vibes, and everything I like. Anonymous message https://t.me/begoo?start=_0329890077178
显示更多未指定国家未指定类别
304
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+1930 天
帖子存档
304
خطر از آنجا آغاز میشود که انسان خود را زبان حقیقت بداند؛
آنگاه، بهجای استدلال، خون ابزار تفسیر میشود.
یعنی از لحظهای که فردی تصور میکند حقیقت فقط از دهان او جاری میشود،
برای اثبات حرفش دیگر به عقل و گفتگو متوسل نمیشود،
بلکه خشونت را مشروع میکند.
تاریخ معاصر ما پر است از کسانی که خود را نمایندهی خدا دانستهاند
و دقیقاً از همین نقطه، قتل برایشان قابل توجیه شده است.
304
انقلاب ها مادران تاریخ هستند
اما هر مادری باید بداند که چگونه فرزندش را به بلوغ برساند
304
Où va-t-on ?
کجا میرویم؟
Quand on n’a plus de maison ?
وقتی دیگر خانهای نداریم؟
Les fleurs sous le béton
گلهایی که زیر بتن رشد میکنند (امید زیر فشار و سختی)
Maman
مامان
Dis-le-moi, où va-t-on ?
به من بگو، کجا میرویم؟
Est-ce qu’un jour on sait vraiment ?
آیا یک روز واقعاً میفهمیم؟
Ou est-ce qu’on fait semblant, tout le temps ?
یا تمام عمر فقط تظاهر میکنیم؟
Où va le cœur quand il se perd ?
دل وقتی گم میشود، کجا میرود؟
Dans les doutes et les hivers ?
در تردیدها و زمستانها؟ (سرما = تنهایی/افسردگی)
Pourquoi les jours se ressemblent ?
چرا روزها اینقدر شبیه هماند؟
Est-ce qu’on finit par voir ce qu’on assemble ?
آیا آخرش نتیجه چیزهایی را که ساختهایم میبینیم؟
Maman dis le moi
مامان، به من بگو
304
ﭘﺎﻧﺎﻣﺎ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻦ ﺁﻥ ویلایی ﮐﻪ ﺍﻗﺎﻣﺖ داشتیم، ﯾﮏ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﻮﺩ و ﺷﺎﻩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯽﻫﺎی آکواریوم غذا میدادند. یک روز موقع ناهار که ﻣﻬﻤﺎﻥ هم ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻫﻤﻪ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻧﻬﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ منتظر، ﺍﻣﺎ ﺷﺎﻩ ﻧﯿﺎﻣﺪ؛ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ توی ﺳﺎﻟﻦ، ﺩﯾﺪﻡ که ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯽﻫﺎ غذا میدهند؛ به شاه ﮔﻔﺘﻢ ماهیها ﺳﯿﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﺍﻣﺎ مهمانها گرسنهاند! ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﺮ ماهیها ﺳﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، میگفتند ﻣﺮ-ﮒ ﺑﺮ ﺷﺎﻩ!
-مصاحبه شهبانو فرح پهلوی با مجله اشپیگل-
