ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝙈𝙤𝙧𝙥𝙝𝙚𝙪𝙨

𝙈𝙤𝙧𝙥𝙝𝙚𝙪𝙨

前往频道在 Telegram

𝑨 𝒎𝒊𝒏𝒅 𝒇𝒖𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒒𝒖𝒆𝒔𝒕𝒊𝒐𝒏𝒔, 𝒂 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 𝒇𝒖𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒍𝒆𝒇𝒕 𝒖𝒏𝒔𝒂𝒊𝒅 @Nanasukiebot http://t.me/HidenChat_Bot?start=6055786314

显示更多
伊朗191 779未指定类别
381
订阅者
-224 小时
-117 天
-2030 天
帖子存档
مرسیی فداتشممم🫰🏻

تبریک میگم پیرمردد😭

من نمی‌دونم وایبم شبیه کیه_ پس باید یکم فکر کنم بعد بفرستم

Repost from 槊L,
Lance is speaking ••• اومدم با یه نیمچه چالش
این ادیت بالارو نگاه کنید
دیدید؟
این پیام رو فور بزنید و یه عکس از شخصیتی که وایبتونه یا دوستش دارید بدید
+ اسمتون / لقبتون
و من یه ادیت اینجوری تحویلتون میدم با پروف چنلتون که اختصاصی داخلشه.
ظرفیت: 10 نفر اول حتما جوین باش

1B 2B 3D 4B 5B 6C 7B 8C 9C 10D 11A 12C 13B

sticker.webp0.10 KB

عه من اینو الان دیدم گوگولییی

چون پارتی دارم))

عاشقش شدم))) و ادیت موردعلاقم رو هم از تئو گذاشتیی😭 مرسیی دستت درد نکنه قشنگمم

Repost from N/a
+1
𝘍𝘰𝘳 𝘮𝘺 𝘥𝘦𝘢𝘳 @morpheus_spn

Repost from N/a
𝐃𝐞𝐚𝐧 𝐯𝐬 𝐓𝐡𝐞𝐨 دین برای شکار یه گرگینه وارد یه شهر کوچیک شده بود؛ اما چیزی که انتظارش رو نداشت، این بود که با دو گرگی
+1
𝐃𝐞𝐚𝐧 𝐯𝐬 𝐓𝐡𝐞𝐨
دین برای شکار یه گرگینه وارد یه شهر کوچیک شده بود؛ اما چیزی که انتظارش رو نداشت، این بود که با دو گرگینه روبه‌رو بشه. رضوان و تئو. دین از پشت درخت‌ها نگاهشون می‌کرد که ناگهان رضوان برگشت و مستقیم بهش نگاه کرد. همون یه نگاه کافی بود. دین اسلحه‌ش رو پایین آورد. برای اولین بار توی زندگیش، شکارچی بودن براش مهم نبود. تئو متوجه نگاه دین شد و اخم کرد. -تو اینجا چی کار می‌کنی؟ دین بدون اینکه چشم از رضوان برداره گفت: -راستش... خودمم دیگه نمی‌دونم. رضوان با تعجب بهش نگاه کرد. تئو جلو اومد و بینشون ایستاد. -بهتره بری. دین این بار نگاهش کرد. -تو کی هستی که بهم دستور میدی؟ تئو با خونسردی جواب داد: -کسی که خیلی وقته عاشقشه. دین مکث کرد. تئو بهش خیره شده بود. سالها بود رضوان رو دوست داشت. اما حالا یک شکارچی غریبه، فقط با یک نگاه، چیزی رو درون رضوان دیده بود که تئو تمام این سال‌ها پنهان کرده بود. و تئو اصلاً قصد نداشت به همین راحتی کنار بکشه.
@red_stary

sticker.webp0.11 KB

حس میکنم جالب نشده

sticker.webp0.35 KB

+1
౨ৎ ✧༘ ⋆𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒍𝒆 𝒂𝒔 𝒆𝒚𝒆𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘 ✦ ˚₊⋆໒꒱

قربونت بشم بچه💋 مرسی که به فکرم بودی🍓