مخرب
前往频道在 Telegram
258
订阅者
-124 小时
+27 天
+4230 天
帖子存档
258
دوستانی که افتخار دادید و هنرتون رو به نمایش گذاشتید، اگر مایل بودید لینکچنل هاتون رو بدید اینجا قرار بدم
258
https://t.me/destructive_kj/8487
هیچی نگو بوس بفرست برام و بگو چه ادم خوبی هستی ک نصف شب باعث گشنگیم شدی🤣🤣
258
بی محبتی نکنید به قلمتون، شکل واقعی یک نامه رو به تصویر کشیدید امیدوار حقایق این نامه حقیقت نداشته باشه
258
قلم خوبی ندارم ولی منم بازی
محبوب من سلام
الان که این نامه را برای تو مینویسم بیشتر از هر لحظهای دلتنگتر هستم
نمیدانم قصدم از نوشتن چیست، چراکه نه خط خوبی دارم و نه سواد آنچنانی برای نوشتن، اما همیشه با خود فکر میکنم تمام آنچه را که باید فقط با نوشتن میتوان به مقصد رساند
وقتت را نمیگیرم عزیزترینم، پس بیهودهگویی را کنار میگذارم
چیزی که میخواهم به تو بگویم شاید شروعی تازه برای تو باشد اما برای من، پایانِ من است
اول از همه از عشقم برایت بگویم، عشق من به تو در قلبم درست مثل آب دادن به بوتهخاری بود که همه به من میگفتند بیهوده و کذایی است اما من خیلی پیش از اینها با خار همان بوته کور شده بودم
با این حال باز هم هر روز به آن آب دادم
نه برای اینکه روزی گل بدهد، نه اصلا
بلکه چون دیگر چیزی در وجودم نمانده بود که جز دوست داشتن بلد باشد
هر زخمی که از تو میخوردم به خودم میگفتم شاید این آخرین بار باشد، شاید فردا همان روزی باشد که دستت را به سویم دراز کنی و دوباره به پیشم برگردی فرداها آمدند و رفتند اما هیچوقت تو به پیشم برنگشتی.
کمکم فهمیدم بعضی آدمها قرار نیست بمانند فقط میآیند تا بخشی از وجودت را با خود ببرند
درست مثل تو، تو هم همین کار را کردی نه از روی بیرحمی شاید فقط تقدیر این بود که سهم من از تو، دلتنگی باشد.
اگر روزی این نامه را دوباره خواندی، فکر نکن از تو گلهای داشتم نه هرگز چرا که لحظه ای نمی توانم فکر تو را از سرم بیرون کنم وتنها خواستم جایی بنویسم که روزی کسی را آنقدر دوست داشتم که حتی نابودی خودم هم باعث نشد دست از دوست داشتنش بردارم
