مخرب
前往频道在 Telegram
258
订阅者
-224 小时
+27 天
+4430 天
帖子存档
258
در تنم سیطره درد جولان میداد، هر یک در موروثی اتش زاد و ولد می کرد ، من به فکر جان بودم و درد هایم در فکر وارث
258
در سیر تکامل بی سروته ام بودم و خودم را میخاراندم و مادربزرگ گفت خوبی؟ انگار کورسوی راه تاریک نوری نشان داده باشد ، میخواستم بگویم نه و از گنجه ات شیره را بیاور و سیخ سنگ با من اما افسوس
