ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

‌‌‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌𝖽𝗈𝗇𝗎𝗍 𝖼𝗅𝗎𝖻.

‌‌‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌𝖽𝗈𝗇𝗎𝗍 𝖼𝗅𝗎𝖻.

前往频道在 Telegram

‌‌‌‌‌‌ ‌‌when it was raining you were my sun and made a rainbow with your precious hear.﹙ @urionedoorbot ﹚

显示更多
未指定国家未指定类别
220
订阅者
+224 小时
+57 天
+430 天
帖子存档
+1
💬 ” قشنگ‌ترین لحظه زندگیت کی بوده؟ ” 🦦 ” لحظه‌ای که روی استیجم و به واندورا نگاه میکنم. واقعا به این فکر میکنم که ' خوشحالم که آیدل شدم ' واندورا فقط بهم نگاه نمیکنن، بلکه اون حس عشقی که توی نگاهشونه رو حس میکنم. واقعا عاشق اون حسم. اون واقعا قشنگ‌ترین لحظه زندگیمه ”

+1
💬 ” کلمه موردعلاقه‌ات چیه؟ ” 🦦 ” فکر کنم واقعا کلمه ' عشق ' رو دوست دارم ” 🦦 ” وقتی واندورا بهم میگن ' عاشقتم ' فکر نمیکنم حتی یکبار هم خجالت کشیده باشم یا تحت فشار قرار گرفته باشم. برام مثل حس عشق واقعی میمونه. من واقعا میتونم عشقِ توی اون کلمه رو حس کنم ”

+1
ریوو میخواست یه لایو شبیه رادیو راه بندازه که بتونه راحت با واندورا ارتباط برقرار کنه. عمدا نور رو کم کرد و با یه لحن آروم و طبیعی حرف می‌زد تا گوش دادن بهش راحت‌تر باشه.. 🦦 ” لطفا راحت کامنت بذارین. هر چی دوست دارین بگین... چیزایی که نسبت بهش کنجکاوین، خاطره واسم تعریف کنین یا حتی نگرانی‌هاتونو بگین. منم واستون آهنگای بوی‌نکست‌دور رو پلی میکنم، پس آهنگایی که دوست دارین بشنوین رو بفرستین ”

‌ ۰۶۱۸ ♡ ྀ ریوو ویورس اپ ‌” لی‌ریونز ” ‌
+1
‌ ۰۶۱۸ ♡ ྀ ریوو ویورس اپ ‌” لی‌ریونز ” ‌

ببخشید از خنده دارم زمین رو گاز میزنم این چی بود دیدم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

+1
اوپی از ریوو و سونگهو پرسید که میتونن صدای دایناسور در بیارن؟ و اینم شده نتیجش.‌.

+1
ریوو توی فن‌کال اینتروی بومپالا رو انجام داد :( ‌

how am I supposed to stay calm when he looks like that? 😭

🐶 ” یه چیزی رو میخوام لو بدم ” 🎙 ” چیه؟ بگو بگو ” 🐶 ” یه نامه برای لیهان بود، دیدم که دارن دور میندازنش... ” 🐈‍⬛ ” آره، منم دیدمش ” 🦁 ” ننداختمش دور. دقیقا میدونم از کدوم نامه حرف میزنی ” 🎙 ” پس جه‌هیون یه نامه نوشته بوده و لیهان دورش انداخته؟ ” 🐱 ” بذارین اول حرف خودش رو بشنویم ” 🦁 ” اجازه میدین اول من توضیح بدم؟ ” 🐶 ” باشه، بگو ” 🦁 ” یه نامه گذاشته بودن روی آبسردکنِ اتاق تمرین ” 🐶 ” آفرین، دقیقا همون ” 🦁 ” جه‌هیون هیونگ واسم یه نامه‌ی دستنویس نوشته بود. خیلی قشنگ بود، یه چیزی شبیه به: ' برادر کوچولوی قشنگمو دوست دارم، از جه‌هیون ' خلاصه که یه نامه‌ی پر از محبت بود ” 🦁 ” ولی من فکر کردم اگه ببرمش خونه، احتمالا گمش میکنم. به خاطر همین تصمیم گرفتم بذارمش روی آبسردکن ” 🐶 ” این یعنی عملا همون دور انداختنشه ” 🎙 ” یعنی چون نگران بودی اگه پیش خودت نگهش داری گمش میکنی، تصمیم گرفتی که همون اول بندازیش همونجا؟ ” 🦦 ” از همون روز اولی که نامه رو گرفته، داره همینو میگه ” 🦦 ” گفت که میخواد بذارتش همونجا ” 🦁 ” وایسا، بذار توضیح بدم ” 🦁 ” هر بار که میرم از اون آبسردکن آب بگیرم، مخصوصاً وقتی از تمرین خستم، همیشه اون نامه رو میبینم ” 🎙 ” 😂😂😂 واقعا؟ ” 🦁 ” به خدا ” 🦦 ” لیهان اصلا از اون آبسردکن آب نمیخوره ” 🐈‍⬛ ” داره احساساتی میشه الان ” 🦁 ” احساساتی نیستم. اون نامه‌ای که اخیرا برام نوشته بود حدوداً ده خط بود، مگه نه؟ خب، حدودا سه یا چهار خط از اون خط‌ها شروع به کمرنگ شدن کردن. اونقدر این نامه رو خوندم که دیگه رنگش داشت میرفت ”

+1
اینجا جه‌هیون اومد یه چیزی رو راجب لیهان لو بده و لیهان خیلی جدی داشت توضیح می‌داد که سوتفاهم شده 😭 ‌

ببخشید خانمی مجری چقدر نازه مردم براش 💗

+1
ته‌سان اینقدر ازینکه لیهان با اگیو بهش پیام داده عصباني شده که با لهجه‌ي گوانگجويي یهو حرف زده. ته‌سان : ” چندوقت پیش وقتي داشتم با لیهان چت میکردم خیلي عصباني شدم. ازش پرسیدم کجايي؟ و بهم با تن کیوت ریپلاي کرد ’زودي میرسم اونجا ㅜㅜ‘ تازه ایموجي گریه‌هم گذاشته بود. خیلي اذیت شده بودم براي همین بهش پیام دادم گفتم ’طرز حرف زدنت رو درست کن‘ و حدس بزنید چي؟ با اگیو دوباره نوشت ’ايي ~~ چراا‘ “ ام‌سي : ” ( رو‌ به لیهان ) خوشم میاد که توام‌ کم نیاوردي “ لیهان : ” من که اصلاً کم نمیارم “ وونهاك : ” ته‌سان هیونگ به محض اینکه این پیام رو گرفت اومد بهم گفت ’هي وونهاك این پسر چشه؟؟؟ این واقعاً چیهیه؟؟‘ اینقدر عصباني بود که با لهجه حرف زد “ ته‌سان : ” آخه چرا یهويي اینطوري شد؟؟ “ سونگهو : ” بالاخره یك‌بار هم به‌جاي ساتوري بوسان ساتوري گوانگجو استفاده کردي “

ترجمه پیاماشون : 🐈‍⬛️💬 ” کجایی؟ ” 🦁💬 ” قراره زودی برسم ” * با لحن کیوت 🐈‍⬛️💬 ” مدل حرف زدنتو درست کن ” 🦁💬 ” چرا~ ؟ ” * با لحن کیوت ‌

+1
ته‌سان داشت راجب اینکه پیامای لیهان خیلی لوسه، غر میزد و ریوو هم حرفش رو تایید میکرد 😭 🦦 ” حس میکنم یه خورده زیادیه ” 🐈‍⬛️ ” خیلی رو مخه حقیقتا ”

ببینین ریوو و وونهاک چطوری میخندن 😭🤏🏻

+1
🦁 ” یه‌بار انلاین سوشی سفارش دادم ولی واسابی رو یادشون رفته بود بذارن ” 🦁 ” خیلی حالم گرفته بود. هی با خودم میگفتم که چقدر هوس واسابی کردم ولی ندارم... ” 🦁 ” یهو ریوو از پشت سرم اومد و از تو کیفش یه واسابی در آورد و داد بهم ” 🦁 ” خیلی تعجب کردم و ازش پرسیدم که چرا تو کیفش واسابی داره ” 🦁 ” ریوو هم گفت ' نمیدونم فقط آوردمش ' ” 🎙 ” وای ریوو چقدر نازه ” 🎙 ” یعنی لیهان فقط با خودش اینو زمزمه کرد و تو شنیدی و واسش آوردی؟ ”