Soofcast
前往频道在 Telegram
203
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+130 天
帖子存档
204
ما همینجوری واسه خودمون بیخیال داشتیم رانندگی میکردیم و آهنگ گوش میدادیم، یه ماشینه (کیا بود فکر کنم) اومد چسبید به ما که اره بزن بغل شمارهمو بزن و فلان و اینا. ماهم توجه نکردیم و رفتیم، این هی دنبال ما میاومد، یهو بغلیش که صندلی شاگرد نشسته بود، اومد توی دید ما و گفت :« منو نمیبینید که میگم بزنید بغل؟»
بعد لباس سرباز تنش بود فکر کنم؟ ( اون موقع شب تشخیص نمیدادیم😭)
بعد هیچی دیگه ستایش گفت :« تو چه عنی هستی که تورو ببینیم؟ سربازی دیگه پلیس که نیستی.»
بعد پسره خشکش زد، ماهم صدای آهنگ رو زیاد کردیم و گازشو گرفتیم رفتیم. تا یه جایی دنبالمون بود و هی نور بالا میزد تا اینکه بیخیال شد و رفت😭😂
204
از وسط ایست بازرسی که داشتیم رد میشدیم، نشان که به اسپیکر وصل بود یهو داد زد :« ۱۰ دقیقه تا مقصد، بام بوعلی، از مسیر خوردین.» ====)))
کل پلیسا فهمیدن که داریم میریم بام==))
