317
订阅者
-224 小时
-47 天
-50430 天
帖子存档
317
چرا ازم میترسی دارم بگا میرم میخندی هرجا که بهت نیاز بوده میپیچیدی سریع میرفتی خنده رو لبام محو شده خوب بودم چرا بد شده سرد شده بام زمستون رسیده سرد شده حاله من خوب نمیشه دلم پودر شده خورد نمیشه فقط روی نرو راه میری یکا میکنی که خورد شه...
317
یه عابرم تو این کوچه های بن بست یه انسانیم که آرزوهاش گنده ست مقصدم نوک قله ست یه شاتگان پرم که رو دیوار کلبه ست یه عصبی ام یه روان پریش من همونم که هی میبردنش کلانتری من همونی ام که برام کمی تو همونی که شدی برام نخواستنی یکی دیگه زدم زیرش بکن عطر گل و بو قلبم خورد شده نیاز داره چسب دوقلو دروغگو کردم دست تورو رو بهم تکست نده تو مخمی بسه برو زود
