317
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-50430 天
帖子存档
316
مثل افسردهای که به خوشی باور نداره همون شبگردیم که یه خواب راحت نداره مثل نویسندهای که قلم کاغذ نداره هیچ کدوم بهم راستشو نگفتید نه دیگه گل خوبم میکنه نه دیگه قرصی نه الکل نه تو دماغی و نه حتی مورفین جون مادرتون حالمو نپرسین
316
یادگاریت گردنم رو سینم اسلحه اس ولی توش قلبی نیست از تیر زدن نترس یا تو میزنی یا خودم میپرم از قصد فاصلم تا زمین سیزده طبقه است
