ch
Feedback
«ادبیاتِ عُصیان»

«ادبیاتِ عُصیان»

前往频道在 Telegram

کــیمیاکــریم‌زاده دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور @Isyanhearsyoubot

显示更多
未指定国家未指定类别
331
订阅者
+824 小时
-47
+630
帖子存档
ساعت مطالعه‌ام که به اتمام رسید، بخشی از اشعار دوره هخامنشی را با ترجمه‌ اینجا قرار میدهم.ೃ࿐

«گِردو»
+1
«گِردو»

پنج ماه و بیست و هفت روز، از رفتنِ «گردو» گذشت؛ و من هنوز نمی‌دانم چگونه با رفتنِ رفیقِ چهارساله‌ام کنار امدم. رفیق‌ترین گربه‌ی دنیا، که نمی‌توانست سخن بگوید اما گوش شنوا و سنگ صبور بود. زمان‌هایی که از دنیا و آدم‌هایش خسته بودم، کنار او در بالکن گریه می‌کردم، کنارم می‌ماند و عمیق نگاهم می‌کرد؛ گویی می‌فهمید. دلم برای او، صدایش، پنجه‌های طوسی و سپیدش، ذوقش و نگاهش بسیار تنگ شد.

هر بار که شاهنامه را می‌خوانم، به بخش دلاوریِ «گُردآفرید» که می‌رسم، موجی از شعف و غرور در جانم می‌دود. چه شکوهی دارد این دختر؛ آمیزه‌ای از زیبایی، خرد و شجاعت. گویی فردوسی در سیمای او، والاترین جلوهٔ زن ایرانی را به تصویر کشیده است.

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها رهِ پنهان بنماید که کس آن راه، نداند...!

«فارسیِ باستان و اوستایی» نام در ایرانیِ باستانی اسم و صفت و ضمیر؛ سه جنسِ مذکر، مونث و خنثی؛ سه شمارِ مفرد و مثنی و جمع؛ و هشت حالت: فاعلی، مفعولی، مفعولی‌له، اضافی، مفعولی‌عنه، مفعولی فیه، مفعولی‌معه، ندایی دارد.
تاریخ زبان فارسی محسن ابوالقاسمی

شش ری‌اکت خوش‌رنگ براتون باز کردم، اما شما عاشق قلب صورتی‌اید.

«اوستا» تنها اثر بازمانده به زبان اوستایی است و کتاب مقدس آیین زردشتی به شمار می‌آید. از دیدگاه زبان‌شناسی، زبان اوستایی را می‌توان دارای دو گویش یا دو مرحلهٔ زبانی دانست: نخست، گویش کهن‌تر که در «گاهان» به کار رفته است و دوم، گویش متأخرتر که در دیگر بخش‌های اوستا دیده می‌شود. نکته‌ای بسیار مهم آن است که گاهان، بنا بر سنت زردشتی و بسیاری از پژوهش‌های زبان‌شناختی، سروده‌ها و سخنان خود زرتشت دانسته می‌شود. ازاین‌رو، تاریخ گاهان را می‌توان تا اندازهٔ زیادی با دوران زندگی زردشت مرتبط دانست و آن را کهن‌ترین بخش اوستا به شمار آورد.
تاریخ زبان فارسی محسن ابوالقاسمی

ترکِ آرزو کردم، رنجِ هستی آسان شد. بیدل دهلوی.

حسرت کمین وعده‌ی وصلی است حیرتم چشمم به هم نیامده گوش فسانه‌ای است

چمن ز وصل توام مژده می‌دهد امروز بهار تا سر کوی تو یک گل‌انداز است

تبسم زیر لعلش گر نشان پرسد غبارم را ببوسد تا قیامت بوی گل خاک‌ مزارم را

پیوسته‌ است سلسله‌ی موج‌ها به هم خود را شکسته هر که دل ما شکسته است

میان سوخته و خام فرق بسیار است سرشک تاک کجا، گریه‌ی کباب کجا؟

امشب از صائبِ جان بخوانیم؟

Kalhor کمانچه‌ی کیهانی کلهر.mp34.27 MB

به شدت پیشنهاد میشود به زیبارویانی که فارسی را فقط نمی‌خوانند، بلکه تپش تاریخش را می‌شنوند.

تاریخ زبان فارسی محسن ابوالقاسمی.

سنتور که ماه منه، اما کمی که از آب و گل درامدم، میرم سراغ عزیز قلبم تار، کمانچه و دف.