ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

سبز خواهم شد.🌱

سبز خواهم شد.🌱

前往频道在 Telegram

t.me/HidenChat_Bot?start=5643257518 کمی سبز تر، کمی آرام‌ تر

显示更多
未指定国家未指定类别
134
订阅者
无数据24 小时
-587 天
-5830 天
帖子存档
اینقدر نگید خودت رو دوست داشته باش چون نمیتونم.

کاش کاش کاش کاش به همه چی انقدرر دقت نمی‌کردم.

خیلییی امروز و دوست داشتم>>>> با تماااام وجوووود عاشقتونم #_Setayesh #_Hanie

Repost from سبز.
من آدم‌هایی‌رو دوست دارم که از تغییر فصل، صدای بارون، تماشای ماه، بوی قهوه تازه دم شده و شب‌های پر ستاره هیجان زده می‌شن.

هیچکس بهم توجه نکرد پس: شروع کردم به زیاد خوابیدن به گریه کردن به محبت کردن به موزیک گوش دادن به زود وابسته شدن به جویدن ناخن

هوای امشب>>>>

دلم یه چیزی میخواد که به معنای واقعی دلمو شاد کنه🫠

کافیه یک نفر بهم بگه تو تا بشینم فقط گریه کنم

نجات دهنده این روزها داره به هر چیزی چنگ می‌زنه تا غرق نشه، انتظار کارهای بزرگ و موفقیت‌های چشم‌گیر داشتن ازش خیلی انصاف نیست.

فقط دلم نمیخواد درس بخونم

دل و دماغ انجام هیچ کاری و ندارم. دلم میخواد تا فردا روی همین مبل لم بدم و از خونه بیرون نیام. شایدم تا پس فردا. شایدم تا هفته ی بعد. شایدم تا ابد. نمیدونم.

به جایی رسیدم که دلم میخواد قبل هر پارت درس خوندن اول یک ربع گریه کنم.

فوبیای امتحان گرفتم یعنی داشتم.

دمت گرم نغمه😂
دمت گرم نغمه😂

‏زندگیم پر شده از"مهم نیست"هایی که مهمن.

رک بگویم از همه رنجیده ام از غریب و آشنا ترسیده ام رد پای مهربانی نیست… نیست من تمام کوچه را گردیده ام سالها از بس که خوش بین بوده ام… هر کلاغی را کبوتر دیده ام وزن احساس شما را بارها… با ترازوی خودم سنجیده ام بی خیال سردی آغوش ها… من به آغوش خودم چسبیده ام من شما را بارها و بارها… لا به لای هر دعا بخشیده ام مقصد من ناکجای قصه هاست از تمام جاده ها پرسیده ام میروم با واژه ها سر میکنم دامن از خاک شما بر چیده ام من تمام گریه هایم را شبی… لابه لای واژه ها خندیده ام - فریدون مشیری

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست میرسم با تو به خانه ،از خیابانی که نیست مینشینی روبرویم،خستگی در میکنی چای میریزم برایت،توی فنجانی که نیست باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است باز میخندم که خیلی،گر چه می دانی که نیست شعر میخوانم برایت،غنچه ها گل میکند یاس و مریم میگذارم،توی گلدانی که نیست چشم می دوزم به چشمت،میشود آیا کمی دستهایم را بگیری ،بین دستانی که نیست وقت رفتن میشود، با بغض میگویم نرو پشت پایت اشک میریزم،در ایوانی که نیست می روی و خانه لبریز از نبودت میشود باز تنها میشوم ،با یاد مهمانی که نیست رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست بیتا_امیری

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟ - فرامرز عرب عامری

در هر شبی، افکاری هست؛ طولانی تر از خود شب...

بالاخره بارون>>>>🌧☔️