labyrinth
前往频道在 Telegram
281
订阅者
+124 小时
+47 天
+4630 天
帖子存档
282
از یهجا به بعد به خودت میای و میبینی داری ارتباطت رو با خیلیها کم میکنی چون حس میکنی دنیاهاتون باهم فرق داره، سطح دغدغه و تفکرتون یکی نیست و همین اختلاف و مسائل گاها باعث میشه انرژی و اعصاب و تایمت بیهوده هدر بره، و تو ترجیح میدی برای خودت و زندگیت وقت بذاری و اهمیت دادن به دیگران رو به حداقل برسونی
و این هم چیز خوبیه و هم نه
چرا خوب نیست؟ چون یهو متوجه میشی که یجورایی تنها شدی، دیگه کسی درکت نمیکنه، دیگه نمیتونی با کسی صحبت کنی و مجبور میشی همه چیز رو بریزی توی خودت و وانمود کنی اهمیت خاصی نداشتن و رد شدی ازشون درصورتی که شاید اونقدراهم آسون نباشه و دوران سختی رو بگذرونی
ولی خب، کاری هم از کسی ساخته نیست، فقط باید امیدوار باشیم که همه چیز در نهایت بهتر شه.
282
every eldest daughter was the first lamb to the slaughter, so we all dressed up as wolves and we looked fire.
