ناجیِمَجنون؛
前往频道在 Telegram
204
订阅者
+124 小时
+47 天
+930 天
帖子存档
یک لحظه زندگی تو از دست می رود
وقتی کسی که هستی ِ تو هست می رود
شاید که اندکی بنشـیند کنار تو
اما کسی که بار سفر بست، می رود
از کـمترين تکان تنَش رنج میکـشی
وقتی که پیش ازین به تو گفته ست می رود
آن کس که دل بریده، تو پا هم ببرّی اش
چون طفلی از کنارتو با دست می رود
“رفتن” همیشه راهِ رسیدن نبوده است
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
Repost from N/a
دربارش چای میخورم، گریه میکنم،درس میخونم، اما دیگه دربارش با کسی حرف نمیزنم.
