202
订阅者
-524 小时
-107 天
-1530 天
帖子存档
203
موومان اول، "Allegro ma non tanto"، با یک تم ساده، آرام و عمیقاً روسی آغاز میشود که به گفته خود راخمانینف، از یک ملودی کلیسایی ارتدوکس الهام گرفته شده است. این تم، به آرامی و با یک لحن تغزلی شروع میشود، اما به سرعت به بخشهای پرشور و پیچیده با آکوردهای گسترده، آرپژهای سریع و پاساژهای فنی خیرهکننده تبدیل میشود. این موومان دارای دو کادنزا (بخش آزاد و تکنیکی برای پیانیست) است که هر دو فوقالعاده دشوار هستند: کادنزای اول "ossia" نام دارد و کوتاهتر است، در حالی که کادنزای دوم "originale" طولانیتر و چالشبرانگیزتر است و به تنهایی میتواند به عنوان یک قطعه مستقل شناخته شود.
203
کنسرتو پیانو شماره ۳ در ر مینور، اپوس ۳۰، که در میان دوستداران موسیقی با نام "راخ ۳" نیز شهرت دارد، نه تنها به عنوان یکی از پیچیدهترین و از نظر فنی دشوارترین کنسرتوهای پیانو در کل رپرتوار موسیقی کلاسیک شناخته میشود، بلکه روایتی عمیق از تعلق خاطر سرگئی راخمانینف به سرزمین مادریاش، روسیه، و نیز چالشهای مهاجرت و درخشش او در دنیای جدید است. این اثر که در سال ۱۹۰۹ تصنیف شد، نمادی از نبوغ اوجگرفته آهنگساز در اوج تواناییهای خلاقانهاش و اوجگیری تکنیک پیانو در موسیقی رمانتیک متأخر است.
راخمانینف کنسرتو شماره ۳ را در تابستان سال ۱۹۰۹ در ملک خانوادگیاش در ایوانوفکا، روسیه، در یک دوره نسبتاً کوتاه نگارش کرد. انگیزه اصلی او برای خلق این اثر، اولین تور کنسرتی برنامهریزیشدهاش در ایالات متحده آمریکا بود. او قصد داشت این کنسرتو را در اجراهای خود در آمریکا به عنوان اثر اصلی معرفی کند. اگرچه در آن زمان این سفر برای راخمانینف صرفاً یک تور کاری بود، اما به طور نمادین، این کنسرتو به نوعی "وداع" او با فضای موسیقایی و فرهنگی روسیه، پیش از مهاجرتش پس از انقلاب ۱۹۱۷، محسوب میشود. خود راخمانینف به دلیل دشواریهای فنی فوقالعادهای که در این اثر گنجانده شده بود، زمان کافی برای تمرین آن پیش از سفر به آمریکا نداشت. او حتی برای تمرین با ارکستر، در طول سفر دریایی به آمریکا، از یک صفحه کلید مخصوص استفاده میکرد که قادر به شبیهسازی صدای ارکستر بود، زیرا پیانوی واقعی برای تمرین در کشتی در دسترس نبود. این خود گواه بر پیچیدگی و وسعت ارکستراسیون و نقش محوری و فنی پیانو در این اثر است.
اولین اجرای جهانی کنسرتو در ۲۸ نوامبر ۱۹۰۹ در نیویورک، با خود راخمانینف در نقش سولیست و والتر دامروش به عنوان رهبر ارکستر (ارکستر سمفونیک نیویورک) انجام شد. این اجرا موفقیتآمیز بود و با تحسینهای بسیاری همراه شد، اما نقطه عطف واقعی، اجرای دوم در ۱۶ ژانویه ۱۹۱۰ در سالن کارنگی هال نیویورک بود که در آن، گوستاو مالر، آهنگساز و رهبر ارکستر فقید و برجسته، ارکستر فیلارمونیک نیویورک را رهبری کرد. راخمانینف از همکاری با مالر به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و بعدها از این اجرا به عنوان "یک جشن" یاد کرد. او به ویژه از دقت و شور و شوق بینظیر مالر در هماهنگی ارکستر با بخش پیانو، که حتی در تمرینات پرفشار نیز خود را نشان میداد، ستایش کرده است. مالر توانست هماهنگی بینظیری بین پیانو و ارکستر ایجاد کند و این اجرا به یکی از لحظات تاریخی در زندگی راخمانینف تبدیل شد.
کنسرتو پیانو شماره ۳، در مقایسه با کنسرتو شماره ۲، از نظر فنی به مراتب دشوارتر و از نظر محتوایی، گستردهتر و پیچیدهتر است. این اثر برای پیانیستها به عنوان یک "کوه اورست" شناخته میشود و به استقامت فیزیکی بینظیر، مهارت فوقالعاده فنی و درک عمیق موسیقایی نیاز دارد. راخمانینف که خود یکی از بزرگترین پیانیستهای تاریخ بود، این اثر را برای نمایش اوج تواناییهای خود و پتانسیلهای بیپایان پیانو به نگارش درآورد.
203
Rachmaninoff
- Piano Concerto No. 3 in D minor, Op. 30: I. Allegro ma non tanto
Horowitz, New York Philharmonic, Albert Coates
203
راپسودی روی یک تم از پاگانینی، اپوس ۴۳، اثری برای پیانو و ارکستر از سرگئی راخمانینف است که در سال ۱۹۳۴ ساخته شد. این قطعه بر اساس کاپریس شماره ۲۴ پاگانینی شکل گرفته و بهجای فرم سنتی کنسرتو، شامل ۲۴ واریاسیون پیاپی بر همان تم است. راخمانینف با تغییرات پیدرپی، از تکنیکهای درخشان و پرقدرت تا لحظات شاعرانه و رمانتیک، طیفی وسیع از رنگها و حالات را میآفریند. مشهورترین بخش، واریاسیون شماره ۱۸ است که با وارونهسازی تم پاگانینی، به یکی از ملودیهای عاشقانه و جاودانه موسیقی کلاسیک تبدیل شده .
