ch
Feedback
𝒰𝓃𝒶 𝒹ℴ𝓃𝓃𝒶 𝓃ℯ𝓁 𝓈ℴℊ𝓃ℴ

𝒰𝓃𝒶 𝒹ℴ𝓃𝓃𝒶 𝓃ℯ𝓁 𝓈ℴℊ𝓃ℴ

前往频道在 Telegram

چای یا قهوه!؟☕️ @Unvecchio_bot 𝐼𝑛𝑓𝑎𝑡𝑡𝑖 𝑛𝑜𝑛 𝑒𝑠𝑖𝑠𝑡𝑒 𝑛𝑖𝑒𝑛𝑡𝑒 𝑛𝑒𝑙 𝑚𝑜𝑛𝑑𝑜... 𝑇𝑢𝑡𝑡𝑜 è 𝑣𝑢𝑜𝑡𝑜 𝑠𝑜𝑙𝑜 𝑛𝑜𝑖 𝑙𝑖 𝑖𝑚𝑚𝑎𝑔 من بهارم🤎 اینجا خانه‌ای در اعماق درّه‌ی ذهن من است و من زنی هستم در اعماق رویا‌ ها!

显示更多
未指定国家未指定类别
235
订阅者
无数据24 小时
+27 天
-130 天
帖子存档
احساس کردم توی یه اقیانوس سیاهم و یک دفعه قلبم یک جوری می تپه که انگار عاشق شدم عاشق چی نمی دونم ولی معلق بودم

بهم بگید چه‌حسی ازش میگیرید، واقعا برام مهمه بدونم و نیاز دارم که بدونم...

توی این لحظه....فقط دو‌مینور توی رگ های من جاریه.... کل وجود من‌رو گرفته....

اتفاقا یکی‌از ملودی ها همینه!!!! نمیتونم ازش بگذرم احساس الان منه...

طوری که فقط اجازه‌دادم انگشت‌ها حرکت کنن، و راحت روی کلاویه‌ها برقصن، قراره روش کار کنم این ترتیب اصلی کار نیست

میخوام ملودی که و ایده ای‌که تازه دارم روش کار میکنم رو نشونتون بدم (تازه باید چهار ملودی بنویسم و یکیش‌رو گسترش بدم و یه بخش آنالیز کنم_) (تازه باید زبان هم بخونم_)

هیچی برای گفتن ندارم جز احساس شرم....

اشک میریزم...با خوندنش فقط اشک میریزم....

چه کردن با ما...با دل ما.... خدایا.... با امیدمان...جوانانمان....خاک‌مان.... شرم دارم شرم.... شرم از این خاک...این خانواده‌های دلشکسته....

این‌دختر آخر منو با صداش میکشه‌...

رها امروز با زندایی حرف زدم بالاخره تونستم یکم خودمو کنترل کنم و همراه با اشک ریختن حرف بزنم بگم که باورم نمیشه دارم چیکار می‌کنم باورم نمیشه دارم چه چیزی تجربه می‌کنم تو واقعا نیستی؟ بگم که حرف های هیچکس تاثیری نداره میدونم رها جاویدنام شده رها قهرمان شده رها همه رو نجات داده.. اما خودش چی زندایی هم همینو می‌گفت می‌گفت همه می‌گن قوی باش اما چجوری خب مگه می‌شه زندایی می‌گفت من هیچی خودش آرزوهاش شوقی که داشت چقدر به آینده امیدوار بود چه برنامه هایی داشت چه رویاهایی داشت می‌خواست اول کل ایرانو بگرده بعد بره ایتالیا می‌خواست کل دنیا رو بگرده می‌خواست کتاب بنویسه می‌خواست فیلم بسازه می‌خواست می‌خواست خیلی چیزا می‌خواست زندایی می گفت من هیچی فقط خودش خب من چی می‌گفتم مگه می‌تونستم بگم نه زندایی عب نداره رها قهرمان همه هست قوی باش من گریه کردم گریه کردم گریه کردم‌و گریه کردم. گفتم زندایی وقتی ناراحت می‌شم حرف های هیچکس نمی‌تونه آرومم کنه بجز خودش پیام‌ها وویس‌ها نوشته های کانال تلگرامش کتاب‌هاش زندایی فقط همینا می‌تونه یکم آرومم کنه فقط اینکه حس کنم داره باهام حرف می‌زنه می‌تونه آرومم کنه گفتم زندایی همیشه تو کانالش از امید حرف می‌زد هرررر چیزی که تجربه می‌کرد بدترین درد ها بدترین رنج ها همیشه تهش می‌گفت زندگی عاشقتم لیام مرده بود در ناراحت ترین حالت ممکن بود تهش می‌گفت زندگی ازت عصبانیم اما دوستت دارم گفتم زندایی کاش رها اون قدرتش رو به ما هم می‌داد گفتم زندایی وقتی اینا رو می‌خونم از خودم خجالت می‌کشم که همچین قدرتی ندارم زندایی می‌گفت داده شیوا توهم قوی هستی تو رهایی تو باید راه رها رو ادامه بدی و من گریه می‌کردم من می‌خواستم به زندایی امید بدم اون به من امید می‌داد پیام های شما رو براش خوندم و باهم گریه کردیم آخرش نوشته های خود رها رو براش خوندم چندتا از نوشته های کانالش گفتم زندایی داره با ما حرف می‌زنه داره با تو حرف می‌زنه میگه مرا در خودت زنده نگه دار من می‌خواهم در تو ادامه داشته باشم و موقع خداحافظی باز تکرارش کردم. رها من چیکار کنم؟ من برای زندایی چیکار کنم؟ من واقعا دیگه نمی‌دونم هیچی به ذهنم نمی‌رسه. من رفتم به زندایی کمک کنم اون داشت به من امید می‌داد وای خدایا من می‌خواستم طوری حرف بزنم که زندایی یکم فقط یکم احساس کنه درک می‌کنم می‌فهمم امیدوارم حالش رو بدتر نکرده باشمممم خدایاااا وقتی زندایی می‌گفت رها همیشه می‌گفت اینقدرررر شیوا رو دوست دارم و میدونم که اونم منو خیلی دوست داره خدایا همون لحظه می‌خواستم از روی زمین محو بشم دیگه نباشم. واقعا برای تمام لحظه هایی که می‌تونستی تجربه کنی و با تمام وجود حس کنی می‌تونم بمیرم.کاش فایده ای داشت کاش می‌تونستم جونم‌و بدم تا تو دوباره حس کن. به قول خودت وقتی برای لیام می‌نوشتی پر از ای کاشم. عزیز دلم برایم کلمه‌ای نمانده. جز اشک‌هایم هیچ‌چیز دیگر برایت ندارم.

امیدوارم‌همچیز‌خوب پیش بره...طوری که باید پیش بره، پیش بره...

1|1 - Tant pis pour elle - Charlotte Cardin (320).mp36.30 MB

نه خوب بود بخدا چون میدونم چقدر سخته اونم وقتی داری سلفژ میکنی، برای همین جدی خوب بوددد

افتضاح سوت می‌زنم چه فایده😭😂

حداقل تو بلدی سوت بزنی من اونم بلد نیستم