🎸Aiden's cafe
前往频道在 Telegram
274
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-2230 天
帖子存档
Repost from N/a
همه فکر میکردن بزرگترین قدرتت اینه که آینده رو پیشبینی میکنی اما حقیقت خیلی تلختر بود؛
تو فقط آینده آدمایی رو میدیدی که قراره از دستشون بدی.
هر بار که سعی میکردی جلوی اتفاق رو بگیری، همون تلاش، سرنوشتشون رو به همون پایان نزدیکتر میکرد.
بعد از سالها جنگیدن با چیزی که هیچوقت نمیشد عوضش کرد، دست از نجات دادن کشیدی.
نه چون بیتفاوت شده بودی، بلکه چون از تماشای شکستن آدمایی که دوستشون داشتی، خسته شده بودی.
وقتی اسمت رو به عنوان بزرگترین ویلین سر زبونا افتاد، همه فکر میکردن از نابودی آدما لذت میبری.
هیچکس نمیدونست هر بار که کسی رو از بین میبردی، فقط داشتی آیندهای رو زندگی میکردی که سالها قبل، بارها و بارها توی کابوسهات دیده بودی.
https://t.me/aidencafe
اینقدر قشنگ بود این قسمت واقعا گریه کردم خوشحالم کل داستان رو دوش جسی بود خودم عاشق وودیم ولی واقعا خوشحالم چنین چیزی دیدم
