fishiew 💤 .
前往频道在 Telegram
236
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-1530 天
帖子存档
236
منم اومدم گفتم میشه تا زنگ تفریح بمونم دوستامو ببینم؟گفت آره مقنعهت سرت باشه زنگ تفریح بخوره
بعد من این مقنعه ی گوه من همیشه شله.
ده دقیقه مونده بود برگشت گفت برو پارمیدا. لازم نکرده بمونی. برو.
و ببین از شدت حرص جدا گریهم گرفت و با چشمای اشکی اومدم بیرون
236
بحث اینه که من لجم میگیره
پیرسینگم چندین ماه طول کشیده خوب شه بخاطر این درش بیارم؟من سر مامانمم پیرسینگامو در نیاوردم داشت سکته میکرد سز پیرسینگم بعد برا طاولی درارم
236
مامان من میگه فعلا به ستایش بگو در بیاره
که هم جاش خوب بشه
همه به این حجابش عادت کنن
بعد دوباره بزنه که حجابم داشت بهش گیر ندن بده عقب
236
انقدر اعصابم بهم ریخت از در مدرسه که اومدم بیرون حواسم به خایمالشون نبود برگشتم گفتم احمق به پیرسینگ گیر داده فلان فلان شده
236
کصکش میگه مقنعه ت رو بزن عقب ستایش بعد زدم برگشته میگه همین الان پیرسینگتو در میاری میدی بمن بعد میگم الان نمیتونم درارم میگه یادتون باشه فردا ستایش فلانی ۱۲ فتو مدرسه راش ندین
