Coconut diaries
前往频道在 Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
显示更多未指定国家未指定类别
240
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
صبح شما بخیر، بعد از دو ساعت ویدیوکال با دوست دوردستم دارم مینویسم و برگشتم به زندگی عادی.
درمورد اینجا، من داشتم اتفاقی رد میشدم که توجهم به اسم اینجا جلب شد. خونه قدیمی کریم چمنآرا بود، اولین کسی که قبل از انقلاب صفحات گرامافون رو وارد ایران کرد و بعدها خودش شروع به تولیدشون در ایران کرد، با خوانندههای خیلی زیادی توی انتشار آهنگهاشون همکاری کرد و شرکت آهنگ روز متعلق به ایشون بود که اگه دیده باشین فیلم قدیمی شهرقصه( همون خاله سوسکه) رو هم پخش کردن. از سال ۹۷ هم این خونه تبدیل به موزه و کافه گالری شده که البته فقط معماریش برای من جالب بود وگرنه از نظر موزه بودن چیز خاصی برای ارائه نداشت.
همهچیز تا وقتی کمه خوبه، موزیکی که دوست داشتی رو وقتی فقط یکبار گوش بدی تا ابد تو ذهنت لذتش میمونه، غذای خوشمزه فقط وقتی کم باشه و چندلقمه بیشتر بهت نرسه، طعمش تا ابد زیر زبونته، توی روابط تا وقتی کم باشی و کم باشن، جذابی. ولی ماها عادت کردیم شور هرچیزی رو دربیاریم، با زیادی گوش دادن، زیادی غذا خوردن، زیادی بودن!
یه پست دیده بودم توی اینستا که میگفت خانما هوش هیجانی خیلی بالاتری دارن و خیلی بهتر احساساتشون رو میتونن تنظیم کنن یا با هم صحبت کنن درمورد احساساتشون و همین باعث میشه ارتباط خیلی عمیقی بین دو تا دوست صمیمی ایجاد بشه که این مدل ارتباط رو با مردها نمیتونن تجربه کنن. و به وسیله همین صحبتها کورتیزول خانما خیلی میاد پایین و استرسشون کم میشه. بامزه و جالب.
از صحبتهای شبونه من و مورچه به اندازه جلسههای تراپی محتوا و نتیجهگیری مفید به دست میاد، واقعا حیف که نمیتونم به اشتراک بذارمشون.
هربار عکسای پرو لباس عروسش رو میفرسته سراسر شوق و ذوق میشم، جدی جدی داره عروس میشه! جدی جدی باید برم دنبال خرید لباس!
بعد از دو روز توی دیجیکالا سبد خریدِ یووی و لاک ژل چیدن، تسلیم شدم و همون وقت ناخنمو گرفتم.
وسواسگونه مدام مدیای کانال زو چک میکنم ببینم عکسا با هم هماهنگی دارن یا باید حذف کنم.
به هرکی میرسم میگه درست هنوز تموم نشده؟ نه عزیزم، من از دوران پارینهسنگی دارم درس میخونم! تموم نمیشه ولم کن.
یه سریالی که دوست داشتم فصل جدیدش اومده، دلم نمییاد برم ببینم که تموم نشه! اسمشم نمیگم تازه!
کلمات نگفتهام توی گلوم باد میکنن و حرفی نمیزنم و فرصتی هم برای حرف زدن ندارم، گوشی برای شنیدن هم.
متنفرم از اینکه تو لباسهایی که بالاتنه جذب یا یقه خیلی باز دارن احساس معذب بودن میکنم! درحالی که این مدل لباسها رو دوست دارم.
