Coconut diaries
前往频道在 Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
显示更多未指定国家未指定类别
262
订阅者
无数据24 小时
-37 天
+830 天
帖子存档
تفکر کارمندی خیلی مزخرفه. در عینحال که میخواد همه رو به داشتن آبباریکه و نقطه امن به جای پیشرفت قانع کنه، تلاش هم میکنه که هرگز صداش درنیاد و اعتراض نکنه چون همون آبباریکه رو از دست میده.
من تا حالا جنازه آدم ندیدم، هیچوقت. میدونم اگر ببینم هم خیلی خواهم ترسید. امروز داشتم به خانوادههایی فکر میکردم که صدها جنازه دیدن تا به جنازه عزیزترینشون برسن. چطور کسی که جنازه عزیزترینش رو دیده ممکنه به حالت قبل برگرده؟
حس میکنم توی زندگی همه مهره ناجورم، حس میکنم بدون من همه حالشون با هم خوبه، حس میکنم وارد دوستیهایی شدم که درست نبوده و الان من موندم و یه عالمه تنهایی و کسایی که دوستای خودشونو دارن و جای من تو زندگی کسی نیست.
یک انقلاب دیگه توی زندگی من داره اتفاق میافته. ارتباطاتم توی ماه اخیر تقریبا با همه دوستام صفر شده. نمیدونم دلیلش حال و روز هممونه یا چیز دیگه، ولی برام عجیبه. حوصله صحبت کردن با کسی رو ندارم و این تلاش رو هم توی بقیه نمیبینم. بخوام صادق باشم، اخلاق خودمم بیتاثیر نیست، وقتی از کسی ناراحت میشم سکوت میکنم و دور میشم، و همینجوری دونه دونه از همه ناراحت شدم!
چمیدونم کاش منم یه امریکایی کوننشور اسکل بودم که وقتای بیکاری واسه اینکه بگم خیلی باسواد و دغدغهمندم میرفتم free palestine, free palestine میکردم.
چندسال پیش یه شعر از سایه خونده بودم که این روزا خیلی توی ذهنم میچرخه، میگفت:
“ آخر ای صبحدم خونآلود
آمد آن خنجر بیداد فرود
شش ستاره به زمین درغلتید
شش دل شیر فرو ماند از کار
شش صدا شد خاموش
بانگ خون در دل ریشم برخاست
پر شدم از فریاد
هفتمین اختر صبح سیاه
دل من بود که بر خاک افتاد…”
برای گذشت سیامین روز از شب و صبحهای خونین دیماه، برای هزاران ستارهای که از ما خاموش شد…
من کاملا موافق این دیدگاه هستم که هرکسی ممکنه در زندگیش بنا به شرایط اشتباه کنه و باید وقتی پشیمون شد بخشیده بشه، درمورد شروین حاجیپور هم همین دیدگاه رو دارم، ولی نمیدونم چرا اصلا اصلا اصلا این آهنگ جدیدی که خونده به دلم نمیشینه، دلم صاف نمیشه و حس خوبی بهش ندارم. اینکه همه سلبریتیها هم وصل از آب درومدن هم کم تاثیر نیست توی این قضیه.
همچنان امیدوارم حس من اشتباه بگه.
Repost from Ending
همهی ویدیوها و عکسهایی که هشدار محتوای آزاردهنده داره رو میبینم. چون فکر میکنم کسی که تو اون محتواست هموطن من بود، میتونست امروز جای من زنده باشه اما نیست. من خونم رنگیتره که از پشت گوشی با دیدن بلایی که سرش اومده آزار نبینم؟
Repost from ناپیرو
وحید آنلاین هنوز داره فیلمهای هجده و نوزده دی رو آپلود میکنه و الان شونزده بهمنه.
برای ساعدینیا چرا مثل بقیه فقط حبس نبریدید؟ آهان چون پولدار بود و شما هم گدا گشنه و دزدید؟
این روزا دارم تموم پیجهایی که به روال عادی برمیگردن رو آنفالو میکنم، ما چیز خیلی بزرگی رو از دست دادیم و فکر نمیکنم این شرایط اصلا عادی باشه که بخواد عادیسازی بشه. مهم نیست پیج آنلاینشاپه یا شخصی، برای ماها فاجعهای رخ داده که حالا حالاها قابل از یاد بردن نیست. همونجوری که خودم اینجا سعی میکنم چیزهای روزمره ننویسم. متاسفم که درامد یه عده آدم ممکنه از این طریق باشه، ولی هرپیج یک رسانه بزرگه و توی این شرایط اگر فعالیت مفیدی نمیکنه بهتره در قالبهای دیگه فروشش رو جلو ببره، نه با تلاش به عادیسازی. نمیتونم جلوی فعالیت و زندگی عادی مردم رو بگیرم، ولی میتونم آنفالو کنم و حداقل وجدانم بابت اینکه این فاجعه انسانی رو نادیده نگرفتم راحته.
از دیشب تا همین الان داشتم برای چیزی استرس میکشیدم که وجود خارجی نداشت! لعنت به مغز اورثینکر.
یک چیزی از ماها به هم پیوند خورده، چیزی قویتر از هر دوری و فاصلهای. انقدر که با یک گفتگو حالم دگرگون میشه و انگار که هرگز فاصلهای وجود نداشته!
امروز داشتم فکر میکردم اگر من کشته بشم اونقدری زیبا هستم که به مرگم زیاد پرداخته بشه یا نه؟ متاسفانه دنیا حتی توی مرگ هم عادلانه نیست!
وطن پرست اونی بود که جانفدای میهن شد، نه شمایی که وسط جنگ دوازده روزه وطنپرست میشین و بقیه سال وطنتون لبنان و فلسطینه!
