228
订阅者
+224 小时
无数据7 天
-130 天
帖子存档
▫️جبرئیل شدن استاد حسن
یکی از حوادثی که در زندگانی استاد حسن روی داده و شایستۀ تذکار است، واقعۀ ذیل است:
در سالهای پیش، شاید تا ۲۰ سال قبل در ماه صفر در صحن امامزاده حمزۀ حضرت عبدالعظیم (ع) همهساله از طرف خدام آستانه مجلس سوگواری برپا میشد. شبها در آنجا روضه میخواندند و روزها پیش از ظهر مجلس تعزیهخوانی برپا مینمودند. ماه صفرِ یکی از این سالها ظاهراً مصادف میشود با هنگامی که استاد حسن در حضرت عبدالعظیم بود و گویا در آن هنگام مشغول مرمت و تعمیر گنبد مرقد حضرت امامزاده حمزه یا امامزاده طاهر بود.
روزی در امامزاده حمزه تعزیۀ قربانی کردن حضرت اسماعیل را برپا کرده بودند. حساسترین صحنۀ این نمایش مذهبی آن جائی است که حضرت ابراهیم خلیل کارد بر حلق فرزند خود اسماعیل نهاده، به فرمان خدا قصد ذبح او را دارد. در این هنگام، جبرئیل از آسمان نازل میشود و گوسفندی با خود به همراه میآورد تا حضرت ابراهیم گوسفند را به جای فرزند خود قربانی نماید. تعزیهخوانها از بودن استاد حسن در حضرت عبدالعظیم استفاده کرده، درصدد برمیآیند که ابتکاری به خرج دهند و جبرئیل را طوری از آسمان به زمین بیاورند که در بینندگان ایجاد تحسین و حیرت نماید.
هرطور بوده استاد حسن را که در این هنگام پیرمردی سالخورده بود با مقصود خود موافق مینمایند و استاد حسن دو طناب از فراز بام ایوان امامزاده حمزه به داخل صحن روی حوض که صحنۀ نمایش بود وصل کرد و یک جعبۀ چوبی را بهنحوی روی آن قرار داد که به آسانی روی طناب میلغزید و پایین میآمد. آزمایش چندینبار قبل از تعزیه به عمل آمد. در آزمایشها، خود استاد حسن که در درون جعبه نشسته بود از فراز بام به آسانی به زمین میآمد. با وجود این آزمایشها، کسی که نقش جبرئیل را نیز عهده داشت زیربار نرفت که در جعبه بنشیند، ناچار گریبان استاد پیرمرد را گرفته که بیا خودت نقش جبرئیل را ایفاء کن.
استاد حسن هرقدر گفت اینکار از من ساخته نیست، دست از او برنداشتند و آنقدر بر خواهش و تمنا افزودند تا پیرمرد هنرمند را راضی به این کار کردند و چند بیت شعر مناسب هم به او آموختند که آن را بخواند، ولی استاد حسن زیر بار پوشیدن لباس جبرئیل نرفت و قرار شد با همان لباس معمولی خودش این نقش را انجام داده، کار جبرئیل تعزیه را انجام دهد.
تعزیه شروع شد و هنگام ذبح حضرت اسمعیل فرارسید. ناگهان مردم ملاحظه نمودند دو طنابی که به کنار حوض آویخته بودند به حرکت درآمد و جعبهای که استاد حسن درون آن نشسته و گوسفندی در جلوی خود قرار داده بود از فراز بام روی دو طناب نمایان شد.
جعبه آهستهآهسته پایین میآمد. صدای تحسین و اعجاب مردم بلند بود. استاد حسن هم شروع به خواندن اشعار خود نمود و با صدای نازک و ضعیف خود چند بیتی از شعرها خواند؛ در همین موقع، صدای همهمۀ مردم و موزیک موجب رم کردن گوسفند شد و گوسفند بهسختی شروع به دستوپا زدن کرد و هرقدر استاد حسن میکوشید گوسفند را نگاه دارد و رام کند میسر نمیشد.
بالأخره گوسفند تعادل را بر هم زد و جعبه و گوسفند و استاد حسن بیچاره سرازیر شدند و مجلس بهم خورد. بیچاره استاد حسن از این زمین خوردن صدمۀ سختی دید و از قرار مدتی بیمار و زمینگیر شد، ولی صدمۀ جانی به او وارد نیامد و پس از این واقعه، باز هم سالها جهان ساختمان و هنر از وجود او بهرهمند بود. دربارۀ این واقعه استاد حسن گفته بود همهچیز را فکر کرده بودم بهجز آروم کردن گوسفند. این هم واقعۀ جبرئیل شدن این مرد هنرمند و بینظیر بود.
Repost from One Quiet Corner | کُنج
▪️یادداشتها
▫️دستورالعمل ساخت بلندترین منار جهان، از زبان حاج کریمخان
▫️تصویری نویافته از تالار طَنَبی، در میان تصاویر تازهمنتشرشدۀ آلبومخانۀ کاخ گلستان
▫️جنبش منارهها (۱): منارجنبان بسطام
▫️ذیلی بر یادداشت جنبش منارهها (۱): منارجنبان بسطام
▫️جنبش منارهها (۲): از بصره تا صبران
▫️جنبش منارهها (۳): کشف اثر منارجنبان
▫️هفتگنبد بهرام گور، از افسانه تا واقعیت
▫️در تعریف حمام، معرفی یک اثر و تصحیح آن (۱)
📌این فهرست بهروز میشود.
Repost from انتشارات علمیه
#یادداشت
▪️در تعریف حمام
معرفی یک اثر و تصحیح آن (۱)
📝فاطمه پناهی
در تعریف حمام رسالهای است کوتاه و فارسی به نظم و نثر از محمدخلیل مکرمخانی. این اثر نوزدهمین رساله از مجموعهای به شماره دستیابی O Nov.534 است که در دانشگاه اوپسالا نگهداری میشود. در فهرست کتابهای خطی فارسی در کتابخانۀ دانشگاه اوپسالا، ضمن توضیحی مختصر دربارۀ این رساله، آمدهاست که متن کامل آن پیشتر در انتشارات دانشگاه اوپسالا به کوشش علی محدث، فهرستنویس کتابخانه، به چاپ رسیدهاست.[۱]
علی محدث، در کتاب مذکور متن تصحیحشدۀ هفده رسالۀ فارسی و عربی را از کتابخانههای مختلف به چاپ رسانده و برای هرکدام بهصورت جداگانه مقدمهای نوشتهاست. او در مقدمهٔ رسالۀ منحصربهفرد در تعریف حمام به محل و تاریخ کتابت و مؤلف آن پرداخته و چند نسخۀ خطی دیگر دربارهٔ حمام را معرفی کردهاست.
بنابر مقدمهٔ مصحح، رسالۀ در تعریف حمام به سال ۱۱۱۴ ه.ق در هندوستان نگاشته شدهاست. به نظر میرسد که مؤلف رساله منشی یکی از دولتمردان هندی بودهاست به نام مکرمخان، زیرا منشی کتاب را با مدح او آغاز کردهاست. ظاهراً حاکم پس از ساخت حمامی باشکوه از منشی خود خواستهاست که رسالهای در وصف آن بنویسد. محمدخلیل منشی نیز این اثر را به سبک منشیانه تحریر میکند و از ذوق ادبی خود بهره میگیرد تا وصفی درخور برای حمام حاکم مهیا کند.[٢]
برای آشنایی با ادبیات این اثر و توصیفات مؤلف از اجزای ساختمان حمام و ویژگیهای آن، برشی از رسالۀ در تعریف حمام را باهم مرور میکنیم:
«این خانه بر هیچکس سنگین نیست و خانهای خوشهواتر از او بر زمین نی. حیران بر چینیکاری دیوار و درش نادرهکاران روی زمین، محو تماشای تصویر سقف موجدارش صورتگران چین. آئینههای تابدانش بوتهکاری به آب زر گردیده، یا نهالی است به آب آینه دمیده. رشک قوسقزح هر خَم طاق زرنگار میناکاریش. غیرت شفق رنگآمیزی شیشههای پرنقش و نگارش. هوایش به هوای ابر بسیار ماناست، گرفتگی هوا در اینجا بهجا. گرمخانهاش چون روح گرموتر، سردخانهاش از خسخانه بهتر. رختکنش از اعتدال هوا هم مبرهن با فصل بهار و هوایش چون شربت مرکب به گلاب به هر طبع سازگار.»[٣]پینوشتها: ۱. رک: فهرست کتابهای خطی فارسی در کتابخانۀ دانشگاه اوپسالا، ص ۲۱۹. ۲. رک: مناظرۀ مست و فقیه و صوفی همراه با شانزده متن نظم و نثر دیگر، ص ۱۹۵-۱۹۶. ٣. مناظرۀ مست و فقیه و صوفی همراه با شانزده متن نظم و نثر دیگر، ص١٩٩. 🆔 @Elmiyepub برای دیدن تصاویر، به پیوند زیر بروید.
▪️[کشف گنجخانۀ جمشید بهدست بهرام گور]
«هفتۀ دیگر شاه عزم شکار کرد با سپاهیان به دشت آمد. مردی بزرگزاده عصا در دست به پیش سپاه آمد و پرسید بهرام شاه کدام یک از شماست. موبد گفت سخنی داری با من بگوی. مرد پاسخ داد تا روی شاه را نبینم با کسی سخن نخواهم گفت. پس او را نزد شاه بردند. مرد از شاه درخواست کرد که از سپاهیان دور شود تا رازی را با او در میان نهد. چون از لشکریان کناره گرفتند گفت: من کدخدا و دهقان این سرزمینم، کشتزار خود را آبیاری میکردم. آب به سوراخی فرورفت و نیرو کرد. از سوراخ آوازهای سهگمین به گوش رسید. آوازها که از گنجخانه برآید. خواستم شما را از آن آگاه سازم. بهرام چون شنید با سپاهیان بدان سوی رفت و شبهنگام بر سر آن کشتزار چادر زد و آرامید. چون بامداد شد کارگران به کندن زمین پرداختد. به خانهای از خشت پخته رسیدند به ساروج اندوده و در آن دو گاومیش پیش آخوری زرین بر پای دیدند. آخورها پر یاقوت سرخ و درون گاومیشان پر از انار و سیب و بهی زرین و هر کدام آکنده به در ناب و چشمان گاومیشان از یاقوت و گرداگرد آنها شیر و گور با چشمان یاقوتین و تذوران و طاووسان با سینه و چشم گوهرنشان. موبد که به درون آن خانه رفته بود، پس از مشاهدۀ آن گنجینۀ عظیم نزد بهرام آمد و او را از چنان گنج بیرنج بهدستآمده خبر داد. بهرام گفت: هر که گنج نهادهاست بیشک نام خود را بر آن نوشتهاست. موبد گفت: نام جمشید بر آن گنجینه دیدم. بهرام شاه گفت: از گنجی که جمشید نهادهاست ما سود نخواهیم برد. همه را به درویشان باید داد، گنجی که من مینهم باید به شمشیر عدالت فراهم آورم. پس دستور داد که گوهرها را فروختند و بهای آنها را میان مستمندان قسمت کردند و ویرانیها را آبادان ساختند و وام وامداران را گزاردند.»
▫️برگردان روایتگونۀ شاهنامۀ فردوسی به نثر، ص ۳۰۶.
▪️گنجخانه
نگارهای از شاهنامۀ فردوسی
پادشاهی بهرام گور
کتابخانۀ دانشگاه لوند، Tornberg 54
+1
▪️مدارک طرح اولیۀ جایگاه سوخت در آبادان از شرکت کمپساکس در سال ۱۹۵۸
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+4
▪️مدارک طرح پروژهای شامل مجموعۀ مسکونی و هتل در بندرشاهپور از شرکت کمپساکس در سال ۱۹۵۶-۱۹۵۷
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+1
▪️مدارک طرح تابلوی راه همدان-کرمانشاه در سال ۱۹۶۰
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+6
▪️مدارک طرح خانۀ مسکونی برای محمدعلی حاج معین امین در اصفهان در سال ۱۹۵۷-۱۹۵۸ (۲)
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+9
▪️مدارک طرح خانۀ مسکونی برای محمدعلی حاج معین امین در اصفهان در سال ۱۹۵۷-۱۹۵۸ (۱)
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+5
▪️مدارک طرح خانۀ مسکونی برای دکتر امین در اصفهان در سال ۱۹۵۶-۱۹۵۷ (۳)
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+7
▪️مدارک طرح خانۀ مسکونی برای دکتر امین در اصفهان در سال ۱۹۵۶-۱۹۵۷ (۲)
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+8
▪️مدارک طرح خانۀ مسکونی برای دکتر امین در اصفهان در سال ۱۹۵۶-۱۹۵۷ (۱)
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+1
▪️مدارک طرح خانۀ آقای کازرونی در خیابان امین اصفهان در سال ۱۹۵۹
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
+9
▪️مدارک چندین طرح برای شرکت تولید بناهای پیشساختۀ دیسمان در سال ۱۹۷۷-۱۹۷۸ (۵)
▫️مجموعۀ هانس مانک هانسن
