ch
Feedback
K I M Y O R I T A

K I M Y O R I T A

前往频道在 Telegram

“There is no exquisite beauty without some strangeness.” -Edgar Allan Poe Talking: @Kimyoritabot https://telegram.me/PovNashenasBot?start=sc-zdeGvZEu52 IG:Darkimya / TikTok:Darkimia 🐆

显示更多
未指定国家未指定类别
945
订阅者
-824 小时
-267 天
-5430 天
帖子存档

کاملا درک می‌کنم که این حرفا فقط نیت خیر داره اما دوست دارم درک کنین من نزدیک‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین موجود توی زندگیم رو از دست دادم و سوگواری و ناراحت بودن حق منه. پس ناراحت نباش چون اون اذیت می‌شه فقط به من عذاب وجدان و سرکوب احساس می‌ده. شما نبودین ندیدین میشول اون شب چطوری رفت جوری که حتی مراجعین اون دامپزشکی هم بخاطر ما دوتا گریه‌شون گرفته بود و من هنوز که هنوزه تو شوک اتفاقم چون حتی خود دکترشم فکر نمی‌کرد مشکلش انقدر بد باشه. من راضیم از کاری که کردم و می‌دونم بچم تو آرامشه منم دارم به زندگیم ادامه می‌دم حتی خندیدم اما دوست دارم یادِ این بچه که خودِ من بود همیشه زنده نگه داشته شه برام. اگر دیدن این پیام‌ها اذیتتون می‌کنه مثل خیلیای دیگه که توی این ۴ روز لفت دادن، لفت بدین چون واقعا دوست ندارم حال شماهارم بگیرم. درنهایتم از طرف خودم و میشول ازتون ممنونم که سعی می‌کنین انرژی مثبت بدین.🤍

تا چهلم میخوای بشماری؟ ناراحت نباش که روحش در آرامش باشه لطفا اینجوری هم خودتو عذاب میدی هم اونو🥲

بعدِ تو هیچ چیزی دوست‌داشتنی نیست...

بعدِ تو هیچ چیزی دوست‌داشتنی نیست...

شبِ پنجم بی تو.

ای طلوعِ اولین دوست ای رفیقِ آخر من به سلامت، سفرت خوش ای یگانه یاورِ من

ای رفیقِ آخر من به سلامت، سفرت خوش ای یگانه یاورِ نن

شبِ چهارم بی تو.

دیگه کیمیا صدام بزنن جواب نمی‌دم.
دیگه کیمیا صدام بزنن جواب نمی‌دم.

قشنگ یادمه من اونروز بخاطر اینکه این آقا دلش نوازش می‌خواست دیر رفتم سر کار:)

اونجایی که رفتی باید حتما خیلی بهتر بوده باشه آخه تو این آدمو ول کردی رفتی.

هیچی جز غذا خوردن میشول برام مهم نیست

سیخ موندم تو جام تمرکز میشول به هم نخوره داره علوفه می‌خوره

رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها.

شبِ سوم بی تو.

بی‌شرف جای جیشتو من تمیز می‌کردم بعد می‌ری تو خواب رفیقام؟

تو یه کاری کردی من به خودِ قدیمیم حسودی کنم که تورو داشت.

شبایی که به هر دلیلی توی اتاق خودم نمی‌خوابیدم همیشه قبل از خواب می‌رفتم میشول و چک می‌کردم و بغل و بوس شب بخیرو انجام می‌دادیم. من از ترس نبودت دو شبه تو اتاقمون نمی‌خوابم و چقدر ترسناک‌تر بود وقتی ناخودآگاه اومدم سرت بزنم و دیدم تو توی اتاق نیستی...

میشول برات موز بخرمم نمیای دیگه؟