🧷 𝐊𝐢𝐦 ᴍᴀᴍᴀ 𐤀
关闭频道
𐤀 ورس شیپ هشتگ مخصوص امگاهای تو هیت #ɴꜰꜱᴡ 🔞
显示更多未指定国家未指定类别
5 265
订阅者
-1724 小时
-2777 天
+49330 天
帖子存档
5 265
😔😴
بیا عزیزم انتخاب کن کدومو بفرستم برا تبلیغات چنلت که از استفراغ کن تغذیه میکنه !؟
5 265
+2
این جنده کوچولوهای دزد هنوز از چنل ما نکشیدن بیرون
میان ویدئو و عکس واتر مارک خورده منو
نصف میکنن
میدن تبلیغات
😐
5 265
😔😴
از گپ بن نـــشدید کثونه واویلا ها
گپ قبلیو پاک کردم
کون نرمالوتو وردار بیار ✨🫠
🐤 Join link 🖇️ 🐤
5 265
🤩 ᴅᴇꜱɪʀᴇᴇ
🤩🤩
+ یعنی هر وقت ازم گم شدی ؟
_ ازت گم شدم ؟
+ خب... فرانسویها وقتی دلشـــون برای یکی تنـــگ شه میگن تو ازم گم شدی ...
مثل این میمونه که یه تیکه از وجودت گم شه.
𝐊𝐢𝐦 𐤀 ᴍᴀᴍᴀ
🤍🌟🌟🌟 🦷
5 265
+3
🤩🤩🤩🤩🤩❤️🔥 #ᴛᴡᴛ 🔥 𝐕ᴋ ✨
🤩🤩🤩
- یادمه خیلی واضح بهت گفتم
تو میتونی زیر این سقف بخوری و بخوابی
و فقط برای من پنتی توری بپوشی ، پس لازم نیست کار دیگه ای انجام بدی ...
جونگکوک با شنیدن صدای بم پشت سرش
یک تپش جا انداخت ...
قرار نبود ارباب کیم این موقع از روز تو عمارت باشه ؛
+ ا ـ اما ارباب کیم ...
من برا خدمت گذاری به شما اینجام ...
سکوت دلهره آوری به فضا حاکم شد
☢️ تهیونگ آروم و مصمم چند قدم به سمت جونگکوک برداشت
صدای پاشنه ی کفش های مردونه ش
رو سرامیک کف آشپزخونه هر لحظه بیشتر به استرس جونگکوک دامن میزد
🔥 به فاصله ی چند نفس از جونگکوک ایستاد
کمی سرشو خم کرد با صدای سنگین شده دم گوش جونگکوک زمزمه کرد :
- پس پاهاتو بپیچ دور تنم و برام ناله کن این بهترین خدمت گذاری که برای اربابت انجامش میدی ...
دستاشو دور بدن پسر کوچکتر پیچید و اونو روی جزیره ی آشپزخونه کمی به عقب هل داد
جونگکوک مثل یه وعده لذیذ و گرم بدون هیچ مقاومتی اونجا دراز کشیده بود ...
فکر اینکه سوراخ خوشرنگش الان تشنه ورودشه و فقط برای اون باز و بسته میشه باعث میشد شلوارش تنگ تر بشه
ـ پاهاتــو برام باز کن
بدن جونگکوک لرزید
اونقدر از اون نزدیکی و طنین صدای تهیونگ بی قرار شده بود
که شنیدن این جمله ی کوتاه به تنهایی در حد مرگ آشفته ش کرده بود
تهیونگ انگشت های کشیده و داغشو روی پوست سفید و رون توپر جونگکوک سر داد و دستشو زیر دامنش رسوند ...
- فااااااک ، زیر دامنت پنتی توری پوشیدی
تو واقعا آخرین ذره صبر منو به بازی گرفتی کاتالونیا...
تهیونگ هیسی کشید
همون طور که چشماش روی صورت گلگون جونگکوک در چرخش بود
زیپ شلوارشو باز کرد آلت سخت شده ش رو از باکسرش بیرون آورد و چندبار پمپش کرد
چند قطره پریکامی که سر آلتش رو مرطوب کرده بود روی طول عضوش پخش کرد
🩸 به اندازه کافی لزج و خیس شده بود
جونگکوک سعی کرد چشماشو از صحنه ی روبه روش بگیره و نگاهشو به صورت تهیونگ برسونه
تهیونگ با صورت آشفته و بین پاهاش ایستاده بود و با دهن نیمه باز نفس میکشید
این مرد سکسی ترین چیزی بود که تو کل عمرش دیده بود
+ کاتلیــا یعنی چی !؟
تهیونگ فاصله رو به صفر رسوند و همونطور که آلتشو با آرامشی کشنده وارد میکرد با صدایی که از خواستن میلرزید زمزمه کرد :
- اون یه گـل ارکیده س
به رنگ هارمونی پوست سفید بدنت و نیپلای صورتیت که داره میکشه
🤩🤩
🤩🤩
با تموم شدن جمله ش دیگه نتونست
خود دار باشه و محکم شروع به کوبیدن تو سوراخ گرم مورد علاقه ش کرد و تا صدای هق زدن و ناله های جونگکوک رو بلندتر بشنوه ...
⭐🤩🤩
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🤩🤩 🎀 𝐊𝐢𝐦 𐤀 ᴍᴀᴍᴀ 🤩🐾
5 265
🍑🔥 یه جایی تو سئول
تخت حسابی سر و صدا کرده
برند لباس هم دست به کار شد جونگکوک رو منشن کرد
🔫🩸 تیر خلاصی بپیکر بیجان تهکوکر ...
🖤🖤🤩🤩🤩🤩✨
🖤🖤𝐊𝐢𝐦 𐤀 ᴍᴀᴍᴀ ✨
5 265
هربار دستاشو میبینم میزاره رو کمرش 😭
اون حالت مراقبش 😭
جوری که مث یه چیز با ارزش و شکستنی مراقبشه 😩
جوری که ابسسد نگاش میکنه 😳
با چشماش هر لحظه اسکن میکنه، که نکنه برت مورد علاقه ش یک اپسیلون تعادلش بهم بخوره
واااااااااااااااااااااااای هربار زنم .....
بدبختم کردین خفه شید جفتتون 😌
