Narsiva Emotional Magazine 🐚
前往频道在 Telegram
Art / Music / Podcast / 📸 به قبیله نارسیوا خوش اومدید.
显示更多未指定国家未指定类别
259
订阅者
无数据24 小时
+47 天
+2530 天
帖子存档
میلاد درخشانی
بی وقفه بزن بر من
بی وقفه بزن باران بر چشمان غمگینم بر این خانه ویران
احساسی که می دانم بعد از تو نمی آید میسازم و میسوزم من دیوانه ام شاید
طوفان زده در خویشم دیوانه ترم با تو دنیا همه ویران شد با دست خودم یا تو
سیلی که مرا بلعید سیلی که امان از تو آهی که خرابم کرد آهی که فغان از تو
ای بی خبر از حالم گاهی نگارنم شو جان منه دیوانه یک ثانیه جانم شو
آژگادار
خانهی عشاق و خاطرهها.
نارسیوا
سالها پیش سفرش را
از همینجا آغاز کرد؛
در جستجوی پاسخی برای
«من کیستم؟»
و حالا،
پیش از آغاز سفری تازه،
اینجا آرشیوِ عشقها،
دلبستگیها و ردِ عبور اوست.
#DictionaryOfLove
#NarsivaPlaylist
#VisualPoetry
#LateNightFeelings
#CinemaOfLove
#NarsivaNotes
#ForRomantics
#ArtOfFeeling
اینجا قراره فضایی باشه
برای کسایی که زیاد احساس میکنند،
زیاد فکر میکنند،
و هنوز زیبایی را وسط این همه شلوغی دنیا میبینند.
اینجا فقط موزیک نیست.
یک آرشیو احساسیست
از عشق، هنر، شبهای طولانی، زنانهگی، و چیزهایی که نمیشود همیشه بلند گفت.
درگوشی های نارسیوا با شما
— Narsiva
Dictionary of Love
در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا
می خواند.
#DictionaryOfLove
#NarsivaPlaylist
#VisualPoetry
#LateNightFeelings
#CinemaOfLove
#NarsivaNotes
#ForRomantics
#ArtOfFeeling
مجله هنری، عاشقانه های نارسیوا
داستان قهرمانی پری
از جنگل تا دریا
در جستجوی عشق
در جستجوی صدای مرغ حق
🧜♂️
2222
...
https://t.me/saramusicse
#DictionaryOfLove
#NarsivaPlaylist
#VisualPoetry
#LateNightFeelings
#CinemaOfLove
#NarsivaNotes
#ForRomantics
#ArtOfFeeling
faramush nakan ahang az dionisos ‧ 2002
تو با چهرهای خندان به سمت من میدوی به تو نگاه میکنم، افکار به من هجوم میآورند چطور میتوانستم فکر کنم که این درست است برای توجیه حالت دیوانگیام پس چشمانم را میبندم و از همه خدایان تشکر میکنم که ذهنم را باز کردم و فهمیدم که بعضی چیزها باید باشند پس فراموش نکن که من که هستم و من همیشه آنجا خواهم بود و سعی میکنم تا بهترین کاری را که میتوانم انجام دهم کسی که وقتی به نظر میرسد زندگی از هم میپاشد، بتوانی به او تکیه کنی. پس هر اتفاقی که برایت افتاده را فراموش نکن. میدانم که میخواستم فرار کنم و اینکه دنیایم را کاملاً سیاه نقاشی کرده بودم فقط میتوانستم تصویر خودم را ببینم ایستاده بودم آنجا بدون هیچ چیز با رویاهای شکسته نمیتوانم درخواست درک کنم چون میدانم چیزی که آن موقع خیلی. تلاش کردم از آن دور شوم حالا نمیتوانم بدون آن زندگی کنم.
17071717
1414
Follow me 👉
https://t.me/saramusicse
مردم و دوباره برخواستم تا متوجه بشوم
دنیای همانیست
که میبینی، نه آنچه می اندیشیدی
که فهمی در میان نیست
🫨🙀👁👀
کنترل دست ✋️
🕺🏃♀👫💃💅
