نمیدانم،
前往频道在 Telegram
اینجا قطعهایست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیریست؛ بیتسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.
显示更多未指定国家未指定类别
217
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-530 天
帖子存档
217
دیوانهوار مینوشت، اما آثارش را با وسواسی بیمارگونه از نگاه عموم پنهان میکرد؛ گویی هر سطر، بخشی از اعترافی بود که هنوز آمادگی شنیدهشدن نداشت.
217
همیشه عصر از خانه خارج میشد، در کوچه و خیابانها پرسه میزد، آدم ها را مشاهده و تأویل میکرد، سیگار میکشید و تنها برای حیوانات و کودکان شفقتی در دل داشت. خشونت از نگاهش تراوش میکرد، اما در ژرفای وجودش آدمی دلپاک، ساده، صاف، معصوم و دروغگو بود.
217
مونولوگهای درونیم نیاز به روایت دارند. اما اندکی زمان نیاز دارم تا همه اصوات درونیم را به ساحت کلمات بیاورم.
217
کیرم تو همهجای دنیا؛ برای من، اینجا با تمام ملال، تناقض، زوال و ویرانیاش، به نزدیکترین صورت ممکن به بهشت است.
تشکی📍
217
روزی نسیمی میشوم، بر بوتهها میوزم، دود سیگارت را با خود میبرم، میروم تا لبهٔ درهها و در فراز سقوط بالا میافتم.
217
کلاً ساکت بودیم؛ چیزی نزدیک به دو ساعت در مجاورت یکدیگر حضور داشتیم و سکوت میانمان امتداد یافته بود. فقط در واپسین لحظات مسیر به این جمعبندی متافیزیکی رسیدیم که همه کیری هستند و فقط ما خوبیم.
